
برچسبها: نجمه جودکی, ازدواج نجمه جودکی, عروسی نجمه جودکی, همسر نجمه جودکی, najme joodaki

برچسبها: نجمه جودکی, ازدواج نجمه جودکی, عروسی نجمه جودکی, همسر نجمه جودکی, najme joodaki
این خانه عاشقانه اینبار صاحبانی آرام، متین و باوقار دارد. آزاده نامداری و سجاد عبادی چند ماهی است که زیر یک سقف رفتهاند و دل به دل و دست به دست هم دادهاند. این زوج دوستداشتنی با صبر و حوصله و روی خوش مقابل ما نشستند تا از زندگی مشترک و حال و هوای این روزهای زندگی مشترک زیبایشان بگویند. گفتند و ما شنیدیم و بر کاغذ نشاندیم تا شما هم شریک این حس و حال خوب باشید و از زندگی مشترکی بدانید که حساب شده و پیش رفته و حالا به ثمر نشسته است.

برچسبها: نگار جواهریان, آزاده نامداری, مجری, مجری زن, چادر










دلتنگ راديو هستم
فاطمه راد، جديدترين مجري برنامه «به خانه برميگرديم» است. يك روز در ميان با امينيان در مقابل بينندگان شبكه تهران ظاهر ميشود. او از سال 75 گويندگي را از برنامه «ورزش ـ نشاط ـ تندرستي» آغاز كرده و از جمله نويسندگان راديويي به شمار ميآيد. راد به گفته خودش، برخلاف افرادي كه به اين رشته علاقه داشتند و آرزويشان بود كه وارد اين عرصه شوند، اصلا به اين رشته علاقهمند نبود و به اصرار يكي از دوستانش تست گويندگي داده است و هرگز فكر نميكرد با اين كار بتواند با مردم ارتباط برقرار كند، او همچنين در جشنواره توليدات مراكز استانها بهعنوان گوينده و نويسنده برتر (استان گيلان) انتخاب شده است. چندي پيش فرصتي دست داد تا با او به بهانه حضورش در برنامه به خانه برميگرديم گفتگويي در تحريريه «جامجم» انجام دهيم.
شما از جمله مجرياني هستيد كه از راديو وارد تلويزيون شديد، در اين تغيير رسانهاي فكر ميكنيد فن بيان بيشتر دخيل بوده يا چهره و ظاهر؟
يكي از ويژگيهاي مجريان راديويي، داشتن فن?بيان و صداي گيراست. حالا اگر با تكنيك آميخته شود كمك بزرگي به نحوه اجرا ميكند. تنها داشتن صدا و چهره براي مجري بودن كفايت نميكند و كسي كه فن آن را بداند راحتتر با مخاطب ارتباط برقرار ميكند.
قبل از برنامه به خانه برميگرديم، برنامهاي با اين سبك و سياق اجرا كرده بوديد؟
اين برنامه در تلويزيون، نخستين كار اجرايي تصويري من است. اما در راديو برنامه اجتماعي اينچنيني كه حال و هواي خانوادگي داشته باشد را اجرا كردهام.

به نظر ميرسد از ابتداي شروع اين برنامه تاكنون، خانوادگي بودن آن بيشتر به سمت اجراي زنانه و طرح مسائل آنان پيش رفته است، شما چقدر سعي ميكنيد از مباحث خانوادگي و صرفا زنانه استفاده كنيد؟
هر برنامهاي براي موفق شدن بايد هدفش را تعيين كند و بداند مخاطبانش چه كساني هستند. ميتوان گفت هدف اين برنامه غالبا خانمهاي خانهدار يا بينندههايي هستند كه زمان پخش اين برنامه در خانه حضور دارند.
