پلی سفید و روشن تا آسمان

برای اولین بار وارد مسجد جامع شهر پل‌سفید شدم. بارها از کنارش رد شده بودم اما وقت نماز نبود تا داخلش شوم. این بار اما صدای اذان ظهر شنیده می‌شد و من درست، مقابل درِ مسجد بودم. پله‌ها را پایین رفتم و از درِ چوبی و قدیمی شبستان که داخل شدم، حس خوب مسجدی باصفا با نمازگزاران پرتعداد به جانم ریخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *