یکشنبه , آبان ۲۸ ۱۳۹۶
خانه / مصاحبه با بازیگران و هنرمندان / «فاطمه معتمد آریا» و حواشی زندگی شخصی اش

«فاطمه معتمد آریا» و حواشی زندگی شخصی اش

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
دست های مادرم یکی از معدود تصاویری است که هیچ وقت از یادم نمی رود؛ نه به این خاطر که روز بمباران شهرمان، جلوی دهانم را گرفته بودند تا جیغ نکشنم، نه به این خاطر که کهنه های برادر کوچکم را با چنان ظرافتی می شستند که انگار دارند از میان چمن، گل می چینند و نه حتی به این خاطر که همیشه رو به آسمان دراز بودند تا ما، فرزندانش در این بساطی که بساطی نیست، رشد کنیم و ببالیم و عاقبت به خیر شویم، بلکه آن سدت ها در خاطرم ماندن برای روزهایی که دیگر انگار چیزی نیست، انسان را به زندگی وصل کند. درست در همان لحظه ها هستند که دست های چروکیده اما محکم با انگشتان کشیده، عصبی و لاغر مادرم پیش چشمم می ایند و من را به زندگی باز می گردانند. دست های معتمد آریا، تنها دست هایی هستند که مرا یاد دستان مادرم انداختند. 



پس از پایان مصاحبه، بریده ای از فیلم های معروفش را در اینترنت دوباره دیدم؛ بله! این دست ها گویی همیشه پر از مفهوم محبت آمیز و حمایت کننده مادر بوده اند؛ چه آن جا که او در فیلم «روسری آبی»، سیلی به صورت برادر کوچکش می زند و چه آن جا که سر کلاه قرمزی تنها مانده را نوازش می کند، این دست ها درست شبیه تصویر ما از دستان مادرهایمان هستند. با این حساب چطور است که در 30 سال اخیر، نسل ما سه دوره از دیدن این دست ها مادرانه در فیلم های سینمایی، تئاتر و حتی تلویویزیون محروم شده است؟ 



چطور است او که برای سه دهه از کودکان این خاک، خاطره توامان ده ها شخصیت دیدنی است، هر دوره با مشکلی تازه در سینما و تئاتر و مجموعه تلویزیونی، هم نتوانسته، به مخالفان او بفهماند که مخالفت کردن با بازی او، درست مثل پاک کردن خاطره کلاه قرمزی، شهر موش هاف همسر، روسری آب و ده ها فیلم دیگر است که امروز جزیی از تصاویر ذهنی هر ایرانی هستند. با این همه شاید بشود با افترا و تهمت و پایین کشیدن فیلم هایش از سردر سینماها از انتشار تصویر او جلوگیری کرد اما با رویش ناگزیر دست های او چه می کنند که بی شباهت به دست های همه مادران نیست؟



فاطمه معتمد آریا از حواشی زندگی اش می گوید (1)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: کپی کردن مطالب غیر قانونی است