سعي كرديم در اين برنامه آميختهاي از هنرهاي دستي، آشپزي و مباحث پزشكي را ارائه كنيم. شايد بخش آشپزي بيشتر نمود پيدا كرده، زيرا بينندگان ما اين بخش را ميپذيرند، از اينرو در ابتداي سال اين بخش را حذف كرديم و خواستيم عكسالعمل مخاطبان را ارزيابي كنيم كه با حجم عظيمي از تلفنها مواجه و متوجه شديم مردم به اين بخش تمايل دارند و نكته جالبتر اين كه آقايان نيز مصر بودند كه بخش آشپزي به قوت خودش باقي بماند.
اين تعداد مخاطب از آقايان قابل توجه بودند؟
بله، شايد براي خود ما هم قابل باور نبود كه اين تعداد مخاطب جوان مرد، بيننده اين بخش از برنامه باشند.
به طور كلي به خانه برميگرديم، نگاهي وسيعتر به مخاطبانش داشته يا اين كه طيف خاصي را مد نظر قرار ميدهد؟
ما كاملا خانواده را در نظر ميگيريم حتي از مادربزرگ و پدربزرگها نيز غافل نشديم، چراكه زندگي امروزي فاصلهاي بين نوه، مادربزرگ و شايد هم پدر و مادرها و فرزندان ايجاد كرده است. سعي كرديم تمام طيف يك زندگي را در نظر بگيريم و يك بخشهايي مانند آشپزي پررنگتر ديده شود و اين هم به دليل تقاضاي مخاطب است.
سالهاي پيش در راديو حضور يك زن و مرد در كنار هم به عنوان مجري امري عادي بود، اما الان از آن سبك فاصله گرفته شده، ولي در برنامه به خانه برميگرديم سالهاست چنين روندي ادامه دارد،دليل آن چه بوده است؟
اصلا نميخواهيم با آمدن مجري زن و مرد در كنار هم فضايي عجيب و غريب به وجود بياوريم، بلكه ميخواهيم فضايي كاملا شبيه خانه ايجاد كنيم. خانهاي كه يك مرد و يك زن دارد و بخشي هم در نظر گرفتيم كه پيامك بينندهها و خبرهايي از روز خوانده ميشود و معمولا براي اين قسمت نيز مجريهاي جواني چون بشيري و لواساني را در نظر گرفته شدند كه نقش جوانهاي اين خانه را به عهده دارند.
متاسفانه مدتي از اين روند فاصله داشتيم و هركدام به تنهايي اجرا ميكرديم تا اين كه متوجه شديم نبايد تكاجرايي باشد و دو مجري بايد كنار هم باشند و گفتگوها را انجام دهند و از دل اين گفتگوها مسائلي مطرح شود كه مخاطب را جذب كند. در اصل ميخواهيم اين گفتگوها را كه ممكن است در هر خانهاي پيش بيايد، در تلويزيون مطرح كنيم تا بينندهها نظارهگر آن باشند.
گاهي احساس ميشود كه نحوه بيان و صدايتان به اجرايتان سنگيني ميكند و بيشتر به سمت اجراي راديويي گرايش دارد…. نظر خودتان چيست؟
سعي كردم اين اتفاق رخ ندهد و درواقع به گونهاي اجرا كنم كه باورم شود و مردم نيز حس كنند كه در تلويزيون حضور دارم. شايد اين فن بيان و نحوه اجرايم در برنامه به اين دليل است كه سالها در راديو كار كردهام، با اين حال در تلاشم با چهرهاي صميمانهتر با مردم ارتباط برقرار كنم.
بازخورد مخاطبان در ابتدا نسبت به حضورتان در برنامه به خانه برميگرديم چگونه بود، با توجه به اين كه مجريان آشناتري در اين برنامه حضور داشتهاند؟
در راديو كه فن بيان خاص و صداي من شنيده ميشد و حالا مردم چهرهام را در قاب كوچك تلويزيون ميبينند.
براي مردم جالب است فردي را كه تاكنون صدايش را ميشنيدهاند حالا چهرهاش را ببينند. به?هر حال اين برنامه فرصتي شده تا تمام قضاوتها اصلاح شود و مردم مرا با چهره و صداي خودم ببينند و بشناسند.
