پشت صورت به ظاهر جدیاش یك دنیا مهربانی و سرخوشی وجود دارد، وقتی با صدای بلند میخندد و از خاطراتش حرف میزند، ناخودآگاه تو را در دنیای سرخوشانهاش سهیم میكند. میگوید این سرخوشی، ارثیه خانوادگی اوست چراكه در طول سالها یاد گرفته به تمام مشكلات ریز و درشت بخندد و با این رفتار خودش را در مقابل سختیهای زندگی بیمه میكند، او معتقد است ما زندگی را زیاد از حد جدی گرفتهایم و همین مساله باعث شده از آن لذت نبریم.
حتی در مقوله ازدواج هم بیشتر از آنكه خود واقعیمان را در نظر بگیریم، تسلیم شرایط میشویم و به همین خاطر آنطور كه باید احساس خوشبختی نمیكنیم. صحبت از الیكا عبدالرزاقی است؛ كسی كه راز خوشبختی را در نگاه خوشبینانهاش به زندگی میداند. او بر این باور است كه حرفه افراد نباید باعث شود كه آنها برخوردشان با دیگران عوض شود و خودشان را از آنها جدا كنند.
شاید به همین خاطر است كه بازیگری و به دنبال آن شهرت باعث نشده در طول این سالها كه میشناسیمش تغییر كرده باشد و از آن مهمتر با همان انرژی و خندههای همیشگی جواب محبت همه را میدهد؛ حتی طرفدارانش در فضای مجازی را. اگر میخواهید سر از زندگی سرخوشانه او در آورید و پی به راز خندهایش ببرید، این مصاحبه را از دست ندهید.
زهره فكورصبور: همه از دستپختم تعریف می كنند
شاید بیشتر ما بر این باوریم كه سوپ و سالاد جزء پیش غذاها هستند و نمیتوانیم به عنوان غذای اصلی روی آنها حساب كنیم اما زهره فكورصبور نظر دیگری دارد. او پس از این گفتوگو ما را متقاعد كرد كه سوپ اگر درست پخته شده و در آن از مواد غذایی با ارزش استفاده شود، یك غذای كامل است.
فكورصبور كه بازی در سریالها و فیلمهای مختلف در كارنامه كاریاش دیده میشود و سریال «دردسرهای عظیم2» با بازی او در ماه رمضان پخش شد، علاقه زیادی به انواع سوپ دارد و در پخت این غذا هم متبحر است. علاوه بر این زهره فكورصبور به سالاد، سبزیجات و صیفیجات مختلف از جمله گوجهفرنگی هم علاقه دارد و به شما پیشنهاد میكند از این سبزی تابستانی بیشتر استفاده كنید. این بازیگر جوان معتقد است خانمها باید خیلی حواسشان به نوع تغذیهشان باشد و همیشه از غذاهای سبك و مقوی استفاده كنند و این موضوع بازیگر و غیر بازیگر ندارد.
سوپ همه ذائقهها را راضی میكند
انواع سوپ را دوست دارم و غذای مورد علاقه من هستند. سوپ غذایی سبك و خوشمزه است و تنوع زیادی هم دارد. مردم ما معمولا فكر میكنند سوپ مناسب احوال بیماران است اما در سایر كشورها سوپها به عنوان غذایی حتی كامل سرو میشود. سوپها بهخاطر تنوعی كه در مواد غذایی داخلشان وجود دارد، برای انواع ذائقهها مناسب هستند.
عکس و مصاحبه با فلورا نظری و خواهرش
فلور نظری و خواهرش، دكتر فریبا نظری ظاهری متفاوت و شغلهایی بسیار دور از هم دارند. خواهر كوچكتر ریاست یكی از بخشهای بنیاد شهید و جانبازان را بر عهده دارد و استاد دانشگاه است و فلور نظری را هم كه به عنوان بازیگر سینما و تلویزیون میشناسید. شاید در نگاه اول با دیدن آنها فكر كنید كه ظاهر متفاوتشان ارتباط خوب دو خواهر را تحت تاثیر قرار میدهد اما اینطور نیست.
اگر پای صحبتهای این دو خواهر دوستداشتنی بنشینید به سرعت متوجه میشوید كه این اختلاف تنها در ظاهر آنهاست و قلبهایشان بسیار به هم نزدیك است. خواهران نظری خیلی به هم وابستهاند و به گفته خودشان تكیهگاه یكدیگر محسوب میشوند. این دو خواهر دوستداشتنی یك برادر و خواهر دیگر هم دارند و از رابطه دوستانهای كه میانشان جاری است، لذت میبرند. پای صحبتهای فلور و فریبا نظری نشستیم و از آنها درباره خاطرات مشترك، دوران كودكی و دلایل موفقیتآمیز بودن رابطه خواهرانه زیبایشان سوال كردیم و گپ زدیم.
به خواهرم افتخار میكنم
فلور نظری: من خواهر بزرگتر خانم دكتر هستم اما نسبت به ایشان حسی از احترام و افتخار دارم. این احترام به هیچوجه از روی تظاهر نیست. خواهرم شش سال از من كوچكتر است اما من همیشه نسبت به ایشان حس مادرانه نیز داشتهام و خودم را موظف میدانم از احساسات و سلامت او مراقبت كنم. موفقیتهای خواهرم بسیار خوشحالم میكند و تحمل دیدن ناراحتیاش را ندارم. من بیهیچ توقعی فریبای عزیزم را دوست دارم و از محبت كردن به او لذت میبرم و میدانم این حس مشترك است. مادر ما مسن و بیمار است و شرایطی ندارد كه خیلی بتواند از ما حمایت كند ولی من همیشه به خواهرم میگویم: «همیشه فكر كن من مامانت هستم و در مورد هر كاری روی من حساب كن.»
گفتگوی خواندنی با جواد عزتی
جواد عزتی از دردسرهای عظیم گفته، از نقش های عجیبی که بازی می کند و دلایل تسلطش در بازی به عنوان بچه مذهبی و روحانی. او تاسف خورده که چرا کمدین ها تا زمانی که قالب شان را نشکنند، نظر داوران جشنواره فجر را جلب نمی کنند.
می گوید سینما برایش خیلی جدی است، جدی تر از تلویزیون؛ اما به نظر می رسد بسیاری از طرفدارانش او را با سریال هایی که بازی کرده شناخته اند. با نقش به یادماندنی «بابا آتی» در قهوه تلخ مهران مدیری یا بازی اش در چاردیواری سیروس مقدم. شاید هم قبل تر از آنها در باغ مظفر و مرد هزارچهره. جواد عزتی در برخورد اول آدم را یاد رضا عطاران می اندازد.
از کلاهی که به سر می گذارد و توضیح می دهد که قبل از عطاران آن را داشته، تا سادگی و راحت بودنش. با این وجود دوست ندارد نه با عطاران و نه با هیچ کس دیگری مقایسه شود. بهانه گفت و گوی ما با او سریال دردسرهای عظیم است. خودش می پذیرد که سری دوم این سریال به خوبی سری اول نشده، اما همچنان آن را درجه یک می داند.
نیوشا ضیغمی: جای همسرم بودم تحمل نمی کردم!
زندگی مشترک نیوشا ضیغمی و آرش پولادخان مثل زندگی اغلب سوپراستارها زیر ذره بین همیشگی مطبوعات است. از اینکه مهریه ضیغمی یک سکه بود تا داستان آشنایی هالیوودی او با همسرش که ابتدا جزو طرفداران فیلم هایش بود، همه و همه را مطبوعات و خبرگزاری ها، بارها و بارها سوژه کرده اند.
این سوالی است که از ضیغمی پرسیده شد. اینکه این حجم از شهرت چه تاثیری روی زندگی مشترک یک زوج دارد و نوع عشق و علاقه آنها را به چه سمت و سویی می برد.
این مصاحبه، بخشی از یک گفتگوی بلند است که قبلا با نیوشا ضیغمی انجام شده و بخشی از آن در نشریه «زندگی مثبت» هم منتشر شده است؛ گفتگویی صریح که با جواب های هوشمندان ضیغمی همراه است.
لاله صبوری: طلاق گرفتم! 3 فرزند دارم و همسرم متولد آمریکاست!
پنهان کاری یکی از خصوصیات انکارناپذیر ما ایرانی هاست. به ویژه اگر موقعیت ما به لحاظ شغلی و نوع زندگی مان به گونه ای باشد که در چشم قرار داشته باشیم… آن وقت است که ترجیح می دهیم نقابی روی صورتمان بگذاریم. اما خب؛ لاله صبوری جزو معدود چهره های مطرحی است که از این پنهان کاری گریزان است و ترجیح می دهد مرز پنهانی را با مردم نداشته باشد.
شاید به همین خاطر است که به راحتی از سنش حرف می زند و می گوید من از 48 سالگی ام لذت می برم و هیچ ابایی از گفتن این که در 18 سالگی مارد شده و در ازدواج اولش ناموفق بوده ندارد. لاله مدتی است زندگی جدیدش را شروع کرده و برای سومین بار طعم مادرشدن را چشیده است. با ما همراه شوید تا در لذت این گفتگوی بی پروا و متفاوت شریک شوید.
از وقتی یادم هست مادر بودم
من وقتی، خیلی کم سن و سال بودم ازدواج کردم و در 17 سالگی ام باردار شدم. وقتی تازه وارد 18 سالگی شدم پسر اولم «بهداد» به دنیا اومد، گاهی وقت ها با دوستانم به شوخی می گوییم من از وقتی یادم هست مادر بودم و اصلا نمی دانم زندگی بدون مادرشدن چه طعمی دارد.
فاطمه گودرزی و فرزندانش
فاطمه گودرزی، بازیگر خونگرم و مهربان سینمای ایران را همه دوستداران سینما میشناسند و با بازیهای خوبش در فیلمهای مطرح و ماندگاری مانند «میخواهم زنده بمانم»، «دستهای خالی» و سریالهای به یاد ماندنی «آپارتمان» و «رعنا» كلی خاطره دارند.
این بازیگر باسابقه سینمای ایران دو فرزند جوان به نامهای پویان و آوا دارد كه هر دو مانند مادر عاشق هنر بهخصوص بازیگری هستند و گامهای اولیه برای ورود به این حرفه را نیز برداشتهاند. در این گفتوگو با خانواده هنردوست فاطمه گودرزی كه همگی در حرفه بازیگری مشغول به كار هستند گپ و گفتی داشتهایم و از آنها درباره رابطهشان با یكدیگر، علاقهشان به هنر بازیگری و خاطرات خوبشان سوال كردهایم.
با هم رفیق هستیم
فاطمه گودرزی: ارتباط خوب و صمیمانهای با فرزندانم دارم اما اینكه تا چه حد در این مسیر موفق بودهام را باید پویان و آوا بگویند. حس شخصیام این است كه دوست دارم با بچههایم رفاقت داشته باشم و آنها هر چه را میتوانند با من در میان بگذارند. ضمن اینكه به حریم شخصی یكدیگر هم احترام میگذاریم.
بازگشت شادمهر عقیلی به ایران
داود ناقور، خواننده و دوست شادمهر از مذاکرات برای بازگشت این خواننده می گوید و از فیلمنامه ای که برای گرفتن مجوز به سازمان سینمایی داده شده و داستان بازگشت شادمهر را حکایت می کند.
تیتر مطلب به اندازه ای جذاب هست که بتواند خیلی راحت خوانده شدن این گزارش را تا سطرهای انتهایی اش تضمین کند. بازگشت خواننده ای که خیلی ها هنوز هم از او به عنوان ستاره بی رقیب موسیقی پاپ بعد از انقلاب یاد می کنند با یک شاخصه خیلی مهم و آن هم اینکه هر سال یک «هیت» تمام عیار را به لیست MP3 PLAYER دوستداران موسیقی اضافه می کند. خواننده ای با سرگذشتی تراژیک که شاید بهتر باشد برای آغاز این گزارش، با چند «فلاش بک» ماجرا را از اول مرور کنیم تا برسیم به اتفاقات و اخبار مهم این روزها؛ اتفاقاتی که باعث شده تیتر یک این مطلب، تیتری ویژه، پرطرفدار و مهمتر از همه پر سروصدا باشد.
بهاره رهنما: سياستمداران الگو باشند نه هنرمندان!
