بیوگرافی و عکس ندا ملکی مجری تلویزیون

ندا ملکی

دکتر ندا ملکی، مجری تلویزیون، سال ۵۹ در اردبیل در خانواده‌ای فرهنگی و متدین به دنیا آمد. وی از دوران کودکی به فعالیت‌های دینی علاقه‌مند بود و بیشتر اوقات همراه با مادربزرگش به یادگیری قرآن کریم می‌پرداخت. مادربزرگش با وجود اینکه سواد خواندن قرآن داشت اما نمی‌توانست معانی آیات الهی را بخواند به همین جهت ندا پس از مدرسه به خانه مادربزرگش می‌رفت و معانی قرآن را از پارسی به گویش آذری ترجمه می‌کرد. مادربزرگش نیز به او نماز را می‌آموخت.

ادامه خواندن بیوگرافی و عکس ندا ملکی مجری تلویزیون

گفتگو با زوج هنری راحله امينيان و عليرضا كنگرلو

در اولين نگاه مي‌توانستي حدس بزني چه صميميت و رفاقتي دارند، دو دوست و همكار و شريك زندگي، مي‌گويند: از اول سعي كرديم مكمل هم باشيم و به هم كمك كنيم، البته اين هم مساله كاري است و هم زندگي. در آغاز سال نو شايد گفتگو با يك زوج هنري خوشبخت و موفق خالي از لطف نباشد.
راحله امينيان، مجري برنامه تلويزيوني به خانه برمي‌گرديم كه چند ماهي است از برنامه صبحگاهي صبح تهران به عصر آمده تا در قالب گروه به خانه برمي‌گرديم قرار گيرد و عليرضا كنگرلو گوينده برنامه‌هاي ورزشي راديو ورزش مهمان «جام‌جم» شدند تا حرف‌هاي دلشان را با صداقت تقديم شما كنند.

چندمين بهار زندگي مشتركتان را پشت سر مي‌گذاريد؟

امينيان: هفت بهار كنار هم بوديم و هشتمين بهار را آغاز كرديم.

در اجراي يك برنامه خانوادگي تجربه زندگي شخصي تا چه حد به شما كمك مي‌كند؟

كنگرلو: البته زماني كه راحله اجراي برنامه شهر سلامتي را بر عهده داشت به لحاظ محتواي پزشكي و بهداشتي برنامه، تجربيات خوبي كسب كرد، كه الان در اكثر رشته‌هاي مختلف پزشكي اطلاعاتي دارد و اين كمك بزرگي برايش در اجراست.

منظورم همراهي با كارشناس برنامه در خصوص طرح سوالات مردم است.

امينيان: به هر حال ما نماينده مردم هستيم و وظيفه داريم خواسته‌هاي مردم را در برنامه مطرح كنيم و اندك دانسته‌هاي ما تلفيقي مي‌شود تا مردم را راضي كند، كه آنچه از مسائل و مشكلاتشان مي‌گويند به طور روشن و شفاف با كارشناسان مطرح شود.

آقاي كنگرلو فكر نمي‌كنيد سطح اجرا و گزارشگري راديو ورزش همتراز با راديوهاي ديگر نيست و به نحوي اكثر گوينده‌ها ترجيح مي‌دهند از راديو ورزش به راديوهاي ديگر تغيير مكان بدهند؟

كنگرلو: اصلا اين طور نيست، چه بسا گزارشگران ورزشي راديو ورزش از برخي از گزارشگران تلويزيون تواناترند.

با شغل همسرتان مخالفتي نداريد؟

كنگرلو: از اولش هم مشكل نداشتم، البته اين يك حسن است، همسرم را به عنوان يك گوينده قوي تلويزيون قبول دارم و همين حضورش در تلويزيون به زندگي ۲ نفره ما كمك مي‌كند با تجربيات خوبي كه به دست مي‌آورد.

شناخته شدن و محبوبيت و معروفيت همسرتان در بين مردم براي شما ايجاد مزاحمت نمي‌كند، با توجه به اين كه شما هم شناخته‌شده‌ايد؟

كنگرلو: من اذيت نمي‌شوم، مگر اينكه خودش ناراحت شود.

امينيان: من از اين كه در كنار مردم باشم لذت مي‌برم.

رفتار برخي از هنرمندان زن نشان مي‌دهد  خانم‌ها علاقه بيشتري به معروفيت دارند، نظر شما در اين خصوص چيست؟ آيا فعاليت شما در تلويزيون و نرفتن شما به راديو دليلش همين است؟

امينيان: من واقعا راديو را دوست دارم و هميشه گفته‌ام راديو عشق است براي همه و من آنهايي را كه در راديو هستند هم به لحاظ تجربه و هم به لحاظ كارشناسي آدم‌هايي قدرتمند مي‌دانم.

پس چطور شد گوينده راديو نشديد؟

امينيان: من در راديو تست دادم و قبول شدم اما مصادف شد با اجراي تلويزيون و ترجيح دادم در راديو همان سردبير و نويسنده بمانم و در تلويزيون هم مجري.

فرق اجراي راديو و تلويزيون؟

كنگرلو: تفاوت‌هاي زيادي دارند، اجراي تلويزيون سخت‌تر از راديو است، با توجه به اين كه ما اجراي هر دو رسانه را تجربه كرديم، اگر گوينده موفق راديو باشي اجراي تلويزيون به لحاظ اين كه قابليت خودش را دارد، نبايد به موفقيت تلويزيون هم در اجرا مطمئن باشي.

امينيان: تلويزيون با كمك دكور، تصوير و فضا به شما كمك مي‌كند كه قدرت ارتباط با مخاطب را بيشتر كني، اما شايد برقراري اين هماهنگي لازم از حيطه قدرت برخي خارج باشد.

اجراي ۲ نفره هم داشتيد؟

كنگرلو: در دوران نامزدي يك اجراي ۲ نفره در شبكه ۲ براي ايام دهه فجر داشتيم و البته قرار بود برنامه به خانه برمي‌گرديم را هم ۲ نفره اجرا كنيم، كه من فعلا مايل به حضور در تلويزيون نيستم، تا وقتش فرا رسد.

وقتش چه زماني است؟

كنگرلو: اگر شبكه جام‌جم كه ما محدوديتي براي فعاليت همزمان آن با راديو نداشتيم، پيشنهاد يك برنامه خوب با زمان و قسمت‌هاي مناسب را دهد و فكر خوبي هم پشتش باشد شايد قبول كنم. اما برنامه روتين و در حال پخش را براي اجرا نمي‌پسندم.

الگوي شما در كار گويندگي؟

كنگرلو: با ارتباط نزديكي كه با مهران دوستي دارم، گاهي اوقات، نكته‌هايي را كه بايد بدانم به من گوشزد مي‌كند، البته مدتي است تصميم گرفتم در كلاس‌هاي آموزشي شركت كنم.

الگوي شما خانم امينيان؟

امينيان: من سعي مي‌كنم از هر كسي چيزي ياد بگيرم، اما در كلاس‌هاي آموزشي آقاي ميرفخرايي شركت مي‌كردم و حرف‌هايش را به طور عملي در برنامه‌ و كارم پياده مي‌كردم، خيلي از جوان‌ها كه تازه وارد راديو مي‌شوند، تقليد را با الگو اشتباه مي‌گيرند، تقليد خوب نيست، اما نوآوري خوب است، مردم ما خيلي فهيم‌اند و خوب مي‌فهمند  شما در اجرايي كه داريد ادا درمي‌آوريد يا نوآوري مي‌كنيد.

دوست نداريد بازيگري را تجربه كنيد؟

امينيان: هيچ وقت علاقه‌اي به اين كار نداشتم و چند بار پيشنهاد شد، البته عليرضا هم پيشنهاداتي داشت كه من قبول نكردم، هميشه از بازيگري فراري بودم، يعني علاقه ندارم.

واقعا علاقه نداريد؟

كنگرلو: من هم به خاطر راحله سعي كردم به سمت بازيگري نروم.

سفارش شما به جوان‌ها؟

امينيان: به اطرافيانم سفارش نمي‌كنم به سمت اين شغل بيايند چون معمولا خانم‌هاي شاغل در جامعه ما خيلي اذيت مي‌شوند، اين كار اوقات فراغت ندارد، از برخي فعاليت‌هاي مفيد زندگي از جمله ورزش‌هاي مختلف دور مي‌شوند. تحصيل و تفريح تحت‌الشعاع كار قرار مي‌گيرد.

كنگرلو: البته وقتي به منزل مي‌روم همه چيز مرتب و غذاي خوشمزه‌اي كه با دستپخت خودش آماده كرده حاضر است و نشاني از زندگي كارمندي نمي‌بيني و با منزل يك زن خانه‌دار كدبانو روبه‌رو مي‌شويد.

از نحوه آشنايي‌تان بگوييد.

امينيان: من و عليرضا در راديو پيام با هم آشنا شديم و اين آشنايي، زود منجر به ازدواج نشد، ما دوست نداشتيم در فضاي همكاري، با واسطه با هم آشنا شويم، سعي كرديم هيچ وقت به كسي اجازه ندهيم در فضاي همكاري در كار ما دخالت كند، سعي كرديم خيلي عاقلانه، تضادها و سليقه‌هايمان را بررسي كنيم و بعد از بررسي با هم ازدواج كرديم.

درگيري و دعواي زناشويي؟

امينيان: در زندگي ما منعي نيست كه كسي خواسته‌ها و ايده‌هايش را مطرح كند، هر كس خيلي راحت نظرش را مي‌گويد و با مشورت با هم به يك نتيجه مي‌رسيم و در هر زندگي اگر مشورت و گفتگوي سالم باشد منجر به درگيري نمي‌شود.

