چهارشنبه , تیر ۲ ۱۴۰۰
خانه / مصاحبه با بازیگران و هنرمندان / مصاحبه با مهدیه عرب (ترانه سرا)

[عکس لو رفته بازیگران] کلیک کنید...

مصاحبه با مهدیه عرب (ترانه سرا)

مهدیه عرب متولد تهران؛ ترانه سرا و مدرس داستان نویسی است که از سال ۱۳۸۰ فعالیت خود را در عرصه ی ترانه سرایی اغاز کرده است و مدتی روزنامه نگار مجله ی محک و سر دبیر پیام روز بوده است.


از چه سالی فعالیت هنریتون رو در عرصه ی ترانه نویسی اغاز کردین؟


من در ابتدا غزل می سرودم و داستان و مقاله می نوشتم…..در همون زمان ترانه های فریبا وکیلی  رو که می شنیدم حس می کردم می تونم ترانه بگم و اولین ترانه مو نوشتم :


روی ابر پاره پاره رو تن ماه و ستاره / تو دل آبی دریا بنویس میاد دوباره”

و این ترانه در مجله محک چاپ شد. آقای فرید احمدی هم خیلی دوست داشت این کار رو و در همون حین با محک شروع به همکاری کردم و در واقع ترانه سرایی و روزنامه نگاری رو با اختلاف کوتاهی آغاز کردم ،.از نوشتن اولین ترانم تا واگذاری اون بیشتر از ده روز طول نکشید این ترانه بعدا توسط مهدی مقدم در آلبوم خونسرد اجرا شد


در حال حاضر غیر از ترانه سرایی چه فعالیتهای دیگه ای دارین؟


مدرس داستان نویسی هستم و کتابی در این باره در دست تالیف دارم ولی در کل همه  فعالیت من در ترانه نویسی خلاصه میشه چون این فعالیت بر خلاف دیدی که اکثریت دارن یک فعالیت فکری و زمانبر است . اما جدیدا چند پیشنهاد کاری برای  مجری گری تلویزیون؛ دکلمه ی اشعار برای برنامه ی دلنوازان وشبکه ی چهار داشتم که با وجود کمبود وقتی که دارم نمیدونم که این مسئولیت های جدید رو بپذیرم یا خیر .


چند تا کار تیتراژ تلویزیونی داشتین؟


یه کار به نام ستاره های سربی که با صدای اقای مهدی یغمایی از شبکه دو شنیدین .


با توجه به اینکه در حال حاضر ترانه سراهای زیادی مشغول فعالیت هستن و هر روزه کارهای جدید بسیاری رو می شنوید ، نگاهتون در مورد ترانه سراهای داخل کشور چیه؟


به نظرم در ایران ترانه سراهای بسیار قوی داریم که این باعث شده بسیاری از اهنگسازهای خارج  از کشور  تمایل بیشتری به همکاری با ترانه سرا های داخل ایران پیدا کنند . در اکثر مواقع چون تصمیم گیرنده ی اصلی اهنگسازها هستند و بر اساس ملودی ای که خودشون ساختن  نظرمیدن.  ممکن  ضعف کار از شاعر نباشه و استفاده کردن از یک ترانه سرا دریک آلبوم می تونه باعث خستگی شاعر بشه و نتونه حق مطلب رو خوب ادا کنه  و یا اینکه فضای البوم با همه سلیقه ها تطبیق پیدا نکنه در مورد طبع ترانه سرایی ممکن است یک عده فعلا خوب نتونن بنویسن اما آینده ی درخشانی داشته باشند. ترانه سرا نباید عجول باشد.  من به شخصه فکر میکردم ترانه نوشتن ساده س اما اصلا ساده نیست؛ چون زبان محاوره دارد باید خیلی خوب بیان شه  و به گویش روز  نزدیک باشه خیلی از اشخاصی که طبع ترانه سرایی دارن فکر میکنن نوشتن ترانه کار اسونیه اما به هیچ وجه اینجوری نیست این اشخاص از بیرون به این هنر نگاه میکنند ولی وقتی وارد عرصه میشن میبینند واقعا کار سختیه.  وقتی اسم یک شاعر مطرح بشه مسولیتش بیشتر میشه ؛ چون باید در کارش گزینش وجود داشته باشه این گزینش هم در بین اشخاصیه که با آنها همکاری میکنه و هم انتخاب درست و به جای ترانه هاس  “باید هنر رو به خاطر هنرخواست ” در غیر اینصورت بعد اوج فرود در انتظارمون هست


چه اصولی رو  موقع نوشتن ترانه هاتون رعایت می کنید؟


 من به زیبایی شناسی ترانه  خیلی اهمیت میدم چون  احساس باید ملموس باشه ودر کنار اون و سعی میکنم وزنها تکرار نداشته باشه . یک ترانه ی خوب علاوه بر احساس باید در چارچوب قوانین نگارش؛  بنا شده باشه.


