اتوبانی که همه به آن می‌رسیم!

حسین شرفخانلو چند ماهی معاون اداری مالی و قائم‌مقام شهردار خوی شده‌بود که در شهرش زلزله آمد. روز پدر آمده‌بود تهران در یک برنامه تلویزیونی برای معرفی کتابش. حس کردم به خودش مرخصی داده تا نفسی تازه کند. دعوتش کردم به کافه نخلستان سازمان اوج که اولین بار آنجا با هم آشنا شدیم. اگر وقت برنامه‌ تلویزیونی‌ و بلیت برگشتش به خوی می‌گذاشت، گفت‌وگوی ما به جای دو ساعت، چهار پنج ساعت ادامه داشت. تلفن همراهش را بی‌صدا کرد و تمام حواسش را داد به ما و «بی بابا».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *