
سری جدید شوی تلویزیونی شام ایرانی ساختار متفاوتی نسبت به سری های گذشته دارد. شایسته،
تهیه کننده دو سری آخر شام ایرانی در لابلای این سریال، بخش هایی را جای داده که در آن سوالات جالبی از شرکت کنندگان پرسیده می شود. البته بیننده صدای پرسشگر را نمی شنود بلکه گوشه ای از تصویر سیاه می شود و سوالی در آن نوشته می شود، شرکت کننده هم به آن جواب می دهد. میزبان شب اول شام ایرانی رضا داودنژاد است که در حین راست و ریس کردن بساط شام، صحبت های جالبی درباره ترسش از آمپول و حیوانات، سردرگمی رابطه اش با پدر، مشکل بیماری کبد، چاق بودنش و مسائل دیگری مطرح کرده که بسیار جالب است. در قسمت دوم این مجموعه هم بیژن بنفشه خواه میزبان بود که او هم در حین آشپزی به سوالاتی درباره اینکه خودش پدر خوبی است یا پدرش، خاطره ای از هژیرها، پول و … پاسخ گفته است.
چقدر به خاطر پول کار می کنی؟
یا باید پول کارم بیارزد یا معنویت کار. معمولا پول کارهایی خوب است که معنویت کار ضعیف تر است. معمولا وقتی سر یک کار خوب می روم، دستمزد یک کار سطح پایین و معمولی هم نمی گیرم.البته راضی ام هستم. باید یک چیزی بچربد. متاسفانه در حال حاضر وقتی یک کار را هم به خاطر پولش انجام می دهی، یک سال طول می کشد تا پولش را با تو تسویه کنند. اما آنطور هم نیست که هر کاری که به من پیشنهاد شد بروم حتی اگر نیازمند هم باشم به اینکه آن کار را دوست داشته باشم اهمیت می دهم.
اولین کلمه ای که بچه ات به تو می گوید چیست؟
نمی دانم. در حال حاضر که فقط از خودش صدا در می آورد البته غیر از گریه هایش که خانه را به لرزه درمی آورد. نمی دانم می گوید بیژن یا بابا. خیلی حس عجیبی است.
یک خاطره از هژیرها…؟
بد نیست یک خاطره از مهران غفوریان بگویم. یک سال عید مهران به همراه مرحوم پدرش و مادر محترمش به خانه ما آمدند. آن وقت ها مهران غفوریان سیگار می کشید، من هم همینطور ولی مهران جلوی بابای من می کشید اما جلوی بابای خودش نمی کشید. مهران من را صدا زد و گفت بیژن به پدرت ندا بده که حواسش باشد من جلوی پدرم سیگار نمی کشم. من هم گفتم نه بابا پدر من که بچه نیست آدم عاقل و بالغی است، خودش حواسش هست. مهران هم گفت حالا تو بگو. پدرم را صدا زدم و گفتم بابا حواست باشد که مهران جلوی پدر و مخادرش سیگار نمی کشد. پدرم ناراحت شد و گفت مگر من بچه ام؟ خودم عقلم می رسد. من رفتم نشستم. پدرم پایش را از آشپزخانه بیرون نگذاشته بود که یکدفعه به مهران گفت: مهران جان بفرما سیگار! آخ یادم نبود جلوی مادر و پدر نمی کشی. پدرم هر یک ربع یک بار همین را تکرار می کرد و مهران مات و مبهوت به من نگاه می کرد. یعنی اگر تاکید نمی کرد بهتر بود. این خاطره بامزه من بود حالا می توانید بخندید.
تو پدر بهتری هستی یا پدرت؟
خیلی سوال سختی است. این را باید از بچه ام بپرسید. راجع من می توانید از پدرم بپرسید. شاید بتوانیدبعدا این سوال را از خودش بپرسید. آدم تا خودش پدر یا مادر نشود زحمات آنها را نمی فهمد. اصولا افراد شاکی هستند. واقعا آشپزی کار سختی است اما ما همیشه فکر می کنیم که همسر یا مادرمان وظیفه دارند آشپزی کنند مخصوصا در حال حاضر که خانم ها هم شاغل هستند. مادر من هم شاغل بودند. من به زور می توانم یکی از آنها را انجام دهم حالا بچه داری که به کنار. من خیلی دوست داشتم آشپزی ام خوب باشد مثل چیزهای دیگر. دوست داشتم زبان انگلیسی ام هم خوب باشد که نیست یا اینکه یک ورزشی را انجام می دادم که انجام نمی دهم. دوست داشتم بلدبودم یک سازی بزنم که بلدنیستم. آشپزی هم از همین دسته آرزوهاست. حالا آشپزی را در این سن می توانم یاد بگیرم اما پیانو زدن را بعید می دانم. اگر معلم بگیرم به من می خندند شاید حتی به من بگویند برای دل خودت شاید بتوانی بزنی اما ساز زدن را در سن 40 سالگی بی خیال شو.