بزرگترين علت جدايي بين جوان‌ها خصوصا هنرمندان؟

كنگرلو: عدم شناخت درست، اول عاشق شدن بعد عاقل شدن و تصميم عاقلانه گرفتن.

همزباني شما ناشي از چيست؟

از نوع كار و برخورد با مسائل توام با زندگي، به هر حال نوع كار كمك مي‌كند تا به كار هم پيشنهاد و انتقاد كنيم و دوستانه به هم كمك كنيم، حتي در حين اجرا سعي مي‌كنيم همديگر را راهنمايي كنيم، ايرادهايي هم اگر در اجرا از همديگر مي‌بينيم حتي در حين برنامه از طريق تلفن يا پيام به هم ابلاغ مي‌كنيم.

بزرگترين مشكل زندگي؟

امينيان: دروغ گفتن، صادق نبودن، الحمدلله ما هيچ وقت مشكلي نداشتيم كه براي حل آن ناتوان باشيم. بيشتر مشكلات كاري بود.

بهترين سفارش به جوان‌ها به عنوان يك زوج موفق و خوشبخت؟

كنگرلو: ايمان و عقل به يك زندگي كمك مي‌كند و بعد مشورت با بزرگان براي حل مشكلات كلي زندگي، نه دخالت.

كلام آخر:

آرزوي سلامتي و سالي خوش.

ژیلا صادقی مجری تلویزیون ازدواج کرد!

ژیلا صادقی مجری تلویزیون در سن ۴۳ سالگی مجدد ازدواج کرد، اون قبلاً نیز ازدواج و جدا شده بود ولی مجدد ازدواج کرده است.

ادامه خواندن ژیلا صادقی مجری تلویزیون ازدواج کرد!

احسان پوراسد مجری تلویزیون

 

دوستی صمیمی به نام احسان پوراسد

شاید شما هم برنامه ۱۴۴۲ را به خاطر داشته باشید، برنامه ای که هر روز ساعت ۱۶:۳۰ پخش می شد، و با مسابقات و بخش های متفاوت و جذابش سعی در نفوذ در دلهای مخاطبان و آشنایی هر چه بیشتر آنها با قرآن و اهل بیت را داشت.

مجله اینترنتی سیب پل ارتباطی شد تا با مجری جوان و توانای “تا اوج ماه ۱۴۴۲ ” یعنی “احسان پور اسد” آشنا شویم و از او بخواهیم تا با ما مصاحبه ای دوستانه انجام دهد و ما و مخاطبان این وبلاگ را را با نحوه ورود به تلویزیون و ناگفته هایش بیشتر آشنا سازد. او صمیمانه دعوت ما را پذیرفت و به سوالات ما پاسخ گفت:

ادامه خواندن احسان پوراسد مجری تلویزیون

شعله رزمجو گوینده خبر

شعله رزمجو

شعله رزمجو

خانم شعله رزمجو متولد ۱۳۶۰ ، کارشناس ارشد کشاورزی رشته خاک شناسی، گوینده سابق شبکه شیراز.

در برخی از سایت ها سید دانیال معین آل داوود را به عنوان همسر خانم شعله رزمجو آورده اند که تاکنون نه تایید رسمی و نه تکذیب رسمی شده است.

سید دانیال معین آل داوود متولد مازندران در ۱۲ خردادماه سال ۱۳۶۴ در قائمشهر به دنیا آمدم و فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد فیزیولوژی هستم. دو برادر و یک خواهر بزرگ‌تر از خود دارم و فرزند آخر خانواده می‌باشم، پدرم بازنشسته اداره برق و مادرم خانه‌دار هستند.

مصاحبه با خانم شعله قطب رزم‌جو ، گوینده خبر چند دقیقه مانده به پخش خبر، وقت زیادی ندارد، محوطه جام جم و ساختمان معروف شیشه ای، گپی کوتاه با خانم شعله قطب رزمجو گوینده خبر.

خانم رزمجو ، اهل کدام نقطه از کشورعزیزمان هستید؟

رزمجو: متولد چالوس یکی از شهرهای مازندران هستم.متولد ۱۳۶۰ بعضی از هنرمندان و گویندگان و بازیگران از ابتدا عشق ورود به رادیو وتلویزیون را دارند .

شما از کدام دسته از رسانه ای ها هستید؟

خانم رزمجو: از بچگی دوست داشتم دکتر بشوم، اونم جراح قلب، با اینکه رشته ی تحصیلی‌ام تجربی بود و خیلی هم درسخوان بودم اما در رشته پزشکی قبول نشدم. تحصیلات مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد خاکشناسی را در اهواز و رشته حقوق را در شیراز گذرانده‌ام. همزمان با تحصیل رشته حقوق نیز به عنوان مدرس در دانشگاه شیراز به دانشجویان رشته کشاورزی دروس پایه و برخی از دروس تخصصی را تدریس می کردم.

چگونه خبری شدید؟

خانم رزمجو:خیلی اتفاقی، در یکی از روزهای بهاری سال ۸۶ درحالی‌که برنامه‌های صدا و سیمای مرکز فارس را تماشا می کردم، متوجه فراخوان جذب گوینده این مرکز شدم. به دلیل علاقه وافرم، پیگیری کردم، تست دادم و خدا رو شکر پذیرفته شدم. در ابتدا با برنامه‌های تولیدی و خواندن اطلاعیه در رادیو شروع کردم و در حال حاضر ۵ سال است که به صورت حرفه‌ای گویندگی خبر می کنم.

تفاوت کار در رادیو و تلویزیون؟

خانم رزمجو:کار در رادیو به دلیل اینکه همه مطالب باید از طریق صدا و احساس منتقل بشود، سخت‌تر از تلویزیون است.

اولین خبری که خواندید یادتان هست؟

خانم رزمجو: بله کاملا یادم هست. به خاطر تجربه اول و استرسی که داشتم، شهر إوز در استان فارس را اُوز خواندم و یک ماه از اجرا منع شدم. یکی از شبهای جمعه که در مرکز شیراز گوینده خبر بودم،‌ هنگام خداحافظی از طریق گوشی به من اطلاع دادند که از مردم دعوت کنم بعد از اتمام خبر، فیلم سینمایی ببینند؛ که در زمان اعلام، واژه سینمایی با کلمه آدینه ترکیب شد و گفتم آینه خوبی داشته باشید.

استرس و گویندگی خبر چه ارتباطی دارند؟

خانم رزمجو: بعضی خبرها و به خصوص خبرهایی که دقیقه ۹۰ به دست گوینده می‌رسند، استرس زا هستند. هرچه قدر تجربه شما در این حوزه بیشتر باشد بالطبع استرس هم کمتر خواهد بود؛ شمرده خواندن خبر یکی از راههای کاهش میزان استرس است.

گویندگان رادیو همیشه ازتفاوت دستمزدها در رادیو وتلویزیون گلایه داشته اند.دستمزد درآمد گویندگان خبر رضایت بخش هست؟

خانم رزمجو: درآمدگویندگان خبر، چون ما کارمند خبر محسوب می‌شویم، قیمت اجراها بستگی به تحصیلات، تجربه گوینده و اهمیت بخش خبری دارد.

گوینده خبر چه ویژگیهائی نسبت به بقیه گویندگان دارد؟

خانم رزمجو: اطلاعات عمومی بالا، تخصص درحوزه خبر، صدا و چهره ای که حداقل استانداردها را داشته باشد و پشتکار بسیار زیاد. حتی پوشش گوینده هم، هر لباسی که گوینده‌‌ها می‌پوشند با هماهنگی و تأیید مسئولان مربوطه انتخاب می‌شود. رنگ لباس هم متناسب با دکور و بخش خبری از طرف مدیران پخش اخبار توصیه می شود.

ایام بیکاری و تنهایی را چگونه سپری می کنید؟

خانم رزمجو: شعر و نقاشی دو همدم و همراه من در زمان تنهایی و بیکاری است. در حوزه ترجمه نیز فعالیت می‌کنم و اخیراً نیز از نشریه “ساینس دیلی” مطلبی ترجمه کردم که بر اساس آن دانشمندان ثابت کرده‌اند، اشعه‌های گوشی‌های همراه منشأ بسیاری از بیماری‌ها به ویژه سرطان است. البته موسیقی سنتی را هم دوست دارم و کارهای همایون شجریان را نسبت به دیگران بیشتر می‌پسندم.

از شیطنت‌های کودکانه‌ خودتان بگویید؟

خانم رزمجو: خیلی شیطون نبودم ولی سنتور کار می‌کردم؛ بعد همه‌ اعضای خانواده رو مجبور می‌کردم تا صدای سازم رو  بشنوند. اما امروزه مهمترین هدف زندگی من این است که در کنار خانواده، زندگی سالمی داشته باشم، توکل و اعتقاد قوی به خداوند بزرگ نیز آرام‌‌‌‌‌بخش همیشگی من بوده و هست. دوست دارم در حوزه خبر پیشرفت کنم و در رشته تحصیلی نیز مدرک دکتری بگیرم و با احترام به تمامی آبی دوستان؛ قرمز هستم.

برچسب‌ها: شعله رزمجو, گوینده خبر, گوینده خبر زن, اخبار, مجری زن

بیوگرافی و عکس فریده فرخی نژاد

فریده فرخی نژاد

فریده فرخی نژاد

فریده فرخی نژاد

فریده فرخی نژاد

فریده فرخی نژاد

فریده فرخی نژاد

فریده فرخی نژاد

فريده فرخي‌نژاد متولد ۱۳۳۹ آبادان، فارغ‌التحصيل مديريت امور فرهنگي، با۳۰ سال سابقه كار گوينده اخبار و برنامه‌هاي سياسي، اجتماعي در تلويزيون و راديو است. علاوه بر اجراي خبر در شبكه ۱ سيما برنامه‌هاي روزنه، موج روز و جهان سياست از جمله برنامه‌هايي است كه با صداي او در راديو در حال پخش است. او مي‌گويد: اجراي برنامه جهان سياست را به لحاظ ارتباطي كه به مسائل روز ايران و جهان دارد بيشتر مي‌پسندم.

از جهان سياست كه برنامه مورد علاقه شماست بگوييد؟

جهان سياست برنامه‌اي از گروه سياست راديو ايران است كه شنبه تا پنجشنبه هر هفته با هدف بررسي مهم‌ترين رويدادهاي سياسي ايران و جهان مهمان خانه‌هاي مردم است. با وجود اين‌كه بازنشسته شده‌ام، اما به دليل علاقه به مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي و نيز علاقه به اجرا و گويندگي كه بهترين راه ارتباط با مخاطب است به اجراي اين برنامه و ساير برنامه‌ها مي‌پردازم.

فكر مي‌كنيد چه چيزي برنامه جهان سياست را ماندگار مي‌كند؟

به روز بودن مسائل مطرح شده، تنوع در اجرا، خلاقيت و نوآوري در تهيه از عوامل ماندگاري اين برنامه است. كما اين كه سال‌هاست اين برنامه توليد مي‌شود و ارتباط خوبي هم با مخاطب برقرار كرده است.

از ديگر برنامه‌هايتان بگوييد.

در حال حاضر در راديو ايران به عنوان گوينده پخش زنده و همچنين برخي اوقات گوينده برنامه موج روز هستم. اين برنامه هم به مسائل سياسي مي‌پردازد و منافع ملي را از زواياي مختلف مورد نقد و بررسي قرار مي‌دهد. از ديگر برنامه‌هايم برنامه روزنه است. اين برنامه هر هفته از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۵‌/‌۱۰ به تهيه‌‌كنندگي آقاي فياضي و سردبيري و نويسندگي آقاي محمودزاده از راديو ايران توليد و پخش مي‌شود.

در راديو تجارت چه برنامه‌اي داريد؟

در راديو تجارت رويدادهاي تجاري ـ اقتصادي را روزهاي يكشنبه، سه‌شنبه و پنجشنبه از ساعت ۷ تا ۱۲ به طور زنده اجرا مي‌كنم.

گويندگي را چطور انتخاب كرديد؟

خب اين قصه سر دراز دارد. منكر علاقه به اين كار (گويندگي)‌ نيستم، از دوران نوجواني به ديدن برنامه‌هاي تلويزيون و شنيدن راديو علاقه‌مند بودم. قصه‌هاي شب راديو را خانوادگي گوش مي‌كرديم و اخبار را هم با علاقه و كنجكاوي دنبال مي‌كردم. اما خيلي اتفاقي و به وسيله يكي از آشنايان وارد عرصه گويندگي شدم و بعد از دادن تست صدا و قبولي و آموزش‌هاي لازم كارم را شروع كردم. آن موقع در صدا و سيماي مركز خليج‌فارس كار مي‌كردم.

اولين‌باري كه پشت ميكروفن نشستيد چه احساسي داشتيد؟

سوال سختي است چون از آن زمان حدود ۳۰ سال مي‌گذرد. من در بندرعباس بودم و اصلا فكرش را هم نمي‌كردم كه چنين كاري بتوانم بكنم، اما احساس مسووليت و جدي بودن كار، به من كمك كرد تا بتوانم بدون ترس، پشت ميكروفن بنشينم و برنامه اجرا كنم. البته دركنار گويندگان پيشكسوتي مانند آقايان اكبرپور و عظيما و مرحوم سركار خانم پروانه سليماني.

شما از جمله افرادي هستيد كه گويندگي در راديو و تلويزيون را تجربه كرده‌ايد. به نظر شما گويندگي در راديو با گويندگي در تلويزيون چه تفاوت‌هايي دارند؟

گوينده‌اي كه در راديو كار كرده، راحت‌تر و آسان‌تر مي‌تواند در تلويزيون اجرا داشته باشد. كما اين كه بهترين مجريان تلويزيون، كارشان را از راديو آغاز كرده‌اند. بنابراين مي‌توان گفت عامل تصوير، نور، دكور و افكت‌هاي مختلف مي‌تواند يك گوينده تلويزيون را ياري دهد، اما در راديو فقط حس گويندگي مي‌تواند موثر و مفيد باشد. از آنجا كه گوينده در راديو، فقط از طريق صدا با مخاطب ارتباط برقرار مي‌كند، بايد بتواند تمام حس مطلب را از طريق صدا به مخاطب منتقل كند، براي همين است كه گويندگي در راديو سخت‌تر از تلويزيون است. شادي، غم، هيجان،‌ خنده، گريه و… همه اينها مواردي است كه گوينده راديو بايد بتواند بخوبي به مخاطب منتقل كند.

تفاوت گويندگي و مجري‌گري را در چه چيزهايي مي‌بينيد؟

يك گوينده شايد فقط موظف باشد از روي متن بخواند، اما به هر حال بايد توانايي برقراري ارتباط بدون متن را هم داشته باشد. چه بسا از گوينده‌اي در حال پخش زنده خواسته شود جمله‌اي بگويد، بايد اين توانايي را داشته باشد. اما يك مجري، با توجه به اين كه «متوني هم ممكن است در اختيارش باشد»، در اجرا و بيان آزادتر است و چندان متكي به متن نيست، اين را هم بگويم گوينده‌اي موفق است كه هم با متن و هم بدون متن بتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند.

به نظر شما در راديو داشتن صداي شاخص مهم است يا قابليت گويندگي؟

به نظر من هر دوي اين موارد مكمل يكديگر هستند. بدون صداي شاخص شايد بتوان گويندگي كرد، اما جذابيت و گيرايي لازم را نخواهد داشت. كسي هم كه تنها داراي صداي شاخص باشد و از قابليت‌هاي اجرا و ويژگي‌ها و مهارت‌ يك گوينده و مجري برخوردار نباشد، احتمال موفقيتش كم مي‌شود.

بهترين خاطره راديويي فريده فرخي‌نژاد…

بهترين خاطره راديويي‌ام مربوط مي‌شود به آشنايي با همسرم عليرضا چخماقي. ايشان در آن زمان چون شرايط جنگي بود و آماده‌باش كامل، باوجود آن كه تهيه‌كننده تلويزيوني بودند، در پخش راديو هم به عنوان صدابردار و نويسنده هم همكاري مي‌كردند و من هم كه گوينده پخش راديو بودم، قسمت شد ما با هم ازدواج كنيم.

و بدترين خاطره…

يادم مي‌آيد يك زماني براي خبر ساعت ۷ صبح راديو ايران، در محل كارم خوابم برد. زماني كه بيدار شدم دو سه دقيقه مانده به ساعت ۷ با عجله وارد استوديو شدم،اما چون دويده بودم تنها توانستم ساعت و مكان را اعلام كنم، بعد بيهوش افتادم كف استوديو و ديگر هيچي نفهميدم.

مهم‌ترين توفيق خودتان را در چه مي‌بينيد؟

الحمدالله در طول سال‌هاي خدمتم، همواره سعي كرده‌ام كارم را با وجدان كامل انجام بدهم. هيچ گاه از آموزش و يادگيري حتي از جوان‌ترها، نهراسيده‌ام. هر بار كه جلوي دوربين و پشت ميكروفن قرار گرفته‌ام، درصدد ياد گرفتن مطلب يا نكته جديدي بوده‌ام. هميشه به كار دسته‌جمعي و گروهي‌ ايمان داشته‌ام، به عقايد و نظرات ديگران احترام گذاشته‌ام و هميشه به همكاران جوان و تازه‌كار  اميدواري داده‌ام.

و سخن پاياني و كلام آخر.

از كساني كه مايل هستند وارد عرصه گويندگي شوند، تقاضا مي‌كنم همه جوانب اين كار را در نظر بگيرند. گويندگي مسووليت‌آور است. تنها به جنبه‌هاي ظاهري و شهرت آن فكر نكنند. خود را از همه نظر مجهز كنند و بعد وارد اين عرصه شوند. در گويندگي كسي كه ظرفيت نداشته باشد خيلي زود شكست مي‌خورد.

برچسب‌ها: فريده فرخي‌ نژاد, گوینده زن, گوینده خبر, خبر

سولماز اصغری: مجری بايد خودش باشد!

سولماز اصغری

خانم سولماز اصغری مجری مراسم بیماران مبتلا به سرطان موسسه بهنام دهش پور

سولماز اصغري از گويندگان باسابقه خبر مي گويد: كار گويندگي مانند هر كار ديگري تابع شرايط روز است و تغيير، جزو لاينفك آن است. او مي افزايد: گوينده موفق كسي است كه فاصله ها را از ميان بردارد و كليشه ها را بشكند، چنانچه در حال حاضر اين نزديكي به مخاطب چه در نحوه اجرا و چه در تحرير خبر حس مي شود و با لحن محاوره اي كه مجري برمي گزيند به مخاطب نزديك تر مي شود. او در ادامه مي گويد: مجري ها ديگر از آن حالت روبات گونه خارج شده اند و مانند يك دوست در برابر مردم مي ايستند و صميمانه با آنها رفتار كرده و مانند گذشته خشك به آنها نگاه نمي كنند و مردم كه مجري را از جنس خودشان و قابل لمس مي يابند، مي پذيرند و با او ارتباط برقرار مي كنند.