برای گفتوگوی دوستانه مهمان منزل بانوی خوشروی سینما،تئاتروتلويزیون ایران ميشوم که این روزهابیشتر ازجلوي دوربین ميتوان اورا روی سن تئاترجستوجو کرد.بهاره رهنما متولد سال 1353 و فارغ التحصیل رشته حقوق است .با من بستنی ميخوری،غبار،چشمهایی که مال توست،تو دهنتو ميبندی یا من؛ازجمله کارهایی است که روی صحنه برده است.همچنین ازرهنما مجموعه شعر زن باران توسط نشر نگاه منتشر شده است و او چهار نمایشنامه را به زودی توسط نشر مروارید منتشر ميکند.
رضا رویگری: در این سالها فقط تارا مراقبم بود!
وقتی خبر ازدواج رضا روگیری و تارا کریمی منتشر شد خیلی ها تعجب کردند و برخی هم شروع کردند به قضاوت درباره ازدواج آنها. شاید ازدواج هنرمند پیشکسوتی که همه با نقش های متفاوتش خاطره های زیادی دارند، با دختری که چند سال از خودش کوچک تر بود کمی تعجب برانگیز بود اما وقتی پای صحبت های رویگری و همسرش که دلگیر از شایعات و قضاوت ها هستند می نشینیم و حرف هایشان را می شنویم دست از پیش داوری می کشیم. به قول خودشان قسمت و سرنوشت آنها را سر راه هم قرار داده و آنها هم با عشق ازدواج کرده اند.
2 سال از زمانی که رضا رویگری سکته کرده می گذرد. در طول این مدت تارا مثل قبل همراه همسرش بوده و به او روحیه داده، گرچه رویگری هم مثل قبل همان قدر سرزنده و بشاش است و در مدت مصاحبه هم آنقدر شوخی می کند که همه خنده مان می گیرد تا جایی که تارا می گوید: «گاهی اوقات واقعا متوجه شوخی هایش نمی شوم و جدی می گیرمشان. همه چیز برای رضا یک جنبه شوخی هم دارد.»
ماجرای آشنایی و ازدواج شما برای خیلی ها جالب است. دوست داریم آن را از زبان خودتان بشنویم.
مونا فرجاد: خیلی خودم را سرچ می کنم!
![]()
کوچک ترین فرزند خانواده تمام هنری «فرجاد» به تازگی دوران شباب را پشت سر گذاشته است و کم کم به ایام پختگی پا می گذارد. مونا فرجاد به خاطر حضور پدر از کودکی در محیط های هنری رشد کرده و علاوه بر بازیگری در حیطه دوبله هم فعالیت کرده است. مونا که کارش را از دوسالگی و به همراه جلیل فرجاد در مجموعه «بهاران» آغاز کرد، در جوانی خیلی جدی تر بازیگری را دنبال کرد. بازیگر نقش «کتی» در ساختمان پزشکان هم از آن دسته از هنرمندان است که تحصیلات دانشگاهی اش هیچ ارتباطی به فعالیت هنری اش ندارد. فرجاد با صدای گرمش از ما استقبال کرد، ولی برای پاسخگویی به سوالات از تلگرام کمک گرفت.
مصاحبه با آزیتا حاجیان بازیگر و مادر بی حاشیه!
در شرایط پرتنش و پر از اضطراب جامعه ما خیلی از افراد هستند که دنبال راه های مختلف برای رسیدن به آرامش و ثبات می گردند. خیلی ها دوست دارند در این زمینه از تجربه های افرادی که آرامش دارند استفاده کنند و شیوه زندگی آنها را الگو قرار دهند.
سراغ یکی از بازیگرانی رفتیم که به سمبل آرامش معروف است آزیتا حاجیان همیشه به عنوان بازیگری آرام و انرژی مثبت شناخته می شد. چه دوستان و آشنایان این بازیگر و چه کسانی که حتی برای یک بار با او از نزدیک ملاقات داشته اند می دانند که او زنی، متین، آرام و در عین حال پر از انرژی است. او درباره مسائل و حواشی ای که برای زندگی شخصی اش به وجود آمده هم مدیریت درستی داشته و در تمام این مدت هم سعی کرده با غلبه بر مشکلات، آرامش خودش را حفظ کند. اما چگونه؟
بهنوش بختیاری و محله گل و بل بل
![]()
بهنوش بختیاری بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون که مدتی است با برنامه «محله گل و بلبل» عموپورنگ همکاری میکند، از همکاریاش با سازندگان این برنامه و همچنین اولین تجربهی حضورش در ژانر کودک اظهار رضایت کرد و گفت: «احساس میکردم نسبت به کودکان دِینی بر گردنم دارم؛ به همین خاطر همیشه دوست داشتم برای کودکان کار کنم.»