پول؟
خیلی دوست دارم البته نوع حلالش را.
ساختمان پزشکان؟
این سریال را خیلی دوست داشتم. یکی از بهترین کارهایی بود که در زندگی ام انجام دادم. هم تیم پشت صحنه خوبی داشتیم و هم مورد پسند مردم قرار گرفت.
عشق
بدون عشق زندگی کردن سخت است. آدم باید عاشق باشد. مثل من که عاشق همسرم هستم. اگر نشنید صدایش کنیم بیاید بشنود.
موبایل؟
اوایل خیلی دوستش داشتم اما الان می گویم اگر نبود هم اوضاع بد نمی شد. کلا مصیبت است، مثلا قدیم ها که موبایل نبود مشکلی وجود داشت؟
مصاحبه با فاطمه گودرزی
مصاحبه با سحر ولدبیگی و نیما فلاح
مصاحبه با آناهیتا همتی

آناهیتا همتی چهل ساله است. بازی در سریالهای خانه به دوش، ترش و شیرین، یک وجب خاک، روزهای مهتابی، طلسمشدگان، توطئه خانوادگی و باغ سرهنگ از فعالیتهای تلویزیونی این بازیگر است که همچنان بازیگری و تئاتر را دوست دارد. او اوایل دهه 70 در نمایش «تنبورنوازان» به کارگردانی هادی مرزبان به صحنه تئاتر وارد شد و در سینما هم تجربههای مختلفی داشته، اما خودش دوست ندارد هیچ وقت از بازی در تئاتر دور شود.
بازی در سریال تلویزیونی، فیلم سینمایی و تئاتر چه تفاوتهای اساسیای دارد؟
به نظر من بازیگر باید به فکر ارائه بازی خوب باشد. با این دیدگاه، بازی کردن در عرصه تلویزیون، سینما و تئاتر برای یک بازیگر تفاوت خاصی ندارد. البته این شاید از ذهنیت من ناشی شده باشد که معتقدم بازیگر مانند یک موم در دست کارگردان است. درست است که خود نیز ایدههایی در بازی و اجرا لحاظ میکند، اما کارگردان باید به بازیگر شکل بدهد.
با وجود این میتوان در بازی بازیگرانی که از تئاتر آمدهاند، تفاوتهایی احساس کرد…
خب البته این دلایل دیگری دارد. اصولا بازی در تئاتر قدرت بیشتری دارد و اگر فکر میکنید کسانی که از تئاتر وارد سینما شدهاند موفقتر هستند، علتش آن است که سختیهای بیشتری کشیدهاند. البته من قصد ندارم به بازیگرانی که کارشان را از سینما شروع کردهاند، جسارت یا آنها را نقد کنم. واقعیت این است بازیگرانی که پیشینه تئاتری دارند، بهتر تربیت شدهاند، چون تئاتر قوام بیشتری دارد. به همین دلیل بسیاری از سینماگرانی هم که کارشان را از تلویزیون یا سینما شروع کردهاند، به تئاتر رجوع میکنند و پس از مدتی تلاش میکنند در یک کار تئاتری روی صحنه بروند.
شما هم در کارهای جدی بازی کردهاید و هم در فیلمها و سریالهای طنز. کدام را بیشتر دوست دارید؟
راستش به این دستهبندیها زیاد فکر نمیکنم. باید بگویم هنوز که هنوز است، عشق بازیگری دارم. درواقع میتوانم بگویم بعد از این سالها هنوز هیجانم در بازیگری کم نشده است. وقتی کار جدیدی میپذیرم این استرس و هیجان در من دیده میشود، هیجانی که با احساس خوشایندی همراه است. برایم مهم است نقشی را که قبول میکنم خیلی خوب به مخاطب انتقال دهم، طنز و جدی بودن نقش مهم نیست. خودم را در بازیها محک میزنم. در حال حاضر مردم ما طنز را بیشتر دوست دارند و فکر میکنم هزینه میکنند تا یک اثر خوب و طنز را ببینند و من نیز همیشه خوشایندم رضایت مخاطب چه در تئاتر است و چه در سینما.
پیش از ورود به تلویزیون و بازی در سریالهای موفق و پربیننده، به عنوان یک بازیگر تئاتر شناخته میشدید. آیا تغییر مسیر شما از تئاتر به سینما و تلویزیون دلیلی جز وضع اقتصادی تئاتر و البته شهرت داشت؟
به خاطر دارم در آن زمان وقتی وارد بازی در تئاتر شدم، همیشه نقشهای بزرگ و اصلی نمایشها را به آدمهای بزرگتر واگذار میکردند و تئاتر برای ما کلاس درس بود و ما در تئاتر درس میآموختیم. تئاتر برای ما یک ورکشاپ و محلی برای کسب تجربه بود و البته هنوز هم برای من تئاتر یک کلاس درس است که از آن میآموزم. زمانی که به تلویزیون و سینما ورود پیدا کردم، دوست داشتم بازی در آن مدیومها را هم تجربه کنم و همیشه وقتی در یک فیلم سینمایی یا سریال بازی میکنم، برای آموختن و کسب تجربه بازگشتی نیز به تئاتر دارم.
آیا شده به خاطر پول، بازی در یک سریال یا فیلم سینمایی را بپذیرید یا به پیشنهادی جواب منفی بدهید؟
باید بگویم به خاطر ندارم به خاطر پول، بازی در یک کار تلویزیونی یا سینمایی را پذیرفته یا به این دلیل یک پیش
نهاد کاری را رد کرده باشم. خدا را شکر در طول زندگیام هیچگاه دغدغه معیشت نداشتهام و از روز اول ورودم به تئاتر و سپس سینما و تلویزیون همیشه پدر و مادرم دست مرا گرفته و کمک حال من بودهاند. شاید همین پشتیبانی باعث شده تا امروز مسائل مالی برایم تعیینکننده نباشد و همه انتخابهایم از تئاتر گرفته تا سریالهای تلویزیونی از روی علاقه باشد و از روی رغبت کارها را انتخاب کنم. این را هم بگویم برخی کارهایی که در این سه مدیوم انجام دادهام از روی رفاقت هم بوده است.
یعنی حتی اگر کاری را قبول نداشتهاید یا به نظرتان متن یا فیلمنامهای خوب نبوده، به خاطر رفاقت آن را پذیرفتهاید؟
بله، البته همیشه اینگونه نبوده و گاهی رفاقت باعث شده در کاری که شاید حضور در آن زیاد هم برایم جالب نبوده، بازی کنم و پیشنهاد همکاری با آن گروه یا فرد را بپذیرم.
در همین کارهایی که به خاطر احترام به یک رابطه کاری یا به قول شما رفاقت میپذیرید، متن تا چه اندازه اهمیت دارد؟
قبل از حضور در یک فیلم یا نمایش، خواندن متن اثر برایم مهم است. حتی اگر هم متنی نباشد یعنی یک کار در اندازه ارائه طرح باشد، در آن زمان، کارگردان برایم اهمیت دارد. به نظرم حضور یک بازیگر در کار علاوه بر متن، به کارگردان نیز بستگی دارد و اگر من به کارگردانی اعتماد داشته باشم، متن را در حد طرح هم بدانم، بازی در کار را قبول میکنم. وقتی بازیگری، سالهای سال در تئاتر یا سینما بازی میکند، تجربه زیادی به دست میآورد و این تجربه، شناخت از کارگردان را در بر میگیرد. اوایل کار یک بازیگر ممکن است به دلیل دیده شدن یا کنجکاوی با هر کارگردانی کار کند، اما بعد از گذشت یک زمان و تجربه در بازیگری، گزینش در کار و حتی انتخاب کارگردان نیز ایجاد میشود.
برچسبها: آناهیتا همتی
«کلاه قرمزی» پشت اش به کجا بند است؟
دنیا فنیزاده یکی از عروسکگردانان خوب سینما و تلویزیون ایران است که به عروسکهای مختلفی مانند کلاه قرمزی، خاله قورباغه، هادی و هدی و … جان داده است.
او اولین فعالیت عروسکگردانی خود را در سال 1364 با برنامهای با نام “چتر با آواز باران” آغاز کرده و بعد از آن عروسکگردانی کلاه قرمزی را برعهده داشته است. فنیزاده که هفته پیش در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از بهترین عروسکگردانان کشور مورد تقدیر قرار گرفت، معتقدست کلاه قرمزی یک عروسک نیست بلکه یک شخصیت زنده است که به عنوان همکار با او همکاری می کند.
مهتاب کرامتی: انگار عید شده است!