سولماز اصغری

سولماز اصغری

سولماز اصغری

سولماز اصغری

اين گوينده خبر در مورد محدوده آزادي عمل مجري مي گويد: مجري بايد با توجه به خصوصيات فرهنگي و اجتماعي حاكم در جامعه پيش رود و با آن هماهنگ باشد و اگر خلاف آن عمل كند مخاطب او را پس مي زند و موفق نخواهد بود. مجري بايد با توجه به معيارهاي مردم عمل كرده و تعادل را حفظ كند. به اعتقاد او يك مجري به خصوص يك گوينده خبر در مرحله نخست بايد به زبان فارسي احاطه كامل داشته باشد و تا آنجا كه بتواند، اطلاعاتش به روز باشد زيرا زبان تلويزيون، زبان معيار است و با ميليون ها مخاطب با سلايق و جهان بيني متفاوت روبه روست و مدام از سوي اين طيف عظيم مردمي مورد قضاوت قرار مي گيرد.

سولماز اصغری

او مي گويد: احاطه به زبان فارسي، اطلاعات عمومي بالا، سرعت انتقال و انبساط خاطر و شادابي چهره از مهمترين مهارت هايي است كه يك مجري بايد از آن برخوردار باشد، در عين اينكه ساختار شخصيتي هر گوينده نمود بيروني دارد و اگر مجري يك شخصيت بدبين، افسرده و خودخواه باشد، اين ويژگي در رفتار و گفتارش منعكس مي گردد كه باعث ناموفق عمل كردن او مي شود. مجري بايد طبيعي باشد، خودش باشد و از كسي تقليد نكند. او اشراف به بازيگري را لازمه  اجرا نمي داند و معتقد است غلبه بر دوربين براي مجري كافي است. او در ارتباط با تفاوت حيطه هاي اجرا به لحاظ خبري، ورزشي، زنده، توليدي و… معتقد است هر مجري بايد در يك زمينه خاص كه با تخصصش هماهنگ است، فعاليت كند.

می گوید در شأن یک رسانه نیست که مجری خود را صرفاً به خاطر چهره زیبا انتخاب کند. آنچه تعیین کننده است مهارت خبرخوانی و مهارت اجراست که صدا و تصویر را هم تحت تأثیر خود قرار می دهد. گوینده با شناخت و درک کامل زبان مادری و ادبیات آن، زبان مکتوب را با استفاده  درست از اندام های گفتاری، با لحن مناسب به منظور ایجاد ارتباط و انتقال مفاهیم  با حفظ امانت به زبان ملفوظ تبدیل می کند. این­ها بخشی از گفته­های گوینده سابق صدا و سیما، سولماز اصغری است. آنچه در ادامه می­ خوانید، مصاحبه شفقنا رسانه با سولماز اصغری، درباره ی معیارهای انتخاب گوینده، مهارت ها و پرورش گویندگان خبر در صدا و سیماست.

برای سوال اول درباره ی معیارها صحبت کنیم، گویندگان خبر در حال حاضر با چه معیاری انتخاب می­ شوند و چه مراحلی باید طی شود تا به گویندگی برسند؟

خوشبختانه به تازگی کلاس­های آموزشی برای گویندگان داریم، در واقع تعلیم می­بینند و آزمون و خطا را روی آنتن انجام نمی­دهند و می­توان گفت که برای انتخاب گوینده یک روند تخصصی خوب در حال طی شدن است.

گویندگان خبر پیشین مثل خود شما کار خود را از رادیو آغاز  و به عبارتی این راه را پله پله طی می کردند تا به گویندگی برسند، در حال حاضر هم این گونه است؟

خیر. گفته ی شما درست است، قبلاً ما هم در رادیو خبر می­خواندیم و هم در تلویزیون ولی در حال حاضر رادیو و تلویزیون کاملاً مجزاست و گویندگان آنها از هم جدا هستند. گوینده ­ی رادیو برای رادیو پرورش می یابد و گوینده ­ی تلویزیون با تکنیک­ های خاص خود برای تلویزیون پرورش می یابد.

خب چرا الآن روند قبلی طی نمی شود؟

این تصمیمی است که در سطح مدیران بالا گرفته شده است و من دلیل واقعی آن را نمی ­دانم. ولی شاید بتوان گفت چون در رادیو فقط صدا مهم است و در تلویزیون صدا و تصویر به کمک یکدیگر می ­آیند، اقدام بدی هم صورت نگرفته است. ضمن این که جدا کردن این دو مقوله از یکدیگر که هر کدام خصوصیات خاص خود را دارد، کار قابل تأملی است.

الان برای جایگزینی شیوه قبلی و به غیر از برگزاری کلاسهای آموزشی روش دیگری نیز وجود دارد؟

به نظر من غیر از کلاسهای آموزشی گویندگی، کسی که قرار است به عنوان گوینده  ی خبر مشغول به کار شود، بهتر است حداقل یک سال در تحریریه خبر کار کند تا با فضای خبر آشنایی پیدا کند، اطلاعات خبری خود را بالا ببرد، با گوینده ها داخل استودیو حضور پیدا کند و شاهد نحوه ی اجرای آنها باشد. به عقیده ی من این موارد می توانند بسیار مثمر ثمر باشند. البته نتیجه ی اصلی این امر می تواند این باشد که استرس ها هم کاهش پیدا می کنند.

به نظر می رسد در این سالها باشگاه خبرنگاران پرورش مجری را برعهده گرفته است، به نظر شما آیا روال باشگاه برای تربیت مجری قابل قبول است؟

در حقیقت من آشنایی چندانی با باشگاه خبرنگاران و دوره های برگزار شده در آنجا ندارم ولی پروسه ای که در بسیج صدا و سیما در حال طی شدن است، بسیار خوب است و مطمئناً گسترش هم پیدا خواهد کرد یعنی حتی ممکن است به کسانی که در آنجا مشغول طی مراحل آموزشی هستند، مدارک بالاتری نیز اعطا کنند و به غیر از کلاس­های مبتدی و اولیه کلاس­های حرفه­ای نیز برای آنها برگزار کنند. به نظر من این روند برای جذب گوینده روندی بسیار خوب و قابل قبول است.

خب با وجود این که شما این کلاس­ها را قبول دارید، آیا به نظر شما نقاط قوت و ضعفی هم در آن وجود دارد؟

به نظر من نقطه ضعف این بود که فیلتری وجود نداشت. یعنی باید از همان ابتدا از کسانی که برای حضور در این کلاس­ها ثبت نام می ­کنند، تستی گرفته شود تا کسانی که واقعا توانایی و مهارت این کار را ندارند حذف بشوند و بیهوده وقت و هزینه ی خود را هدر ندهند. از سوی دیگر معلم هم گرفتار زحمت مضاعف نشود چون باید تعدادی از این افراد آموزش دیده در کلاس را رد کند و بار روانی زیادی را هم متحمل شود. به همین دلیل معتقدم مانند کلاس­های دوبلاژ باید برای حضور در این کلاس­ها تست ورودی برگزار شود. نقطه قوت هم برگزاری کلاس­های پیشرفته بعد از کلاس­های مبتدی است که انجام می­شود. البته اگر بعد از کلاس­های پیشرفته، کلاس­های فوق پیشرفته نیز برگزار شود، بهتر خواهد شد. چون هر چه قدر در این کلاس­ها خبر بخوانند و به طور آزمایشی کار گویندگی را تمرین کنند، توانایی کنترل استرس خود را هم به دست خواهند آورد.

به نظر شما بین مهارت­های گویندگی، صدا و چهره کدام یک مهم­تر است؟

ببینید به نظر من اصلاً در شأن یک رسانه نیست که مجری خود را صرفاً به خاطر چهره زیبایش انتخاب کند. صدا و تصویر اگر در حد معمولی هم باشد هیچ ایرادی ندارد ولی آنچه تعیین کننده است مهارت خبرخوانی و مهارت اجراست که صدا و تصویر را هم تحت تأثیر خود قرار می دهد. البته مسلم است کسی که صدا و تصویر را هم داشته باشد، قدرت تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت ولی باز هم تأکید می کنم مهارت های خبری مهم تر است.

این مهارتها شامل چه چیزهایی است؟

درک خبر، خوب خواندن خبر، و این که گوینده بتواند در پیچ های خطرناک خبری خودش را نبازد و خبر را به بهترین شکل ممکن به بیننده منتقل کند. منظور از این پیچ ها و بزنگاه های خطرناک هم اشکالات فنی و اشکالات صدا و مشکلات اتاق فرمان است که بتواند خود را خوب کنترل کند. و مورد دیگر این که بتواند استرس خود را خوب کنترل کند. درک خبر هم به این معنی است که خبر خوانده ­شده، خوب فهمیده شود و این هم مستلزم این است که اطلاعات خبری باید بالا برود. من همیشه این نکته را یادآور می ­شوم که تُپُق برای گوینده اصلاً مهم نیست ولی بی سوادی خیلی خیلی مهم و تعیین کننده است. زیرا به نظر من بی سوادی، گوینده را تخریب می ­کند ولی تُپُق مساله­ ای غیرارادی است که ممکن است برای هرکسی پیش آید.

پس به نظر شما اگر کسی مهارتهای خبری را داشته باشد ولی صدا و چهره نداشته باشد، باز هم صلاحیت انتخاب شدن دارد، درست است؟

بله. زیرا شما حتی در شبکه های خبری بین المللی هم شاهد این هستید که بسیاری از گویندگان خبر مطرح جهانی شاید اصلاً چهره ی زیبا یا صدای خیلی خوب نداشته باشند ولی فقط به دلیل همین مهارت های خبری در سطح جهان شناخته شده ­اند.