حضور در برنامهاي كه سابقا با آدمهاي ديگري پيش ميرفته چه ويژگيهايي را بايد از طرف مجري جديد داشته باشد؟ آيا شما سبك جديدي انجام داديد يا به روش قديم اين روند را طي ميكنيد؟
هر مجري بايد سبك خاص خودش را دنبال كند و نبايد تابع روش مجريهاي ديگر باشد و از آنها تقليد كند. معتقدم افرادي در اين عرصه به موفقيت رسيدهاند كه با شيوه و روند خودشان به مردم معرفي شدهاند، ما از هر كدام اين افراد موفق يك نفر را در اين عرصه داريم و نبايد تكرار شود. ميكوشم سبك كارم منحصر به فرد باشد. به خانه برميگرديم 12 سال است كه متولد شده و مجريان زيادي داشته و برايم خيلي جالب است كه هنوز مردم ما در كوچه و خيابان سراغ مجريان سابق اين برنامه را از من ميگيرند.
براي شما جالب است يا شايد زماني حس غريبي ايجاد شود؟
به هيچوجه! برايم خيلي جالب است و آرزو دارم مردم زماني هم سراغ مرا بگيرند. ما مجرياني خوب و قوي داشتهايم كه جايشان در اين برنامه همچنان محفوظ مانده و فكر ميكنم شايد خودشان بودهاند و از كسي تقليد نكردهاند و اين راز موفقيت آنهاست.
با توجه به سالهايي كه در راديو بوديد چه نكاتي را از آن اجرا وارد كار تلويزيونيتان كردهايد؟
تقريبا راديويي! راديو جز صدا و موسيقي ابزار ديگري ندارد كه با مخاطب بتواند ارتباط برقرار كند، در صورتي كه در تلويزيون اين امكانات وسيع است و تصوير، تاثير بسزايي در برقراري ارتباط با بيننده دارد، از اينرو ما راديوييها با ورود به تلويزيون سعي داريم از اين امكانات استفاده كرده و ارتباط عميقتري را ايجاد كنيم.
در ر
اديو با كساني صحبت ميكنيد كه نه شما آنها را ميشناسيد و نه آنها شما را! ميتوانيد در اين مكان ارتباط صميمانهاي را به مخاطبانتان انتقال دهيد. زماني كه وارد تلويزيون شدم، سعي كردم از اين سبك نيز در كار تصويريام استفاده كنم، چرا كه اين فضاي جديد يعني حضور يك راديويي در تلويزيون كه ميتواند براي مخاطبانم جذاب باشد.
اين همحسي با مخاطب مسلما در راديو با گروه برنامهسازي نيز وجود داشته است؟
بله! مجريهاي اين دوره چه در زمينه راديو و چه در تلويزيون زماني توفيق دارند كه از قبل بدانند چه اتفاقي قرار است رخ دهد و اين مساله نيازمند ارتباط تنگاتنگ عوامل يك برنامه است. براي مثال اگر بدانم در بخشي از برنامه، مهمان ما پزشك متخصص قلب است با مادربزرگم تماس گرفته و مشكلش را در اين زمينه از او جويا ميشوم و زمان اجراي برنامه مطرح ميكنم در واقع مجري بايد از قبل دانش كافي داشته باشد و بداند چه اتفاقاتي در برنامه قرار است رخ دهد. من از اين شيوه در كارهايم استفاده ميكنم.
پس به نوعي ميتوان گفت جزو مجريان مولف برنامههاي خود هستيد؟
در راديو برنامههاي چالشي، اجتماعي و گفتگومحور را اجرا ميكردم. ياد ندارم در اجرايم بدون اطلاعات وارد فضاي كار شوم. مجرياي هم نبودم كه بياعتنا باشم و به چند برگه بسنده كنم بلكه قبل از حضور در كار اجراييام در اين زمينه اطلاعات و منابع لازم را كسب ميكردم و به اين ترتيب وارد فضاي كار ميشدم و معتقدم چه در راديو و چه در تلويزيون اگر ميخواهي موفق باشي و مسلط در اجرايت، بايد در رابطه با موضوع مورد بحث برنامه اطلاعات كافي كسب كني.