مدت زمان چندانی از آن زمان نگذشته که عده ای در قعر ناامیدی شعله ای از امید برافروختند و امروز زبانه های این آتش بلند شده و نوری در جامعه برافروخته است. چند روزی هم بیشتر نگذشته از اینکه در «خانه سینما» به عنوان یکی از مهمترین نهادهای غیردولتی فرهنگ و هنر در کشور، پس از آن پلمب نگران کننده، همزمان با روز ملی سینما در واپسین روزهای شهریور ماه امسال با حضور جمع زیادی از اهالی سینما و حجت الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی باز شد.
روایت بارانکوثری و هانیه توسلی از ممنوع الکاری
بازی در دو نمایش متفاوت که این روزها به فاصله یکساعت در تالار حافظ به صحنه میرود اولین بهانه بود تا از هانیه توسلی و باران کوثری بخواهیم که در یک گفتوگوی مشترک شرکت کنند. اما این دو بازیگر در سالهای گذشته در یک موضوع دیگر اشتراک داشتند. هر دو در دورهای برای رفتن روی صحنه و بازی در فیلم با مشکلاتی روبهرو بودند و روزهای بیکاری را پشت سرگذاشتند. حالا هانیه توسلی با «قرار» سیامک احصایی و باران کوثری با «روایت یک فصل معلق» هومن سیدی به صحنه تئاتر بازگشتند و از تئاتر و نقشهایشان گفتند.
مصاحبه با بهنوش بختیاری
بهنوش بختیاری در زمینه دکوراسیون خانه و خرید وسایل منزل خودش را صاحب سلیقه میداند. راستش ما هم همین فکر را میکنیم. اصولا آدم خوش لباسی است و روی جزئیات انتخابهایش فکر میکند. سلیقه خوبی دارد و درمیان بازیگران از کسانی است که به اندازه موهای سرش فیلم دیده و کتاب خوانده. وقتی حرف از خانه و زندگیاش میشود، لبخند روی صورتش شكوفتهتر هم میشود. پیداست با عشق خانهاش را چیده. عاشق شمع و وسایل خوشبوکننده است و شما را به جهان رنگها دعوت میکند. با بهنوش بختیاری، خانه سفید، سلیقه هنری و لبخند دلنشینش همراه باشید.
مصاحبه با نگار فروزنده
مصاحبه با پژمان جمشیدی
شایعه دورغین ازدواج ترلان پروانه و ارسلان قاسمی!

“ترلان پروانه” و “ارسلان قاسمی” دو بازیگر نوجوان هستند و اصلا سن آنها به ازدواج نمی خورد و تنها در صحنه بازیگری مقابل همدیگر قرار می گیرند.
مادر ترلان پروانه اعلام کرد که ازدواج دخترش و ارسلان قاسمی خبری کذب و دروغ است و به هیچ وجه صحت ندارد.
پریسا ابوالحسنی مادر ترلان پروانه در گفتگو با «باشگاه خبرنگاران» در خصوص خبری مبنی بر ازدواج “ترلان پروانه” و “ارسلان قاسمی” گفت: این خبر شایعه ای بیش نیست و به هیچ وجه صحت ندارد و ما در وبلاگ رسمی ترلان تکذیبیه این خبر را اعلام کردیم.
وی ادامه داد: این خبر باعث نگرانی من است و به واقع نمی دانم با این مسئله چه کار باید بکنم. “ترلان” ۱۶ سال بیشتر ندارد و نمی دانم هدفشان از انتشار این خبر دروغ چیست.
وی بیان کرد: سال گذشته نیز همین شایعه درباره “ترلان پروانه” و “ارسلان قاسمی” مطرح شد که ما در جشنواره فیلم فجر از طریق مصاحبه آن خبر را تکذیب کردیم.
“ابوالحسنی” اظهار داشت: “ترلان پروانه” و “ارسلان قاسمی” دو بازیگر نوجوان هستند و اصلا سن آنها به ازدواج نمی خورد و تنها در صحنه بازیگری مقابل همدیگر قرار می گیرند.

وی ادامه داد: سایت خانواده سبز نیز این خبر را منتشر کرده بود که من بسیار از انتشار این خبر ناراحت و عصبانی شدم و عنوان کردند که این خبر از طریق یکی از کاربرانشان منتشر شده و سریع خبر تکذیبیه آن را اعلام کردند.
“ابوالحسنی” اظهار داشت: از مردم تقاضا دارم هر خبری که در سایت ها منتشر می شود را باور نکنند و حتما صحت آن را جویا شوند. این خبرها توسط افرادی بیمار منتشر می شود که روال زندگی مردم را دچار اختلال می کند.
وی تصریح کرد: ما باشنیدن این اخبار پشت دخترمان هستیم، ولی بسیاری از زندگی ها توسط این اخبار با مشکلات روبرو می شود.
وی تصریح کرد: پدر “ترلان پروانه” بابت این مسئله از طریق سازمان فیلترینگ نیز شکایت کرده است.
“ابوالحسنی” در خصوص برخورد خود “ترلان پروانه” از انتشار این خبر عنوان کرد: “ترلان پروانه” ابتدا این خبر برایش خنده دار و مسخره بود، چرا که این خبر تنها در حد یک شایعه و غیرقابل باور است، ولی بعد از آن بسیار ناراحت شد.
“ابوالحسنی” اظهار داشت: از خبرگزاری های رسمی بابت پیگیری این اخبار و رساندن صدای ما به گوش مردم بسیار سپاسگذارم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: انتشار این خبر موجب توهین به شعور خانوادگی ما است، من خود یک مدیر مدرسه هستم و این اخبار تنها توسط افراد بیکار و بیمار منتشر می شود.
برچسبها: ترلان پروانه, ارسلان قاسمی, ازدواج ارسلان قاسمی با ترلان پروانه
مصاحبه با علی کوچولو
علی کریمی درباره ی سریال پژمان می گوید

علی کریمی :از طرف من به پیمان قاسم خانی بگین که من کارهای ایشون رو دوست دارم و برام خیلی جالبه که ایشون هر چی می نویسه، می گیره.
علی کریمی چندان اهل تلویزیون دیدن و دنبال کردن سریال ها نیست. جادوگر که همیشه زندگی حرفه ای و منظمی را دنبال می کند، به خاطر ساعت صرف شام و خوابش چند قسمت بیشتر از برنامه نود را ندیده است.
علی کریمی چندان اهل تلویزیون دیدن و دنبال کردن سریال ها نیست. جادوگر که همیشه زندگی حرفه ای و منظمی را دنبال می کند، به خاطر ساعت صرف شام و خوابش چند قسمت بیشتر از برنامه نود را ندیده است. البته همین علی کریمی که در مورد آن صحبت می کنیم، گاهی سریال زیر آسمان شهر را چنان دنبال می کرد که به خاطر آن حتی قید برنامه های دیگر خود را می زد.
به هر حال جادوگر محبوب فوتبال ایران این شب ها یکی از بینندگان سریال پژمان است. کریمی با توجه به نگرش و قلم جادویی پیمان قاسم خانی که مثل چماق مدام روی سر پژمان فرود می آید، در مورد پربیننده ترین سریال این شب های تلویزیون ایران هم صحبت های جالبی می کند: «سریال خوبیه. توی این چند شب هم سریال رو دیدم اما به نظر من خود هنرپیشه ها و بقیه قشرها هم یکسری مسائل و مشکلاتی دارن که می شد به اونها هم اشاره کرد. من نمی گم فوتبالیست ها ایرادی ندارن و همه چیز درسته ولی به هر حال یکسری چیزهای مثبت هم هست که می شد به اونها پرداخت. البته الان نمی شه در مورد این قضیه نظر داد … فعلا خیلی زوده که بخوایم قضاوت کنیم ولی امیدوارم که داستان به این سمت و سو بره.»
هرچند کریمی نمی دانست که ما پس از گفتگو با او، با پیمان قاسم خانی تماس می گیریم ونظر او را در مورد جادوگر می گیریم ولی این کار اتفاق های جالبی را به همراه داشت. پیمان قاسم خانی که کلا اهل مصاحبه نیست، برای دومین بار در طی چند روز گذشته با «گل» به صحبت پرداخت: «تحت هر شرایطی هر چی علی آقا بگه درسته! ما علی آقا رو اونقدر دوست داریم که مقابل ایشون حرفی برای گفتن نداریم. خیلی خوشحالم که علی کریمی سریال ما رو دیده ولی در مورد موضوع درستی که ایشون گفته، باید بگم که ما توی قسمت های آینده یکسری از هنری ها رو هم وارد داستان می کنیم و اتفاقا خودزنی جالبی انجام می دیم!»