به نظر شما مهارت­های کلامی و غیرکلامی گوینده چه چیزهایی می­تواند باشد؟

مهارت­های کلامی اطلاعات عمومی بالا، ادبیات فارسی خوب، انگلیسی خوب، آشنایی با زبان عربی و ادا کردن کلمات به صورت سالم و درست است. آشنایی با این امر که خبر در بعضی مواقع ایجاب می ­کند تُند و در بعضی جاها باید کُند و آرام خوانده شود یعنی دارای انعطاف در صدا باشد و همین طور فنون خبری شامل تاکیدها و مکث ­های درست را رعایت کند. اما درباره ی مهارت­ های غیرکلامی، به نظر من این مهارت­ ها هم به اندازه ی مهارت ­های کلامی مهم است. ما با نگاه خود می­توانیم با بیننده خود ایجاد صمیمیت بکنیم. با حرکات دست، چشم، ابرو و در کل با زبان بدن خود می­توانیم با بیننده حرف بزنیم. به عقیده ی من این که گوینده­ای بتواند با زبان بدن با بیننده ارتباط برقرار کند بسیار موفق تر از گوینده­ ای است که خشک و رسمی و فاقد هرگونه انعطافی است.

در بخش­های خبری ما، به این ارتباط غیرکلامی توجه می­شود؟

اگر راستش را بخواهید، من به شخصه گوینده های بسیار کمی را دیده ­ام که چه در مهارت ­های کلامی و چه در مهارت­ های غیرکلامی مهارت داشته باشند. به نظر من به این امر اصلاً توجه نمی­ شود.

پس در نتیجه مخاطب هم جذب این گوینده ها نمی­ شود.

مسلماً وقتی که شما از ارتباط برقرار کردن با مخاطب خود عاجز باشید، خبر را یکنواخت و بد بخوانید، رسمی و خشک بخوانید و نتوانید ارتباط صمیمانه با بیننده خود برقرار کنید آن کانال محکوم به عوض شدن است.

پس در بخش ­های خبری ما صرفاً به انتقال خبر اهمیت داده می ­شود نه به این مهارت ­ها؟

ببینید وظیفه گوینده خبر، انتقال یک خبر به بهترین شکل ممکن است و این بهترین شکل هنوز مشاهده نشده است!

به نظر شما تفاوت بین سبک کلاسیک و سبک جدید امروزی که خبر به گونه­ای صمیمانه خوانده می شود، خیلی فاحش است؟

ببینید امروزه غیررسمی و صمیمی خواندن خبر به نوعی یک روال معمول و مد روز در سراسر دنیاست ولی در عین حال ما دو نوع خبر داریم. سافت نیوز (خبر نرم) و هارد نیوز (خبر سخت). گوینده نمی­تواند و نباید خبر نرم را با همان لحن خبر سخت بخواند و بالعکس. چون شما با این تغییر لحن پیام را منتقل می کنید و بیانگر این هستید که خبر تا چه اندازه مهم است.

شما به عنوان گوینده ی خبر در روش کلاسیک که خبر به صورت رسمی و خشک خوانده می­شد، سبک کلاسیک را دارای ضعفی هم می بینید؟

بله، چون دانش گویندگی هم مثل هر دانش دیگری پیشرفت کرده و به روزتر شده است. یعنی تمام گوینده ­های مطرح رسانه­های معتبر دنیا هم به سمت غیررسمی اجرا کردن حرکت کرده­اند نه به صورت خشک و در یک چارچوب رسمی. زیرا خشک و رسمی و به عبارتی نظامی­ وار خواندن خبر مانع از ایجاد ارتباط با بیننده می­ شد. من به شخصه موافق همین سبک جدید خبرخوانی هستم.

به نظر شما این صمیمت تا کجا مجاز است؟

بستگی به بخش خبری دارد. گوینده باید با توجه به متن خبری لحن خود را تغییر دهد و نباید هرطور که دلش خواست خبر را بخواند. بعضی از خبرها می­ طلبند که صمیمانه­تر اجرا شوند و برعکس بعضی از خبرها اصلاً نباید به طور صمیمانه خوانده شوند. صمیمت را می ­توان با یک تبسم، با چهره ­ای که تا مرز لبخند پیش رفته، با زبان بدن نشان داد ولی نه به گونه ­ای که مخرب باشد.

آیا به نظر شما استفاده از افعال شکسته قابل قبول است؟

این امر هم باز بستگی به نوع خبر دارد. ما نمی ­توانیم یک خبر سخت و مهم را با افعال شکسته بخوانیم ولی در مقابل می ­توان یک خبر نرم را به صورت صمیمی و با افعال شکسته خواند.

بسیاری از اساتید زبان فارسی به شکستن افعال انتقاد دارند. به نظر شما آیا این انتقاد درست است؟

به نظر من نگاه ما نباید خیلی متعصبانه باشد. ما برای جذب مخاطب خیلی کارها باید انجام دهیم که این مورد هم ممکن است فدا شود. بسیاری از اساتید منادی ادب فارسی باید نگاه متعصبانه خود را تغییر دهند زیرا رسانه­های موفق دنیا حتی رسانه­های فارسی زبان موفق دنیا این کار را انجام می­ دهند.

به نظر شما بخش­های خبری تا چه اندازه می­توانند در بهبود زبان فارسی تأثیرگذار باشند؟

زبان تلویزیون زبان معیار است. به این معنی که مردم به تلویزیون اقتدا می­ کنند و زبان و درستی و غلطی آن را از تلویزیون یاد می­ گیرند. مسلماً کسانی که در تحریریه خبر کار می­ کنند، باید بیشتر تلاش کنند و از طرفی باید افراد آشنا با زبان فارسی به کار گمارده شوند تا ادبیات صحیح منتقل شود.

رفتار گویندگان در مقابل اخبار فوری چگونه باید باشد؟

مهم­ترین قدم این است که گویندگان بتوانند استرس خود را مهار کنند، اگر هم استرسی دارند باید در درون خود نگه دارند و آن را نشان ندهند زیرا تشویش و اضطراب گوینده به بیننده هم منتقل می ­شود. این یکی از همان پیچ­های خطرناک خبری است که در بالا به آن اشاره کردم. هر لحظه ممکن است خبری به دست گوینده برسد که حتی قابل خواندن نباشد. اینجاست که گنجینه و ذخیره­ی اطلاعات گوینده به کمک او می­ آید و گوینده را از این پیچ به راحتی عبور می­ دهد. آشنایی با کلمات و زبان فارسی، مسایل و رویدادهای خبری و تسلط بر نحوه ی خواندن خبر در این لحظه ها به داد گوینده می­ رسند.

آیا نظارتی بر اجرای گویندگان وجود دارد که اگر در اجرای خود ایرادی داشتند به آنها متذکر شوند؟

صد در صد. در استودیوی خبر شخصی به عنوان ناظر خبر وجود دارد که خبر پخش شده را نگاه کرده تعداد اشتباهات گوینده را یادداشت می ­کند و در آخر هر ماه نامه ­ی اعمال گوینده به دست وی داده می­ شود.

برچسب‌ها: سولماز اصغری, مجری, مجری زن, گوینده خبر

عکس های جدید الهام صفوی زاده (۱۵ اردیبهشت ۹۵)

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زادهالهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

الهام صفوی زاده

جهت مشاهده عکس های بیشتر از الهام صفوی زاده کلیک کنید. 

برچسب‌ها: الهام صفوی زاده, عکس الهام صفوی زاده, elham safavizadeh, مجری چادری, مجری زن

ژیلا امیرشاهی: مدیون پدرم هستم!

ژیلا امیرشاهی

آنقدر آشناست كه لازم نيست مقدمه‌اي براي معرفي او نوشت. هر روز در خانه‌هايمان وقتي به خانه برمي‌گرديم، با «به خانه برمي‌گرديم» مهمان عصرهاي خانواده‌هايمان است. ژيلا اميرشاهي، از آن دست مجريان صدا و سيماست كه صدايش همواره بعد از یک روز شلوغ و پرتنش آرامش‌دهنده است، او از همه چیز سخن گفته است؛ از خانه و خانواده؛ از آشپزی و آشپزخانه و اهمیت به سلامتي. این‌بار اما، ما به خانه‌اش رفتيم كه در خيابان نعمتي، یکی از خيابان‌هاي دولت است. ۱۰ سالي می‌شود كه اینجا زندگی مي‌كند و قبلاً ساكن پاسداران؛ محله همجوار منطقه بوده است. 

ژیلا امیرشاهی

 

  چه شد كه وارد صدا و سيما شديد؟

داستان طولاني دارد. آن زمان اين جو بين راديويي‌ها حاکم بود كه به كار تصوير تن ندهند، چون نمي‌خواستند ذهنيت مردم نسبت به صداهایی كه تا آن روز شنيده بودند و با آن نوستالژی داشتند، تغيير كند. اما اين ميان پيشنهادي به من شد كه بسيار برايم جذاب بود. «صدا در سيما» برنامه‌اي بود كه از شبكه دو سيما پخش مي‌شد و قرار بود پشت صحنه برنامه‌هاي راديويي نشان داده شود. اما اصرار من اين بود كه لباسم تغيير نكند و با همان پوشش راديويي در برنامه حاضر شوم. اين بود كه در ۱۳ برنامه با يك مانتو سرمه‌اي حاضر شدم تا هويت راديويي برنامه حفظ شود و چندان به جلوه‌هاي تلویزيوني تن ندهم.