هنوز هم در راديو اجرا داريد؟
نه! متاسفانه به دليل برخي محدوديتها فعلا در راديو نيستم.
اگر برگرديم به چند سال پيش و قرار باشد بين راديو و تلويزيون يكي را انتخاب كنيد، راديويي ميشويد يا تلويزيوني؟
دلم براي راديو تنگ شده است. (ميخندد)
كار دوبله چطور؟ انجام ميدهيد؟
خير! پيشنهادات زيادي در اين زمينه شد اما به دليل شرايط زماني اجرا نتوانستم قبول كنم. كساني كه كار دوبله انجام ميدهند بسيار هنرمند و صبورند؛ چرا كه صبح تا شب در فضايي كوچك مشغول فعاليت در اين كار هستند. از طرفي احساس كردم اين شرايط با روحيات من نميخواند و شايد اين دليل قبول نكردن كار دوبله باشد.
كلام آخر.
يادمان باشد اگر انگشت اشاره را به سوي كسي نشانه گرفتيم، بدانيم سه انگشت ديگرش به سمت خودمان است!
مراسم عقد صبا راد با مدیر باشگاه تنیس استقلال!
برچسبها: صبا راد, صبا راد فرسایی, فاطمه راد, مجری زن, مجری به خانه بر می گردیم
انگار عادت کردهایم که آزاده نامداری را با خبرهایی جنجالی که درمورد ازدواج و عشق و شکست خوردنش به میان میآید، بشناسیم. درحالی که ازدواج آزاده نامداری و همسر اولش فرزاد حسنی، یکسال هم به طول نینجامید، پس از مدتی او بار دیگر تصمیم میگیرد شریکی برای زندگیاش انتخاب کند.
ازدواج مجدد و حاشیهساز آزاده نامداری، برای ما بهانهای شد تا با کمک هرایر دانلیان روانشناس و مشاور خانواده، احتمال موفقیت و شکست کسانی که به شیوه آزاده نامداری برای دومینبار تصمیم به ازدواج میگیرند را بررسی کنیم. اما پیش از خواندن حرفهای این کارشناس، آنچه در رسانهها درمورد زندگی عاطفی آزاده نامداری آمده بود را با هم مرور میکنیم.


راحله امینیان (مجری به خانه بر می گردیم) و مادر و دخترش




ژیلا امیرشاهی – مجری قدیمی تلویزیون – پس از ۱۶ سال همکاری با «به خانه برمیگردیم» درباره این برنامه اظهار کرد: ته احساسم درباره «به خانه برمیگردیم» این است که برایم مثل بچهای است که بزرگش کردم، خیلی دوستش دارم و روی آن تعصب دارم.
او در عین حال یادآور شد: تلاش میکنم به سهم خودم «به خانه بر میگردیم» را زنده نگه دارم و همان حسی که یک مادر به بچهاش دارد من این حس را به این برنامه دارم و جایم اینجا خوب است.
امیرشاهی در گفتوگو با خبرنگار سرویس تلویزیون و رادیو ایسنا، با اشاره به اینکه از سال ۷۶ به شکل رسمی وارد صدا و سیما شده و کار را در رادیو آغاز کرده است، میگوید: تصور میکنم اجرای برنامههای خانواده را از رادیو شروع کردم. از برنامه «خانه و خانواده» رادیو که مدتها با آقای شجاعیمهر و مدتها هم با آقای اکبری که گوینده برنامه بودند این برنامه را اجرا کردیم. پس از آن همزمان با رفتن خانم بیدمشکی از ایران، دورهای که اگر اشتباه نکنم آقای پورمحمدی (معاون سیما) تهیهکنندهی برنامه سیمای خانواده یا مدیر گروه اجتماعی بودند، من و آقای شجاعی مهر این برنامه را اجرا میکردیم. اما پس از آن به دلایلی از سیمای خانواده بیرون آمدم و به برنامه «به خانه برمیگردیم» دعوت شدم.
این مجری گفت: این مطالب را عنوان کردم که مقایسهای بین برنامههای رادیو و سیمای خانواده داشته باشم.