علی کریمی که از طریق دوستانش در جریان مصاحبه پیمان قاسم خانی با «گل» قرار گرفته بود، از تعریف و تمجیدهای بهترین نویسنده طنز ایران در مورد خودش استقبال کرده بود: «همانطور که شما هم می گین پیمان قاسم خانی یکی از بهترین نویسنده های ایرانه. از طرف من به پیمان قاسم خانی بگین که من کارهای ایشون رو دوست دارم و برام خیلی جالبه که ایشون هر چی می نویسه، می گیره و مردم ازش استقبال می کنند.از طرف من به بچه های سریال پژمان خسته نباشین بگین و امیدوارم که توی قسمت های بعدی این سریال بهتر و پربیننده تر بشه.»
پیمان قاسم خانی به شدت فوتبالی است، پس از صحبت های علی کریمی از خاطرات ورزشی اش در مورد جادوگر می گوید: «من کریمی رو از وقتی می شناختم که سالنی بازی می کرد. اون موقع خود ما هم فوتسال بازی می کردیم و من کریمی رو از همون سال ها به خوبی می شناختم. همیشه پیش خودم می گفتم که اگه این بازیکن تکنیکی بیاد توی فوتبال چه اتفاق خوبی می افته و بالاخره هم شنیدم کریمی وارد فوتبال شده و خیلی طول نکشید که علی آقا خودش رو نشون داد و به یک اسطوره بزرگ تبدیل شد.
وقتی به قاسم خانی می گوییم که کریمی به راحتی از سریال پژمان انتقادهایی داشته، چنین می گوید: «از علی کریمی به این دلیل خوشم میاد که حرفش رو بدون رودربایستی و مشکلی می زنه. کریمی یکسری خصوصیات اخلاقی جالب داره که برای من خیلی محترم و قابل توجه است. کریمی اگر از ما و سریال ما انتقادی هم داشته باشه، ما حرفی نمی زنیم چون از پس جادوگر برنمیایم (خنده) البته خواهش من از کریمی اینه که قسمت های بعدی رو ببینه و منتظر وارد شدن ماجراهای هنری ها به داستان باشه.»
برچسبها: علی کریمی
مصاحبه با مژده لواسانی مجری جوان تلویزیون

روز از نو، سه نقطه، به خانه برمیگردیم، عصر خانواده در تلویزیون و بسته پیشنهادی، آب نبات، آسمانه، سفارشی و پشت صحنه در رادیو عنوان برنامههایی است که او تاکنون اجرا و در مواردی سردبیریشان را بهعهده داشته است. متولد بیستم آبان ۱۳۶۸ و درست همانند اجراهایش فعال و بانشاط است. معتقد است باید تعریف درستی از برنامههای خانوادگی تلویزیون داشته باشیم و لحن صمیمانه در گفتوگو با مهمانان را رمز اعتمادسازی برای آنها میداند.
در جلسهای که با حضور مدیر شبکه دو برگزار شد، برنامههای خانوادگی این شبکه در سه گروه اصلی برنامههای صبحگاهی، نیمروزی و شبانگاهی دستهبندی شدند. برنامه خونه و زندگی هم در گروه اول قرار میگیرد. رویکرد و نگاه اصلیتان در برنامه به چه چیز معطوف بود؟
برنامه خونه زندگی که پخش آن از روز اول ذیقعده و همزمان با روز دختر برگزار شد، ادامهای بر سری نخست آن بود و رویکرد و نگاهی متفاوت داشت. متاسفانه گاهی برنامههای خانواده در شبکههای مختلف به برنامههای خانهداری تبدیل میشود. ما در برنامه روز دختر سعی کردیم با نگاهی دخترانه برنامه را جلو ببریم و دختران را خارج از خانوادهشان تعریف نکردیم. برای مثال در هفته اول از پدرانی که در حوزههای مختلف سرشناس هستند، دعوت کردیم تا با دخترانشان در برنامه حضور یابند. میخواستیم رابطه این افراد را با دختران و اعضای خانواده بررسی کنیم؛ بنابراین براساس مهمانها، برنامه را تنظیم کردیم.
سعی کردیم خونه زندگی، قابی برای نشان دادن سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی باشد. نکتهای که در صحبتهای رهبری در سال جاری هم بارها به آن اشاره شد که ما باید خانواده ایرانی و سبک زندگی اسلامی را در رسانه ترویج کنیم. گاهی حلقه مفقوده کارهای نمایشی هم همین مساله است؛ یعنی آنچه در تلویزیون نمایش داده میشود مطابق با آن چیزی نیست که در خانوادهها اتفاق میافتد. بنابراین خانوادگی بودن برنامه را به داشتن بخش آشپزی منحصر نکردیم و متفاوتتر بودیم. در هفته دفاع مقدس نیز خانوادههایی که در دوران دفاع مقدس به نوعی با فضای جنگ و جبهه درگیر بودند، مهمان برنامه شدند. برای مثال روزی که خانواده آقای نیافر در برنامه حضور یافت، ما سه نسل متفاوت پدر، پسر و نوه را که به نوعی درگیر جنگ بودند، در برنامه داشتیم. پدر و پسری که از نزدیک فضای جنگ را تجربه کردهاند و نوهای که حالا ده سال دارد و با خاطرات جبهههای جنگ بزرگ میشود.