  خاطره‌ای هم از آن روزها دارید؟

همان دوره بود كه كانديداي بهترين مجري زن در مجله سينما شدم. يادم مي‌آيد با همسرم اين هفته‌نامه را از همه دكه‌هاي محله‌هاي اطراف خريداري كرديم تا به اقوام و خويشان نشان بدهيم.

ژیلا امیرشاهی

  با «سيماي خانواده» به‌عنوان مجري برنامه‌هاي خانواده شناخته شديد؟

زماني كه خانم بيدمشكي از برنامه «سيماي خانواده» رفت، آقاي شجاعي‌مهر من را به اين برنامه دعوت كرد. اين بود كه براي نخستين بار پا به برنامه خانواده گذاشتم. به‌رغم اينكه علاقه‌اي به اين نوع برنامه‌ها نداشتم پا به برنامه‌هاي خانواده گذاشتم. برنامه‌هايي كه الان نسبت به آنها تعصب دارم. چندماه در اين برنامه بودم كه با تغيير تهيه‌كننده و از آنجايي كه روحياتم با تيم جديد سازگار نبود، از برنامه كناره‌گيري كردم و پس از آن به برنامه «به خانه برمي‌گرديم» دعوت شدم.

  حالا كه با برنامه‌هاي خانواده شناخته مي‌شويد، چه احساسي نسبت به اين برنامه‌ها داريد؟

«به خانه برمي‌گرديم» مثل فرزند من است، بچه‌اي كه بزرگش كرده‌ام. دوستش دارم و آنچه در توان دارم برايش انجام مي‌دهم. سعي كرده‌ام هميشه به مسائل زنان نگاه ويژه‌اي داشته باشم و نقاط كور مشكلات آنها را ببينم.

  در برخورد با مردم محله، آنها دليل موفقيت‌تان را چه مي‌دانند؟

مردم مي‌گويند صداي تو خيلي آرامش بخش است و برنامه‌هايتان به ما آرامش مي‌دهد. هميشه سعي كردم اين ویژگی را حفظ كنم و هميشه براي مهمانان برنامه، از آشپز تا بافنده و دكتر، احترام ويژه‌اي قائل هستم و ذره ذره كارم را بسيار دوست دارم. كارم برايم آنقدر جذاب است كه همه سختي‌ها را برايم آسان مي‌كند.

  چند سال است كه در سازمان صدا و سيما مشغوليد؟

شروع برنامه راديويي من سال ۷۳ بود و اكنون ۲۰ سال است كه كار مي‌كنم. البته در اين بين يك سال مرخصي استحقاقي و ۳ سال مرخصي بدون حقوق گرفتم و از كشور خارج شدم.

  چه شد كه برگشتيد؟

هيچ وقت دلم نمي‌خواست از ايران و تهران دل بكنم. هرچه مي‌خواستم در اين شهر و محله داشتم. روز خداحافظي‌ام با بینندگان، سخت‌ترين روزهاي زندگي‌ام بود كه هرچه سعي كردم نتوانستم جلو خودم را بگیرم و روي آنتن برنامه زنده اختيارم را از دست دادم و گريه كردم. دوران سختي دور از تهران گذراندم و چون در همين محله زندگي مي‌كردم در نهایت به همين‌جا بازگشتم.

  در دوره‌اي كه ايران نبوديد چه مي‌كرديد؟

درس مي‌خواندم. از آنجايي كه هميشه انگليسي مي‌خواندم و زبانم خوب بود، زبان را تقويت كردم و در معتبرترين دانشگاه كانادا يك رشته مالي خواندم كه اگر آنجا مي‌ماندم مي‌توانستم يا دفتر بزنم يا در بانك مشغول كار شوم. اما ۳ سال مرخصي به پايان رسيد و ما بازگشتيم. در اين دوره ۳ دخترم درس خوانده بودند و يكي‌شان دكتري گرفته بود و ديگري كارشناسي ارشد را به پايان رسانده بود. با برگشتن بايد زندگي جديدي شروع مي‌كردم. آن زمان بود كه فهميدم خيلي چيزها از اختيار من خارج است و «رشته‌اي بر گردنم افكنده دوست/ مي‌كشد هر جا كه خاطر‌خواه اوست». انرژي و قدرت لايزال خدا زندگي‌ام را پيش مي‌برد.

  دختران‌تان هم در رشته شما فعاليت مي‌كنند و به گويندگي علاقه‌مندند؟

دختر بزرگم كارگردان تئاتر است و فن بيان كار كرده است. اما هيچ‌كدام گويندگي را دنبال نمي‌كنند و هر كدام به كار و حرفه خودشان مشغولند.

  مهارت گویندگی و صدای خوب را در كودكي هم داشتيد يا اكتسابي بوده است؟

بيانم را مديون پدرم هستم. او انسان اديبي بود و اين فضاي ادبي هميشه در خانه ما حاكم بود. من بعد از ۶ پسر به دنيا آمده بودم و عزيز كرده محسوب مي‌شدم. پدرم صندلي چوبي برايم درست كرده بود كه من را بالاي آن می‌گذاشت و مي‌خواست شعر دكلمه كنم و برادرانم را مجبور مي‌كرد، به دكلمه‌هاي من گوش كنند. از من مي‌خواست اعتماد به نفس داشته باشم و توجه به اطرافم نكنم. با اينكه برادرانم چندان مايل نبودند، اما چون پدرم ارتشي بود و جذبه خاصي داشت، نافرماني نمی‌کردند. همين علاقه پدرم به من باعث شد شناسنامه‌ام را نيز ۲ سال بزرگ‌تر بگيرد تا زودتر به مدرسه بروم و اين بود كه از ۵ سالگي به مدرسه رفتم.

  از ابتدا گويندگي كرديد يا مشغول كار ديگري بوديد؟

مدتي معلم زبان انگليسي بچه‌هاي دبيرستاني شدم. اما نتوانستم معلم خوبي باشم. اين بود كه از همسرم خواستم تا كمكم كند به صدا و سيما راه پيدا كنم. او كه برادرش مدت‌ها اخبار ورزشي در سيما مي‌گفت چندان موافق این کار نبود. اما با كمك او وارد صدا و سيما شدم.

ژیلا امیرشاهی

 

  خانواده هم برنامه‌هايتان را دنبال مي‌كنند؟

يكي از برادرانم خارج از ايران است و دوتاي آنها كه در ايران هستند هميشه برنامه‌هاي من را تماشا مي‌كنند. اما در اين ميان همسر و دختر بزرگم بسيار به من در اين مسير كمك می‌کنند. هميشه صدايم را ضبط و ايرادهاي من را در برنامه‌هايم تصحيح مي‌كنند.

  چه شد كه اين خانه را در خيابان دولت انتخاب كرديد؟

وقتي خواستيم اين خانه را بخريم گفتند خواهر آقاي شجاعي‌مهر طبقه پنجم اين آپارتمان ساكن است. شجاعي‌مهر يكي از بي‌شيله پيله‌ترين همكاران من در سازمان است. خيلي خوشحال بودم كه او در اينجا ساكن است و خانه را خریدیم. البته از آن پس اين خانه را با حضور من به ديگران معرفي مي‌كنند.

  هم‌محله‌اي‌ها چه خواسته‌هايي از شما دارند كه در برنامه‌هايتان به آن بپردازيد؟

چيزهايي كه اهالی مي‌خواهند و سؤال‌هايي كه مطرح مي‌كنند بيشتر پزشكي است يا درباره مانتوهايم مي‌پرسند

  چطور مي‌توان مثل شما مجري موفقي بود و اين موفقيت از كجا آمده است؟

همه خواست خداست نه لياقت من.

  پس از بازنشستگي چه خواهيد كرد؟ آيا در محله مشغول به كاري مي‌شويد؟

پس از بازنشستگي كه احتمالاً ۵ سال ديگر است، همه آن چيزهايي که ذهنم را درگیر کرده، عملی می‌کنم. دوست دارم در مؤسسه‌اي با خانواده‌ام كار كنم. من فن بيان و حافظ‌خواني تدريس كنم، همسرم هنرمند و نقاش است و دختر بزرگم كارگردان تئاتر و ۲دختر ديگرم طراحي و گرافيك كار مي‌كنند. به نظرم خانوادگي مي‌توانيم در مؤسسه‌اي در رشته‌هاي خودمان تدريس كنيم.

  آرزوي‌تان پس از مجري موفق بودن چيست؟

آرزوي ديگرم نمايشگاه‌داري است. دوست دارم در محله دروس نمايشگاه داشته باشم.

  چرا خيابان دولت را براي زندگي كردن انتخاب كرديد؟ به نظرتان اين محله چه ويژگي‌هايي دارد؟

۱۰ سال است در اين محله زندگي مي‌كنم. هميشه به نظرم اين‌گونه بوده كه اين محله اصيل و يكدست است. به واقع در اين مدت اين موضوع به من ثابت هم شده است.

مروري بر روزگار سپري شده

حالا به استثناي برنامه «به خانه برمي‌گرديم» ۳ روز در هفته، در شبكه سلامت در حوزه روانپزشكي، زنان و تغذيه، برنامه دارد. كار را در سيما، از «سيماي خانواده» شروع كرده است. پيش از آن تنها در برنامه‌هاي ادبي سيما حضور داشت و او كه از خانواده راديو بوده است، براي برنامه‌هاي تلویزيوني نريشن مي‌خواند.