ایفاگر کاراکتر «خاله چمنی» در برنامه «محله گل و بلبل» گفت: «همیشه در ذهنم بود که برای کودکان کاری انجام بدهم که دیده شود؛ چراکه دوست داشتم وقتی بچهها در کوچه و خیابان مرا میبینند احساس غریبگی نکنند. از طرفی دیگر هم دوست داشتم فرصتی پیش بیاید تا مسائل فرهنگی را با زبان کودکانه بیان کنم؛ چراکه گوش بچهها واقعا شنواست و از برنامههای کودک تاثیر میپذیرند، همانطور که ما از برنامههایی مثل «خانه سبز» و «محله برو بیا» تاثیر میگرفتیم.»
وی ادامه داد: «خودم را موظف میدیدم که حتما یک کار کودک انجام بدهم، به دلیل اینکه سفیر محیط زیست هم هستم و برنامه «عموپورنگ» هم درباره مسائل مربوط به میحط زیست است. از طرفی دیگر من خودم شخصا عموپورنگ را خیلی دوست دارم و همیشه برنامههایش را تماشا میکردم، به نظرم او در کارش موفق است؛ البته ناگفته نماند که در ابتدا با ترس و نگرانی وارد ژانر کودک شدم و میترسیدم که مبادا بچهها مرا نپذیرند و سطح برنامه با من همخوانی نداشته باشد، بنابراین در نهایت به دلم رجوع کردم. خدا را شکر تا به حال هم که برنامه پخش شده، میبینم بازخوردها خوب بوده است. میخواستم در این کار تیپسازی کنم اما دیدم کار پرریسکی است و سعی کردم خود بهنوش باشم.»
بختیاری سپس تصریح کرد: «برای اولین بار صرفا برای بچهها کار کردم و علیرغم احترامی که به بزرگترها دارم باید بگویم برای اولین بار فقط به بچهها فکر کردم و کاری با بزرگترها ندارم.»
وی در ادامه به سختی کار کودک اشاره کرد و یادآور شد: «ادعایی نمیکنم اما کار کودک به قدری سخت است که حتما باید کودک درون داشته باشید تا بتوانید کار کودک انجام بدهید. در برنامه پورنگ نقش رئیس شورای محله گل و بلبل هستم، بنابراین مدام دستور میدهم. باید در کار کودک بچهها را دوست داشته باشید و حس کودکی درون آدم نو مانده باشد؛ چراکه نمیشود بچهها را با اَدا راضی نگه داشت و باید با بچهها مثل خودشان برخورد کرد. بچهها خیلی باهوش شدهاند.»
بازیگر برنامه عموپورنگ در بخشی از گفتوگویش به دکور برنامه اشاره کرد و توضیح داد:« لوکیشن این برنامه در یک سوله طراحی شده است که زورخانه، ورزشگاه، پارک و… دارد و تهیهکننده برنامه – آقای آقاجانزاده – خیلی برای برنامه زحمت کشیده است؛ ضمن اینکه این برنامه با شهرداری هم مشارکت کامل دارد. امیدوارم بتوانم تا پایان برنامه با دوستان همراه باشم چرا که سفری در راه دارم و کمی درگیر کارهای دیگرم هستم. این روزها کارمان خیلی سخت شده است، به دلیل اینکه ما روز پخش هستیم و هر روز که برنامه را ضبط میکنیم فردای همان روز به روی آنتن میرویم.»
این بازیگر سریالهای طنز سپس به سریالهای تلویزیون و پایین آمدن کیفیت کارها اشاره کرد و گفت: «متاسفانه ماه مبارک رمضان امسال فرصت نکردم سریالها را تماشا کنم، طی این مدت هم خودم پیشنهاد خاصی برای سریال نداشتم. معتقدم کار کردن با تلویزیون واقعا کار سختی است؛ چراکه همه چیز در آن ضعیف شده است و به راحتی میتوان متوجه سناریوهای ضعیف کارها شد. به نظرم در این شرایط کار کودک به خیلی سریالهای تلویزیون شرف دارد؛ چراکه حداقل میدانیم کار کودک مفید است. تلویزیون مدتی است که کارهای سطح پایین دارد که بیننده هم ندارند، بنابراین ترجیح میدهم بیشتر کار تئاتر و سینما انجام بدهم تا انشاءالله وضعیت تلویزیون سروسامان پیدا کند. امسال حدود 30 تلهفیلم را که به من پیشنهاد شده بود را رد کردم، به دلیل اینکه تصمیم گرفتم کارهای ضعیف نکنم و الان هم با افتخار میگویم که برای بچههای مملکتم کار میکنم.»
بختیاری که با کارهای طنز در سینما و تلویزیون شناخته شد اعلام کرد: «قصد دارم ژانر کاریام را تغییر بدهم، به همین خاطر اخیرا دو فیلم سینمایی بازی کردم که نقشهایم کاملا متفاوت و درام است. اخیرا در فیلم سینمایی سهیل بیرقی بازی کردم که در آن با لیلا حاتمی همبازی شدهام و نقش خیلی متفاوتی دارم. این کار واقعا برایم لذتبخش بود؛ چراکه فیلمنامه درستی داشت. همچنین یک فیلم دیگر با عنوان «پخمه» برای رسانههای تصویری انجام دادم که در آن فیلم هم نقش یک زن موتورساز را بازی میکنم که خودم خیلی آنرا دوست داشتم.بازیگر سریالهای «خانه به دوش»، «چهارخونه»، «خداحافظ بچه»، «خوب، بد، زشت» و … در پایان گفتوگوی خود با ایسنا خاطرنشان کرد: در حال حاضر در زمینه بیماری اچآیوی فعالیتهایی میکنم؛ چراکه سفیر این نوع بیماری هستم. این بیماری ربطی به انحرافات جنسی ندارد و یک نوع بیماری است. از دولت خواستار حمایت هستم تا کمی خط قرمزهایش را کم کند و در برنامههای تلویزیونی و حتی سینما بدون خط قرمز راجع به این بیماری حرف بزنیم و نگوییم غیرقابل پخش است.»
بازیگر سریالهای «خانه به دوش»، «چهارخونه»، «خداحافظ بچه»، «خوب، بد، زشت» و … در پایان گفتوگوی خود خاطرنشان کرد:« در حال حاضر در زمینه بیماری اچآیوی فعالیتهایی میکنم؛ چراکه سفیر این نوع بیماری هستم. این بیماری ربطی به انحرافات جنسی ندارد و یک نوع بیماری است. از دولت خواستار حمایت هستم تا کمی خط قرمزهایش را کم کند و در برنامههای تلویزیونوی همچنین گفت: از صدا و سیما به دلیل نپرداختن حق و حقوق بازیگران شدیدا گلایه دارم. شخصا دیگر به شغل بازیگری بسنده نکردهام و یک شغل جدید برای خودم انتخاب کردم و در حال حاضر علاوه بر بازیگری کار تبلیغات را هم انجام میدهم و اصلا نمیتوانم روی دستمزد بازیگریام حساب کنم؛ چراکه واقعا با دل کار میکنیم. ی و حتی سینما بدون خط قرمز راجع به این بیماری حرف بزنیم و نگوییم غیرقابل پخش است.»
وی همچنین گفت: «از صدا و سیما به دلیل نپرداختن حق و حقوق بازیگران شدیدا گلایه دارم. شخصا دیگر به شغل بازیگری بسنده نکردهام و یک شغل جدید برای خودم انتخاب کردم و در حال حاضر علاوه بر بازیگری کار تبلیغات را هم انجام میدهم و اصلا نمیتوانم روی دستمزد بازیگریام حساب کنم؛ چراکه واقعا با دل کار میکنیم.»
برچسبها: بهنوش بختیاری, محله گل و بل بل, کلیپ بهنوش بختیاری, عکس جدید بهنوش بختیاری
حدیث میرامینی و راهنمایی انتخاب بهترین عطرهای زنانه
این روزها بوی عطر شما به نوعی به شناسنامه شما تبدیل میشود و قطعا خانواده، اطرافیان، دوستان و همكارانتان، چشمبسته میتوانند شما را از روی بوی عطرتان شناسایی كنند چرا كه حالا استفاده از عطر نه تنها برای خودتان، بلكه برای اطرافیانتان هم مهم شده است.
اینكه چه عطری با سلیقه شما جور است و چه عطری با جیب شما همخوانی دارد، نكتهای است كه به شخص بازمیگردد؛ به همین دلیل این روزها انتخاب یك عطر خوب، به یك موضوع مهم در استایل هر شخصی تبدیل شده است.
برای این موضوع سراغ یكی از هنرمندان جوان سینما و تلویزیون یعنی حدیث میرامینی رفتهایم كه اتفاقا دنیای عطر را دوست دارد. او ضمن معرفی چند عطر به شما میگوید كه نباید در خرید عطر ولخرجی كرد و نباید اسیر برندهای گرانقیمت شد، بلكه باید به ذائقه و احساسات درونی خود احترام گذاشت چرا كه میتوان آدمها را از روی رایحه عطرشان شناسایی كرد.
الناز شاکردوست: برای عشقم جان می دهم!
الناز شاكردوست از معدود بازیگران سینمای ایران است كه خطر میكند، از نقشها دو دقیقهای نمیترسد، چهره زیبایش را در فیلم «چراغ قرمز » زشت میكند تا به تجربه جدیدی برسد، در فیلم «چه كسی امیر را كشت» به جای یك دختر نجیب، نقش یك دختر امروزی و سطحی را بازی میكند و از قضاوت مخاطب نمیترسد. او در این سالها همواره بر خود افزوده و تبدیل به بازیگری شده است كه به قول داریوش مهرجویی «چشمهای دانا» پیدا كرده است. مطالعه و ادامه تحصیل او را به اینجا رسانده كه حتی در مواجهه با رسانهها باهوشتر شود. او در ادامه این دانایی و هوشمندی میخواهد در سفری كوتاه به لندن به دانش بازیگری و هنری خود اضافه كند. اگر میخواهید از جزئیات این سفر و سبك زندگی هنرمندانهای كه او را به این تصمیم رسانده بیشتر بدانید، این مصاحبه تابستانی را از دست ندهید.
اهمیت سرنوشت كاراكتر
شما به نقشی كه در «اسب سفید پادشاه» داشتم نگاه كنید. قرار نبود كه این شخصیت در همه فیلم از ابتدا شكست خورده باشد. این مسیر باید طی شود. یعنی باید اول كاری میكردم كه تماشاگر او را دوست داشته باشد و بعد او را همراه كنم. اگر تماشاگر نقش را دوست نداشته باشد به سرنوشت او هم اهمیتی نمیدهد و برایش فرقی نمیكند كه حالا او شكست بخورد و نارو و نارفیقی ببیند؛ درواقع نه از اندوه نقش ناراحت میشود و نه با شادی او میخندد. سعی من این بوده كاری كنم و طوری بازی كنم كه مخاطب با او همذات پنداری كند و این مهمترین كار بازیگر است.
چوب چشم رنگیام را خوردم
متاسفانه باید بگویم یكسری افراد نان چشمرنگی بودن خود را خوردهاند اما من چوبش را خوردهام. البته دوستان منتقد یا بعضی كارگردانها همیشه این را گفتهاند كه توانایی بازیگری من در پس این ویژگی چشمرنگی بودن پنهان شده است. همین مساله باعث شده یكسری كارگردانها نسبت به انتخاب من ترس داشته باشند. اما به جرأت میگویم كارهایی بوده مانند «در میان ابرها»، «پوسته»، «باددرعلفزار میپیچد» كه شاید تنها خودم میتوانستم آنها را بازی كنم. این البته عقیده تمام افرادی است كه فیلمها را دیدهاند یا با آنها در آن فیلمها كار كردهام، اما به قول شما خیلی اوقات چهرهام از بازیام پیشی گرفته است.

