خجالتی بودنهایش، لبخندهای بی هوا و نگاه معصومی که دارد شما را بیهوا یاد هما میاندازد، حواسش با همه گرما و شرجی بودن هوا به همه هست و دوست دارد اوضاع را به نحو خوبی مدیریت کند؛ شاید به همین خاطر است که دوقلوهای این سریال در غیاب مادرشان همه مشکلات و موضوعاتشان را به او میگویند و در آغوشش گم میشوند، وقتی میگویم شما شباهت زیادی به هما دارید، لبخندی از روی خجالت میزند و میگوید نه من اصلا مثل هما آرام نیستم و بر عکس او مضطربم، حتی با شیطنت میگوید امیر بدش نمیآمد من شبیه هما خوب بودم، نکته جالب در مورد ریما، اولویتهای زندگیاش است که در راس آنها امیر جعفری و پسرش قرار دارند. گفتوگوی ما را با او در زیر بخوانید.
امیر میگوید کاش شبیه هما بودی
بعضیها به من میگویند احتمالا به لحاظ رفتاری شباهت زیادی به هما داری، درحالیکه اینطور نیست؛ من برخلاف هما زنی استرسی هستم، خیلی زود دلشوره میگیرم و نمیتوانم در شرایط بحرانی با آرامش و بدون غرغر تصمیم بگیرم، شاید به همین خاطر است که هروقت امیر سریال پایتخت را تماشا میکند، میگوید ایکاش شبیه هما باشی و انقدر آرامش داشته باشی. (باخنده)