به خانه بر میگردیم
امیرشاهی دربارهی برنامه ۱۶ ساله «به خانه برمیگردیم» یادآور شد: این برنامه ۱۶ سال پیش توسط آقای یمینی، تهیهکننده آغاز شد و ایشان روی این برنامه تعصب و فکر زیادی داشتند و تصورشان این بود که «به خانه برمیگردیم» باید مثل یک دایرهالمعارف کار کند. به همین دلیل مهمانان مختلف از ژانرهای مختلف دعوت میشدند و مطالب آن معوق نگه داشته میشد برای اینکه بیننده همینطور منتظر بماند و روز بعد دنباله مطالب را بگیرد. علاوه بر این تهیهکننده اصرار داشت که فضای برنامه، خانوادگی باشد در این زمینه مجریان هم افراد از راه رسیدهای نبودند؛ مجریانی بودند که تجربه داشتند.
او سپس با بیان خاطرهای از سالهای شروع برنامه «به خانه برمیگردیم» یادآور شد: ما آن موقعها ملزوم بودیم که حتما گوشی داشته باشیم و تهیهکننده مطمئنا حالات روحی ما را احساس میکرد و از گوشی طوری با ما صحبت میکرد که لبخند روی لبانمان بیاید و یا اگر سوال کم میآوردیم ما را برای سوال راهنمایی میکرد و به طور کلی در برنامه بود و فرد بیتفاوتی نبود.
این مجری قدیمی تلویزیون یکی از عوامل موفقیت یک برنامهی روتین خانوادگی ۱۶ ساله را به شخص تهیهکننده نسبت داد و عنوان کرد: کلید خوردن این برنامه از طریق ایشان، یکی از دلایل موفقیت این برنامه است.
به خانه بر میگردیم
او همچنین در بخش دیگری از گفتوگوی خود به الگو قرار دادن برنامه «به خانه برمیگردیم» در شبکههای دیگر اشاره کرد و گفت: در حال حاضر شبکههایی همچون جام جم و همچنین شبکه سه از این برنامه الگوبرداری کردهاند.
او سپس یادآور شد که همگام با برنامه «به خانه برمیگردیم»، برنامه «سیمای خانواده» هم سالها پیش با اجرای هرمز شجاعیمهر طرفداران زیادی داشت.
امیرشاهی دربارهی تفاوت «سیمای خانواده» با برنامه «به خانه برمیگردیم» و اینکه آیا از همان بدو کلید خوردنشان با یکدیگر رقابت داشتند، گفت: تفاوت «به خانه برمیگردیم» با سیمای خانواده در این است که آن موقع سیمای خانواده در سکون بود اما «به خانه برمیگردیم» تحرک زیاد و فضای خودمانی داشت که آن را به بیننده انتقال میداد و همه اینها دلایل موفقیت یک برنامه میتواند باشد.
این مجری تلویزیون از علاقهاش به شبکه چهار و برنامههای علمی نیز گفت و توضیح داد: چند سالی که در ایران نبودم، وقتی برگشتم ذهنیتم این بود که به شبکه چهار منتقل شوم به دلیل اینکه با برنامههای شبکه چهار خیلی راحت هستم و با توجه به اینکه ساختار و شخصیتم هم جدی است دوست داشتم به این شبکه بروم اما مدیران موافقت نکردند و در «به خانه برمیگردیم» ماندم.
امیرشاهی همچنین با اشاره به اینکه به حکم یک خانه، به برنامهی «به خانه برمیگردیم» نگاه نمیکند، یادآور شد: من به حکم یک محیط کار به این برنامه نگاه میکنم که بعضی وقتها خاطرات خیلی خوبی از گذشتهی این برنامه دارم و بعضی اوقات با گروههای خیلی خوبی همکار شدم و شاید هم گاهی اوقات مشکلاتی در کار بوده است که طبیعی است. مثل مشکلات ریز و درشت زندگی که با آن دست و پنجه نرم میکنیم. اما به طور کلی سعی میکنم با خاطرات خوبی که از گذشتهی این برنامه دارم همان احساس را داشته باشم.