نظرتون در مورد  نوعی از سبک نوشتاری که در چهار چوب راک استفاده میشه چیه؟


قاعدتا این سبک نمیتونه جایگاه خوبی در پاپ داشته باشه اما به نظرم در چارچوب راک جایگاه خوبی میتونه داشته باشه اما متاسفانه در ایران عده ی معدودی در زمینه ی راک فعالیت میکنند من کار اقای رضا یزدانی رو دوست دارم و خیلی ناراحتم که تقریبا تنها کسی هستند که  به طور حرفه ای در  داخل ایران این سبک رو دنبال میکنند. کاش افراد بیشتری در  این زمینه فعالیت میکردند .


آیا خودتون تمایل دارین که ترانه راک بنویسین؟


بدم نمیاد ؛ اما به نوشتن ترانه ی پاپ علاقه ی بیشتری دارم , اما در کنار کار پاپ گاهی راک حس خوبی رو منتقل میکنه و بیشتر به رئال میپردازه و انسان رو به فکر فرو میبره.


براتون پیش اومده از نحوه ی اجرای ترانه هاتون ناراضی باشین؟


بله  و در تنها موردی که رو دربایستی ندارم همین مورد است که اگه از کار ناراضی باشم کل پروژه رو لغو میکنم ؛ چون دوست ندارم ترانه به این شکل از بین بره . اما چون اکثر کسایی که باهاشون کار میکنم اهنگساز های حرفه ای هستند مثل اقایان علیرضا قرائی منش؛  بابک زرین؛ میلاد ترابی ؛ حمید عسگری ؛ انوشیروان تقوی ؛ پوریا حیدری معین راهبر ؛ و…. به ندرت به این مشکلات برخورد میکنم .


از همکاری جدیدتون برامون بگید و ترانه هایی که در اینده ازتون خواهیم شنید با اجرای چه اشخاصی است؟


در البوم های  مهدی یغمائی؛  ژوان باند(علیرضا قرائی منش و امیر سزاوار ) , هومن سزاوار؛ ماهان بهرام خان ؛ محمد چناری ؛ فرشاد فرخ پور ؛ و همچنین


تمام  ترانه های البوم سعید آسایش که این دفعه تغییر ویژه ای در البوم اقای اسایش هست که فضای این البوم به کلی متفاوت است


بهترین ترانه ی منتشر شدتون
که واقعا از شنیدنش لذت بردین کدوم کار بوده؟


یه حالی دارم این روزا از ژوان باند :


یه حالی دارم این روزا؛ نه ارومم نه اشوبم


به حالم اعتباری نیس ؛ تو که خوبی منم خوبم


و دلشوره از هومن سزاوار :


یه کم کمتر اگه بودی ؛ یه کم از قله پایین تر


نمیذاشتم دلم بازم بگیره عشق تو از سر


به چه سبک موسیقی علاقه بیشتری دارین؟


مطمئنا پاپ , بعد از ان موسیقی سنتی و کار سالار عقیلی رو خیلی دوست دارم


اگه زمان به عقب بر گرده با وجود مشکلاتی که توی این عرصه باهاشون برخورد داشتین باز ترانه سرایی رو انتخاب میکنید؟


صد بار اگه به دنیا بیام هم دوباره همین هنر رو انتخاب میکنم من ساخته شدم برای شاعری .


ترانه روی ملودی هم مینویسید؟


بله ؛ و این کار خیلی برای من جذابیت داره و شدیدا مخالفم با این که برخی از افراد میگن هر ترانه یک ملودی داره و نباید روی ملودی ترانه نوشت و گواه  این حرفم هم یکسری از اثار موندگار هست که ترانه سرا در کتابش اشاره کرده که اون ترانه ی موفق را بر روی  ملودی نوشته شده در بعضی مواقع ترانه ای که روی ملودی نوشته میشه میتونه موفق تر هم باشه  درست مثل اینکه سایز کسی رو بدونیم و براش لباس بدوزیم


به نظر شما نوشتن ترانه روی ملودی؛ شاعر رو محدود نمیکنه؟


اگه شاعر با ملودی ارتباط برقرار کنه به هیچ وجه این اتفاق نمیافته و این هنر شاعر هست که هم زمان حسش رو با کلمات ضمن رعایت اصول نگارش به مخاطب منتقل کنه و یک سری از پروژ ه ها هستند که ترانه و ملودی همزمان با هم ساخته میشن وهردو به هم کمک میکنن.


به عنوان یک فرد با تجربه چه توصیه ای به ترانه سرا های نوپایی دارین که علاقه به نوشتن ترانه دارن؟


در درجه ی اول مطالعه داشته باشن تا دایره ی واژگانشون وسیع بشه و از نوشتن نترسند!


من به شاگردای داستان نویسم همیشه سه راه رو گوشزد میکنم که یک اثر هنری خوب متولد بشه


۱٫تمرین


۲٫تمرین


 ۳٫تمرین


تمرین و پذیرش نقد سازنده کمک چشمگیری به ظهور یک اثر هنری زیبا میکنه


داشتن طبع شاعرانه ؛ تمرین و زمان الهام شعر فاکتورهای مهمی هستند


معمولا چه ساعتی ترانه مینویسید؟


بعد  از ساعت دوازده شب ؛زمانی که انرژی های اطرافم کم میشه و اتاقم تاریک و ارومه


بعضی ها معتقدن که ترانه ی خوب ترانه ای هست که یکباره نوشته بشه و به دوره های زمانی مختلف موکول نشه شما با این نظریه موافقین؟


خیر؛ ما دو نوع ترانه داریم کوششی و جوششی و من معتقدم یک کار جوششی؛ صد درصد عالی نمیشه و یک کار کوششی؛ صد در صد بد نمیشه! ممکنه یک ترانه ی نیمه تمام داشته باشی که یک سال بعد ادامه ی اون ترانه رو بنویسی و یکی از بهترین ترانه هات بشه .من همیشه توصیه ای  که به شاگردام دارم اینه که وقتی یک ترانه رو مینویسید تا ده روز نگاهش نکنین. بعد از ده روز دوباره بخونینش و ببین چه ایده های جدیدی به ذهنتون میرسه چون وقتی افراد درگیر یک ترانه ی نیمه تمام میشن دچار استرس میشن. گاهی باید به یک ترانه زمان داد تا پخته بشه و با گذشت زمان ترانه سرا با ذهنی اروم و نگاهی  نو سراغ نوشتن ادامه ی کار بره  ، ترانه سرا برای نوشتن و همچنین اجرای کارش نباید عجول باشه برای اجرا فرصت های زیادی هست.


با توجه به اینکه مشکل سرقت ادبی ترانه همیشه مطرح بوده و در آینده نزدیک حل این معضل بعید به نظر می رسه شما چه نظری در این مورد دارید؟


سرقت ادبی زشت ترین  کاریه که بعضی از افراد انجام میدن . قلم هر ترانه سرا باید منحصر به خودش باشه کسی که  در نوشتن ترانه تقلید کنه مثل کسی میمونه که داره یه کتاب رو خلاصه نویسی میکنه! هیچ وقت به این افراد نویسنده یا شاعر نمیگن .


اینجا جا داره بگم کپی کردن با الهام گرفتن فرق داره ؛ الهام گرفتن چیز بدی نیست


اما بعضی اوقات عینا با جابه جایی چند تا کلمه ؛کپی برداری میشه ودیگه به این سبک نوشتن نمیشه گفت الهام؛ بلکه یه تقلب محسوب میشه که هیچ ارزش هنری نداره


 تعداد ترانه ها انقدر زیاد شده و مشکلات  زندگی افراد انقدر شبیه شده که بعضی از کارها خیلی وقت ها به طور عجیبی مشابه هم میشن اما یه کار تقلیدی کاملا مشخصه ، کسی که اثر هنری میدزده شاید در چند تا ترانه اش مشخص نباشه  اما به تدریج معلوم میشه و این ادم اگه روزی  یک کار کاملا جدید هم  بنویسه چون تفکرات دیگران نسبت بهش منفی شده دیگه کسی نه خودش رو باور داره و نه اثر هنریش رو


تریبون آزاد


دوست دارم به عنوان یک ترانه سرا  رسیدگی بیشتری به این هنر بشه و امکاناتی برای ترانه سرا ها در نظر بگیرن. در ایران عموم افراد و هم چنین مسئولین به عنوان یک حرفه نگاهی به ترانه سرایی ندارند خیلی دوست دارم که به این هنر یک خط مشی داده بشه وبا ترانه ها سلیقه ای برخورد نشه وهمچنین  از طرف وزارت ارشاد یک مکان برای گردهمایی ترانه سرا ها وجود داشته باشه.


 ”ترانه سرایی باید به رسمیت شناخته شه چون یک هنر است “

خیلی خوشحالم که سینمای ایران اسکار گرفت و فکر میکنم علاوه بر تکنیک؛  همدلی و رسیدگی مسئولان پشت این موفقیت بوده  اما در عرصه ی موسیقی پاپ  خیلی کم ,شاهد این موفقیت ها هستیم.

در
جشنواره ی فجر؛ قسمت پاپ خیلی کمرنگ است. چرا ما نباید در این عرصه یک فراخوان داشته باشیم و میان برترین های موسیقی یک داوری منصفانه .

در ایران ترانه سرایی به رسمیت شناخته نمیشه و مسئولین مربوطه به عنوان یک شغل به این هنر نگاه نمی کنند .

به امید روزی که در سرزمین حافظ و سعدی ، شعر و شاعری بیش از پیش تبلور و درخشش پیدا کنه..

برچسب‌ها: مهدیه عرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: کپی کردن مطالب غیر قانونی است