سال ۱۳۷۳، وقتي در امتحان گويندگي قبول شد، به راديو رفت و آنجا بود كه فهميد،‌كاري كه دوست دارد يعني چه! روزي ۱۲ ساعت برنامه در راديو از برنامه‌هاي ادبي چون «گلگشت» و «دفتر ادب» گرفته تا كارهاي مناسبتي و كودك. همه اين اتفاق‌ها را در زندگي‌اش لطف خدا مي‌داند.

پس از آن بود كه برنامه «حافظه برتر» به او پيشنهاد شد. برنامه‌اي كه زحمت زيادي براي آن كشيد و ۲ مرتبه بيشتر ضبط و پخش نشد. از آن پس بود كه قرار شد برنامه‌اي با نام «گل‌ها» مشابه آنچه قبلاً در راديو پخش مي‌شد به شكل تصويري تهيه شود و همان زمان بود كه او احساس كرد به آرزويش رسيده است. برنامه‌اي كه بارها از سيما بازپخش شد.

ژیلا امیرشاهی

از مدرسه تا دانشگاه

صداي رسایی داشت و هميشه در مدرسه، سر صف‌ها در اجراي مراسم شركت و اصرار داشت از ميكروفن نيز استفاده نكند. در نوجوانی اين روحيه در او تقويت شد و در ۱۷ سالگي ديپلم گرفت و وارد دانشگاه شد. ۱۸ سالگي ازدواج كرد و با انقلاب فرهنگي مجبور شد موقتاً از محيط دانشگاه فاصله بگيرد و در اين بين بچه‌دار شد. بعد از انقلاب فرهنگي دوباره به دانشگاه رفت و پس از اينكه دختر سومش به ۳ سالگي رسيد وارد محيط كار شد. او كه رشته‌اش رياضي بود و زبان انگليسي‌اش خوب بود، معلم شد. اما به اين كار علاقه نداشت و در آن موفق نبود. پس از ۳ سال فهميد يك ركن از ۳ ركن زندگي‌اش را اشتباه انتخاب كرده است. او كه رشته تحصيلي و همسرش را دوست داشت، كار ديگري انتخاب كرد و…

برچسب‌ها: ژیلا امیرشاهی, عکس ژیلا امیرشاهی, مجری, مجری زن به خانه بر می گردیم

بیوگرافی و عکس سحر امامی گوینده خبر

سحر امامی

مهندسي کشاورزي خواندم گرايش علوم صنايع غذايي، رشته ام هيچ ربطي به کارم ندارد! اين ها را سحر امامي ۲۳ ساله مي گويد و معتقد است متناسب با علاقه اي که داشته فعاليت و تلاش کرده و بدون هيچ آشنايي وارد صدا و سيما شده. مي گويد تست دادم و تستم سال ۸۷ در مجموعه “به خانه برمي گرديم” در شبکه تهران قبول شد و کارم را با گروه اجتماعي شبکه تهران شروع کردم و از خرداد ۸۹ هم وارد شبکه خبر شدم. سحر در برنامه به خانه برمي گرديم مجري بخش دانستي هاي برنامه بود و اين روزها “صبح با خبر” را در شبکه خبر اجرا مي کند.

سحر امامی

* هنوز هم با شبکه پنج همکاري مي کني؟

گوينده هاي خبر تازگي ها نمي توانند اجرا در شبکه خبر داشته باشند و همزمان با شبکه هاي ديگر کار کنند. يک سال و خورده اي در شبکه تهران فعاليت مي کردم.

* شرايط پذيرش براي اجرا چه بود؟

من براي تست معرفي شدم. تست روتين که صحبت مي کني . شعر مي خواني و يک موضوع را انتخاب مي کنند و بايد در مورد آن صحبت کني. يادم هست که ماه مبارک رمضان بود و استرس زيادي داشتم. ولي خوب تصويربرداري که هيچ وقت ديگر نديدم اش، شرايطي را برايم فراهم کرد و خودش هم نشست و گفت:”فکر کن براي خودت اجرا مي کني.” تست دادم و سه ماه گذشت و اصلا فکر نمي کردم که قبول مي شوم و خبري شود!

اما قبول شدم و مدارکم را به گروه اجتماعي دادم و شروع کردم. اولين برنامه ام يک برنامه زنده بود. معمولا کسي که وارد اين حرفه مي شود اول برنامه توليدي مي گيرد. اولين کاري که اگر ايرادي و اشکالي داشتي از آن درمي آورند. اين طوري بود که وارد حرفه اي شدم که خيلي دوستش داشتم. سعي مي کنم به خاطره علاقه ام تلاش کنم.

سحر امامی

* گفتي در صدا و سيما آشنا نداشتي؟

نه.

* قبل از اينکه تست بدهي در تلاش ورود به سازمان بودي؟

بله تلاش مي کردم. چون من دوست هم دانشگاهي ام (لطيفه گودرزي) اخبار جوانه ها را مي گويد. از او خيلي راهنمايي گرفتم. اما خيلي اتفاقي تست دادم و وارد سازمان شدم. ممکن است وارد شدن راحت باشد، ولي برايم خيلي سخت بود. چون هميشه بايد تلاش کني تا کهنه نشوي.

سحر امامی

*دوستت چه راهي پيشنهاد کرد؟

اينکه روي خواسته ات اصرار کن و پيگير باش . تست بده . حتي يادم هست که در نمايشگاه بين المللي قرآن در مصلي که آقاخاني که الان مدير کودک شبکه دو است، تست مي گرفت،  تست دادم. حتي تا آن جا هم رفتم.

* شرايط ورود به شبکه خبر که حرفه اي تر و تخصصي تر کار مي کند، فرق نمي کرد ؟

چرا. از زماني که تستم را براي مدير گروه اجتماعي شبکه خبر بردم تا زماني که روي آنتن شبکه خبر رفتم، حدودا يک ماه طول کشيد و يک ماه تست هاي فوق العاده سنگيني از من گرفتند. در شبکه تهران تست استديو نداده بودم. تست ري اکشن هاي مختلف و تست اجراي زنده در استديو را دوباره از من گرفتند. تست هاي مشکلي گرفتند.

* تست استديو چه بود؟

در تست استديو نشستم، تصويربردارها آمدند و عين يک برنامه زنده را اجرا کردم، بدون موضوع، فقط مي خواستند بدانند که آمادگي اش را دارم يا نه فردا يا دو روز ديگر اگر اجراي زنده داشته باشم.

*چه حسي داشتي وقتي که در تست قبول شدي؟

خوشحال بودم.سه ماه طول کشيده بود از کارم در مجموعه برنامه به خانه بر مي گرديم، با تهيه کنندگي دکتر روغني ها که الان قائم مقام جام جم است، فاصله گرفته بودم و استرس داشتم. اگر بگويم خيلي ريلکس بودم نه اين طور نبود. هميشه تصورم از خبر، خشک بود. اينکه نبايد بخندم. بايد خيلي جدي باشم و تپق نزنم. بعد بخش مطبوعات را خواندم و تپق زدم. يادم هست  صالحي (يکي از همکارانم) گفتند: اصلا تپق موردي ندارد. ولي کلمه اي نبايد اشتباه خوانده شود.

* و اگر اين اتفاق بيافتد چه طور مي شود؟

شبکه خبر، شبکه بين المللي است و اگر کلمه اي اشتباه خوانده شود، ممکن است برداشت ها متفاوت باشد و به عنوان رسانه اي که وظيفه اطلاع رساني درست را برعهده دارد زير سوال مي رود. برنامه صبح با خبر، صبحگاهي است. يعني شروع برنامه ها است و از آن گذشته براي خودم هم خوب نيست.

* در کدام برنامه بيشتر تپق زدي؟

به خانه برمي گرديم. کار اولم بود، زنده بود و نکات دانستني مي گفتم. بايد اندازه و مقدار مي گفتم و سعي مي کردم حفظ کنم. همين تکيه نکردن به متن باعث تپق مي شود. البته هر چه بگذرد، کارت راحت تر مي شود. الان خيلي راحت و با آرامش اجرا مي کنم. حتي اگر اشتباه کنم.

* اجراي زنده به عنوان اولين تجربه سخت نبود؟

چرا. اما شايد مجري اي که کارش را با اجراي زنده شروع مي کند، خيلي آبديده مي شود، چون مجري بايد خودش را در يک لحظه تغيير بدهد.

* کار توليدي راحت است؟

تا به حال جز يک کار گزارشي براي شبکه آموزش در “برنامه صبح و آموزش” کار توليدي نکردم.

*انتخابت براي برنامه صبح با خبر روال خاصي داشت؟

آقاي آقابيگي که استادم هستند و الان با او اجرا مي کنم، همراه تهيه کننده ها و مدير گروه که به رحمت خدا رفته، جلسه گذاشتند و از بين کساني که کانديد شده بودند و الان همکارانم هستند، سوال هايي کردند و بعد انتخاب شدم.

*بعضي از مجري ها، از پوشش خاصي استفاده مي کنند، به هر دليلي، تو چرا استفاده نمي کني؟

هر کس دوست دارد متفاوت باشد. با استفاده از رنگ تيره مخالفم. شايد به ندرت در شهادت ها از مشکي استفاده کنم. سعي مي کنم حتي از رنگ هايي که در روتين شبکه خبر استفاده نمي شود، استفاده کنم. مثلا قرمز يا سبز روشن، به خاطر پوشش چادر مشکلي ندارد. اما اگر در برنامه به خانه بر مي گرديم مي پوشيدم، مي گفتند مختص گروه کودک است. رنگ هاي شاد با تُن گرم که فضاي فانتزي ايجاد کند، استفاده مي کردم نه رنگ هاي خيلي تند. اما حالا استفاده مي کنم، چون احساس مي کنم علاوه بر اينکه خودم احساس خوبي دارم، بيننده هم علاوه بر اينکه دارد برنامه گروه اجتماعي شبکه خبر را مي بيند ممکن است ذهنيت و روحيه اش هم با ديدن يک رنگ شاد تغيير کند. البته در رسانه، همه همکاران ما حجاب و شئونات را رعايت مي کند.