این مجری تلویزیون همچنین در پاسخ به این پرسش که اگر از سوی شبکه چهار پیشنهاد همکاری به وی شود میپذیرد؟ گفت: فضای شبکه چهار را به واسطه علمی بودنش دوست داشتم اما پیش نیامد و در حال حاضر در شبکه سلامت مباحث روانشناسی و مباحث در ارتباط با تغذیه را اجرا میکنم و هر دوی این مباحث شوق مصاحبه با پزشکان که همیشه در وجودم هست را راضی میکند. اما جایم در «به خانه بر میگردیم» خوب است.
وی سپس به سالهای ورودش به تلویزیون اشاره کرد و گفت: از سال ۷۶ در رادیو به طور رسمی کارم را شروع کردم. ابتدا نریتور بودم اما ورودم به تلویزیون با برنامهای به نام صدا در سیما بود که به معرفی برنامههای رادیویی و پشت صحنه آنها میپرداخت. به خاطر اجرای آن برنامه کاندیدای بهترین مجری زن در هفته نامه سینما شدم و همین تشویقم کرد برای اینکه کارم را ادامه دهم.
به خانه بر میگردیم
امیرشاهی در پایان گفتوگوی خود درباره اجرای حرفهای و حضور مجریان جدید به تلویزیون توصیههایی را داشت و گفت: جوانانی که در حوزه اجرا کار را شروع میکنند حتما مطالعاتشان را بالا ببرند و فقط تکیه به ظاهرشان نکنند. هر چند که تلویزیون یک ظاهر آراسته، چهره خوب و قابل پذیرش از طرف مردم میخواهد ولی ظاهر بسیار عادی میشود و آن چیزی که میماند فهم و دانش و درک در برنامههای مختلف تلویزیون است که امیدوارم مجریان جدید با این درک کارشان را شروع کنند.
برچسبها: ژیلا امیرشاهی, مجری, مجری زن, ژیلا, ژیلا امیر شاهی

گوینده مهمترین اخبار تاریخ ٣٦ ساله جمهوری اسلامی، اینروزها دوران بازنشستگی را پشتسر میگذارد؛ دورانی که برای او تنها در حد حکم سازمانی است و خودش میگوید کارش بازنشستگی نمیپذیرد و تا زمانی که عاشق کارش است آن را ادامه میدهد. نام حیاتی، پیش از هرچیز یادآور حیات رسانهای تلویزیون در حافظه جمعی ما ایرانیهاست.
هرجا خبری مهم و روایتی رسمی از سوی نهادهای مسئول بوده، هرجا که خبری حیاتی برای مردم ایران در بین بوده، صدای حیاتی و قدرت او در اجرای خبر توانسته به گوش مخاطب تلویزیون بنشیند و آن را به ثبت برساند. او در بزنگاه فعالیت حرفهایاش با اعلام خبر تلخ و سوگوارانه رحلت رهبر کبیر انقلاب، به حافظه ایرانیها راه یافت و این حافظه اکنون با فعالیت بیش از دودههای او در اخبار پربیننده تلویزیون عجین شده است. صدای او، اگرچه یادآور جدیت و رسمیبودن اخباری است که از منابع دولتی و حکومتی منتشر شدهاند، اما فارغ از آن، مردم او را در طول این سالها بهخاطر بیحاشیگی و متانتی که خارج از صندلی گوینده اخبار داشته، دوست داشته و دارند.
با اینهمه، نام او در فقدان نامهای گویندگان اخباری که در طول این سالها بادلیل و بیدلیل، در میان جعبه جادو گم شدهاند، خواسته یا ناخواسته، خاطره همه آنها را یکجا برای نسلهای بعد به ارمغان میآورد. محمدرضا حیاتی به گفته خودش ناملایمات و فرازونشیبهای بسیاری را در کارش تجربه کرده و لحظات پرالتهاب بسیاری بر او گذشته است. با او درباره گذشته و اینروزهایش به گفتوگو نشستیم.