برنامه خونه زندگی کاملا گفتوگو محور و خانوادگی بود. روز هجدهم مهر هم که مصادف با روز ازدواج بود این برنامه به پایان رسید و تکرار برنامه زنده باد زندگی جایگزین آن شد.
این ویژه برنامه یکماهه همچنین در آستانه مهر و بازگشایی مدارس به پخش رسید و متناسب با موضوعات و مناسبتهایی که در این دوره داشتیم، سعی کردیم بهطور خاص به هریک بپردازیم و در چارچوبی خانوادگی به موضوعات مختلف توجه کنیم.
با توجه به این که خونه زندگی، شخصیتمحور پیش میرود، بخشهای مختلف آن تا چه میزان متاثر از این رویکرد است؟
بخش عمدهای از این نگاه در استودیو اتفاق میافتد و من پرسشهایم را براساس همین رویکرد تنظیم میکنم. پیشبرد گفتوگو بر این اساس است که خانواده در موفقیت فرد چه نقشی داشته و او چه تعاملی با خانوادهاش داشته است. پلی بکها هم گاهی به مهمانها مربوط میشود؛ اما در این بخشها بیشتر سعی کردیم به شهرها و روستاهای دیگر برویم. برای مثال به مناسبت بازگشایی مدارس گزارشی داشتیم از مدارس روستایی و فضایی که بر آنجا حاکم است. در این بخشها یک روند استودیو گریزی وجود دارد تا توازنی در برنامه برقرار شود، زیرا صحبتهای داخل استودیو جدی تر است و در مستندها از تهران خارج میشویم. اعتقاد دارم ایران مساوی تهران نیست و باید در رسانه تصویری از اقوام مختلف باشیم.
وقتی گفتوگوها سمت و سوی خانوادگی پیدا میکند، لحن آن هم تا حدودی تفاوت دارد. ضمن اینکه شما در اجرایتان ریتم تندی دارید. میخواهم بدانم لحن گفتوگو را چقدر در نوع اجرایتان مورد نظر دارید؟
اگر قرار بود برنامه خونه زندگی برنامهای باشد برای خانمهای صرفا خانهدار، قطعا اجرای آن را قبول نمیکردم. حتی وقتی اجرای برنامه عصرخانواده را به عهده داشتم، این برنامه را به عنوان یک دختر متعلق به نسل سوم اجرا میکردم و میخواستم مردم هم من را با این ویژگی ببینند.
با وجود احترامی که برای همه پیشکسوتان در حوزه اجرای این نوع برنامهها قائلم، اما نمیتوانم جنس اجرای مشابهی با آنان داشته باشم؛ زیرا زبان و سن من متفاوت است. البته ممکن است گروهی از مخاطبان این نشاط و شادابی را در اجرا دوست نداشته باشند؛ زیرا هنوز هم در برنامه پیامکهایی دریافت میکنیم که چرا خانم لواسانی هنگام اجرا زیاد تکان میخورند؛ اما باید بگویم دیگر باید این ویژگیهای اجرای من را پذیرفت. در ضمن من بهدلیل اینکه ش
روع برنامه خونه زندگی مصادف شد با روز دختر، سعی کردم از ابتدای برنامه با وجه دخترانهای کار را پیش ببرم و اجرایش کنم.
ورود به مسائل شخصیتر در مصاحبه با مهمانان هم حاصل همین توجه است، بنابراین وقتی آقای فتحاللهزاده مهمان برنامه ما میشدند به مدیریت باشگاه استقلال و مسائل کاری ایشان توجه چندانی نداشتیم، بلکه میخواستیم بدانیم ایشان چقدر برای خانواده خود وقت میگذارند و ارتباطشان با نوه یا دامادشان چطور است؛ بنابراین به حوزه خصوصی زندگی آنها هم میپرداختیم و جنس پرسشها هم تغییر میکرد. در مجموعه مستندی که با حضور نامزدهای ریاستجمهوری ساخته شد، همین نگاه وجود داشت و از فرزندان آنها پرسیدیم پدرتان به چه مسالهای حساسیت دارد، چه چیز او را عصبانی میکند، شبها حق دارید تا چه ساعتی بیرون از منزل باشید و…
بنابراین صمیمیت در گفتوگوهای اینچنینی بیشتر در جریان است. در این حالت، مهمان ناگزیر به صمیمی بودن است، زیرا او دقیقا بر پایه نوع ارتباط برقرار کردن تو واکنش نشان میدهد و حرف میزند. مواردی پیش آمده که پیش از شروع برنامه در برخورد با مهمانان احساس کردهایم او چندان اهل حرف زدن نیست؛ اما دقیقا نوع ارتباط گرفتن با او سبب میشود در وهله اول به مجری اعتماد و شروع به صحبت کند.
