سرداری که سرباز را فراموش نمیکرد
«سرباز» واژه پرمعنایی که سردار سلیمانی وصیت کرده بود روی قبرش آن را حک کنند. نگاه مکتب سازی که در […]
«سرباز» واژه پرمعنایی که سردار سلیمانی وصیت کرده بود روی قبرش آن را حک کنند. نگاه مکتب سازی که در […]
هرجا بوی معنویتی خاص میآمد، حاجقاسم آنجا حاضر بود. روایت دوستی و مراودهاش با آیتا… سیدکمالالدین موسوی هم از همین
سالها همراهی با حاج قاسم، آن هم بدون اینکه از خود نام و ردی به جای بگذارد، باعث شده بود
طی سالهای پس از شهادت شهید سلیمانی از مدیریت ایشان در حوادث منطقهای و در دوران جنگ تحمیلی مطالب زیادی
با همان آرامش و لهجه زیبای کرمانی از حاج قاسم برایم گفت اما این بار خاطراتی زیبا از نقش فرمانده
حاج قاسم در دوران حیات خود با تعداد بسیاری از خانواده شهدا در ارتباط بوده است. از خانواده شهدای کرمان
یادداشت زیر، ۱۱ ماه پیش (۱۸دی ۱۴۰۰) تهیه و به تحریریه وقت برنامه «زاویه» ارسال شد. نمیدانم تا چه حد
سال ۶۵ بود که به گروه روایت فتح پیوست. زمانی که با سید مرتضی آوینی به فکه رفته بود تا
در جریان جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، نخستین قرارگاه برون مرزی سپاه پاسداران با نام «رمضان» شکل گرفت
…القصه در این «زمانه پرنیرنگ» یک کشته به «نام»، به که صد زنده به «ننگ»
انقلاب اسلامی ایران از روز اول نگاهی تمدنی داشت و هیچگاه خود را محدود به مرزهای جغرافیایی نمیدید؛ هرچند ایران
حاج قاسم سلیمانی انسانی تکبعدی نبود. درک این نکته در شناخت او حائز اهمیت است. دوستان و افرادی که او
عملیات والفجر ۸ حاصل شش ماه مطالعه درباره جزر و مد رودخانه اروند و برنامهریزی برای عبور نیروهای ایرانی از
حاج قاسم آسمانی بود و به زمین تعلق نداشت. این جمله مشترکی است که این روزها بر زبان همه مردم
اگرچه سیزدهمین جشنواره مردمی فیلم عمار از چهارشنبه این هفته به شکل رسمی کار خود را آغاز میکند اما اکران