* استفاده از چادرهاي رنگي را توصيه مي کني؟

خود من به شخصه دوست ندارم. چادر را با رنگ مشکي دوست دارم، نه رنگ قهوه اي و سبز، من اين رنگ ها را نپسنديدم.

* اولين بار که اين چادرهاي رنگي را ديدي چه به ذهنت رسيد؟

ايجاد يک سبک متفاوت.

* متفاوت؟ خوب يا بد؟

نمي توانم بگويم. چون کارشناس نيستم. شايد کارشناسي شده باشد. در شبکه هاي سراسري حتما بازتاب و جنبه هاي مختلفش را بررسي مي کنند. يک سري موافق بودند و يک سري مخالف، ما بايد به نظر هر دو گروه احترام بگذاريم.

* فرض کن يک خانم با اين پوشش وارد خيابان شود!

فکر نکردم. چون نديدم.

سحر امامی

* بعضي از بازيگرها به خاطر چادر سر کردن مورد نامهري قرار گرفتند، نظرت چيست؟

با اين قضيه مخالفم. البته در محيطي کار مي کنم که با بازيگرها ارتباط ندارم، اما در مورد خودم و همکارانم اصلا اين طور نبوده. اخلاق کاري داشتن و اينکه در کار چقدر جدي تر هستي، از پوشش مهم تر است. البته اين هم متناسب با شخصيت و روحيات يک فرد است. مثلا مي گويند، اگر ساده بگردي. نگاه اطرافيان به تو فرق دارد و اگر روي مد بگردي اينطور نيست!

*به بازيگري فکر کردي؟

در مصاحبه ام با مجله مادران در جواب اين سوال گفتم، دوست دارم در گروه سياسي و خبر کار کنم. آن موقع در برنامه به خانه بر مي گرديم بودم. الان سوال شما را خيلي با دقت جواب مي دهم، چون ممکن است بعد اين اتفاق بيفتد و وارد آن مجموعه کاري شوم. پيشنهاد شد تست بازيگري بدهم، اما اصلا دوست نداشتم از اجرا فاصله بگيريم.

*در صدا و سيما تفاوت نگاه وجود ندارد، در مورد کسي که چادر سر مي کند يا کسي که مانتو مي پوشد؟

فکر مي کنم تفاوت نگاه، زماني پيش مي آيد که شما يک ويژگي خاص داشته باشي. مثلا مجري توانمندي باشي. اين ويژگي باعث تفاوت نگاه مي شود. فکر نمي کنم زياد اينطور باشد و البته من با اين موضوع برخورد نکردم.

سحر امامی

*زمان گزينش در صدا وسيما جز صدا، به چه چيزي توجه مي شود؟

وقتي مي خواهند تو را به عنوان مجري انتخاب کنند، هم به قيافه ات نگاه مي کنند که خوب باشد و هم اينکه صداي خوبي داشته باشي. چون وقتي بيننده اي صبح از خواب بيدار شده و در حال عوض کردن کانال است، مطمئناً نمي داند راجع به چي صحبت مي کنند. مثلا اگر صرفاً دنبال اخبار روز بگردد، شبکه خبر يا شبکه يک را مي بيند. اما در حالت عمومي بيشتر شبکه اي را انتخاب مي کنيد که اول صداي گوينده و بعد تصويرش شما را جذب کند. نمي گوييم تصوير خاصي باشد، خيلي زيبا باشد يا صداي خاصي داشته باشد. تصوير و صدايش بايد در حد معمول باشد تا بيننده را جذب کند و پاي آن برنامه بنشاند.

*اين بحث خوب بودن تصوير، چه طور تعريف شده؟

دقيقا نمي دانم. مثلا در شبکه خبر که بين المللي است از طرف بيننده اي در ويرجينيا ديده مي شوم و آن موقع نماد مردم کشورم هستم. پس بايد ويژگي هاي معمول را داشته باشم.

* چقدر حقوق مي گيري؟

بايد جواب بدهم؟ جواب نمي دهم!(خنده)

* راضي کننده است؟

به حقوق و به مزايايش فکر نمي کنم.

* شعار مي دهي؟

اصلا، چون موقعيت کاري اي داشتم که ممکن بود از لحاظ اقتصادي در آمد بيشتري برايم داشته باشد. ولي صرف علاقه آمدم سمت شغلي که دوستش داشتم.

* در مورد آرايش مجري ها چه نظري داري؟

دستور اکيد مدير شبکه و مقام مقام در هر شبکه اي اين است که گريم در حد گريم و محوسازي تعريف شود. مثلا اگر عيبي در صورت مجري وجود دارد، جوش يا چيزهاي اين شکلي برطرف شود. اين موضوع تعريف و بخش نامه شده. استفاده از هر گونه خط لب، خط چشم، ريمل، رژ لب، رژ گونه ممنوع است. اما داشتم تلويزيون مي ديدم، مراسم تقدير از يکي از سريال ها بود، اصلا خانم ها را نشان ندادند!

* از ديد يک مجري به اين قضيه نگاه نکن. از زاويه ديد يک دختر جوان ببين و بگو.

هر خانم وقتي مي رود مهماني يک جوري لباس مي پوشد و خودش را درست مي کند. اين پوشش حتمادر محل کار فرق دارد.چون هر محل مقتضيات خاص خودش را دارد. بايد يک سري ضوابط و شرايط را رعايت کني، وقتي وارد صدا و سيما مي شوي وظيفه ات حساس تر مي شود. چون ممکن است شما را بيرون ببينند. شما نماينده رسانه در بيرون مي شويد. خيلي صحنه زشتي دارد وقتي مثلا خانمي را با نوعي آرايش روي آنتن ببينيد، بعد غليظ ترش را يک جاي ديگر ببينند. ولي همه همکارانم حداقل در شبکه هاي تهران و خبر به ضوابط معتقد هستند.

البته گاهي هم هست که مقنعه يا روسري سر مي کني با رنگي که رفکلس آن به صورت ات رنگ مي دهد. بيننده خيال مي کند اين خانم با روزهاي قبل فرق کرده و قشنگ تر شده، نمي داند که شايد رنگ روسري روي چهره اش تاثير بگذارد. اين مورد درباره خود من پيش آمده و اين به ميزان گريم ربطي ندارد.

سحر امامی

* دوست داري چه کسي مهمان برنامه ات در صبح با خبر باشد؟

در حوزه هاي مختلف مي شود ميهمان هاي مختلفي دعوت کرد. نمي دانم. مي گويم مجري هيچ وقت نبايد دوست داشته باشد.

* در مورد پوشش بازيگران در صدا و سيما، مثلا در مورد پوشيدن دامن چه نظري داري؟

مثلا دامن پُرچين خيلي زيبا است، ممکن است اگر در خانه باشم حتما بپوشم اش. ولي آيا من با شخصيت خانوادگي ام مي پذيرم، بيرون از خانه هم اين را بپوشم يا نه. اين ديگر بستگي به شخصيت شما دارد. به عنوان يک جوان مي گويم اگر بازيگري را ببينيم که حتي شخصيت و نوع بازي اش را دوست دارم، در نهايت خودم تصميم مي گيرم که نوع پوششش را انتخاب کنم يا نکنم.

* آخرين فيلمي که ديدي؟

يادم نيست.

* اسم فيلم يا سريالي در ذهنت هست که پوشش خانم ها در آن به نظرت خوب آمده باشد؟

نه. خاطرم نيست.

* از بين شبکه ها کدام را ترجيح مي دهي؟

شبکه يک، تهران و خبر.

سحر امامی

* اگر رييس جمهور مهمان برنامه ات بود چه سوالي از او مي پرسيدي؟

براي اينکه جوان ها راحت کار پيدا کنند، راحت ازدواج کنند و در حرفه شغل و شرايطي که دوست دارند بتوانند بالنده و مثمر ثمر باشند، چه بستري را آماده کردند.

* در طراحي سوالات برنامه صبح با خبر نقش داري؟

کارشناس خبري داريم. در چهل درصد موارد کار طراح سوال را کارشناس خبري انجام مي دهد. ولي در بقيه موارد سوالي که متناسب با بحث به ذهنم مي رسد مي پرسم. مثلا گاهي ممکن است به سوال کارشناس خبري در وهله دوم نگاه کنم، يعني اول سوال خودم را بپرسم و خيلي وقت ها سوال کارشناس ارجحيت دارد. بايد اطلاعات جمع کني، روزنامه بخواني، سايت هاي خبري و خبرگزاري ها را بگردي، از موضوعات روز خبر داشته باشي و به اين فکر کني که برنامه زنده است و شايد يکدفعه قرار شود راجع به موضوع ديگري صحبت کني.

*اجراهاي خودت را مي بيني؟

صبح با خبر را تا به حال نديدم. چون زنده است و نوارش را از سروش سيما نتوانستم تهيه کنم. ولي تکرار به خانه برمي گرديم را مي ديدم.

مشاهده کلیپ اجرای سحر امامی در شبکه خبر ۱

مشاهده کلیپ اجرای سحر امامی در شبکه خبر ۲

برچسب‌ها: سحر امامی, مجری زن, مجری محجبه, مجری چادری, sahar emami