شما همچنین اجرای مستندهایی از زندگی خانوادگی نامزدهای ریاستجمهوری را هم به عهده داشتید. آیا در تولید این مستندها هم همین نگاه را دنبال کردید؟
بله، خانواده نامزدها به استودیو آمدند و در زمان برابر با رویکردی مشترک در مباحثی کاملا خانوادگی مشارکت میکردند. نکته جالب توجه این مستندها، رویکرد خانوادگی آنها بود و به هرکدام از این عزیزان بهعنوان یک پدر یا یک همسر توجه میشد. در ضمن، این اولین تجربه رسانه برای گفتوگو با خانواده نامزدهای ریاست جمهوری بود و برای خود من، جذابیت زیادی داشت، چون پیش از این تجربه چنین گفتوگوهایی را نداشتم و مصاحبههای من غالبا دارای رویکردی اجتماعی یا فرهنگی ـ هنری بوده است.
این مستندها کمک میکرد شور و شوقی در مردم ایجاد شود؛ زیرا آنها غالبا دوست دارند بدانند این افراد در زندگی شخصی و خانوادگی خود چگونه رفتار میکنند و میخواهند اطلاعات بیشتری درباره برخوردهای آنان به دست آورند.
اما گمان میکنم کمی تاریخ مصرف آن گذشته باشد.
متاسفانه بله. این مستندها را برای یک هفته مانده به برگزاری انتخابات آماده کرده بودیم. با توجه به این که نوعی معرفی همه جانبه هم طی آنها صورت میگیرد.
امسال همه تلاش رسانه ملی بر معرفی نامزدها از منظرهای مختلف بود و ما هم بر زاویه خانوادگی تاکید داشتیم، اتفاق تازه و جالبی بود. به هر حال در این دوره اثر پخش نشد و امیدوارم در زمان مناسبی به پخش برسد تا مخاطبان بتوانند شاهدش باشند.
شما اجرای برنامه کافه سوال را هم بهعهده دارید. درباره شکلگیری ایده این برنامه و ویژگیهای آن هم توضیح دهید.
چند ماهی است برنامه کافه سوال شکل گرفته و من از ابتدا در اتاق فکر آن حضور داشتم. آقای سهیل سلیمانی طرحی را با رویکرد کاملا اجتماعی ارائه کرده بود و هر فصل آن دغدغهای اجتماعی را پوشش میداد، موضوع روز جامعه که بسیاری از افراد بویژه جوانان با آن درگیر هستند. در ۲۰ قسمت اول آن به بحث جراحیهای زیبایی میپردازیم. در واقع انگیزههای انجام عملهای زیبایی با حضور چهرههای شناخته شده و پزشکان متخصص تشریح میشود. حتی افرادی که این عملها را انجام دادهاند از تجربه شان میگویند.
ما اصولا کافه را فضای امنی میدانیم برای این که با دوستان خود گپ بزنیم. کافه سوال هم جایی برای گپ زدن و پرسش و پاسخ است.
برچسبها: مژده لواسانی, عکس های جدید مژده لواسانی, مجری چادری, مجری محجبه, مجری زن
مصاحبه با بهاره کیان افشار بازیگر کلاه پهلوی
كيان افشار در فيلم «هيچکجا، هيچکس» در نقش دختر جواني بازي ميکند که به اميد رهايي از استبداد پدرش و رسيدن به زندگي آرماني، با جوان مورد علاقهاش پنهانى ازدواج ميکند و با مشارکت در سرقت، به معضل بزرگي در زندگياش ميرسد. در «فرهنگ سلامت» اين هفته با اين بازيگر مستعد سينما و تلويزيون درباره ويژگيهاي نقشهاي «شادي» و «يلدا» و رمز و رازهاي تغذيه، ورزش و سلامت در زندگي شخصي و حرفهاياش گفتوگو كردهايم.








