
پگاه آهنگرانی را به عنوان بازیگر می شناسند. شناخت درستی است، اما کامل نیست. آهنگرانی در 6 سالگی وارد سینما شد اما آن «اتفاق»ی که باید برای هر بازیگر بیفتد در 15 سالگی و با فیلم تحسین شده «دختری با کفش های کتانی»، ساخته رسول صدرعاملی برای او رقم خورد. این فیلم 5 جایزه برای او به همراه داشت. او سرانجام در سال 91 برای فیلم «دربند» برنده معبترترین جایزه سینمایی ایران یعنی سیمرغ بلورین شد. اما این همه زندگی آهنگرانی نیست. او که زاده یک خانواده سینمایی است. در طول سال های اخیر به کارهای دیگری جز سینما نیز پرداخته است.
آهنگرانی علاوه بر بازیگری، علاقه وافری به مستندسازی دارد. او حتی جایزه ویژه هیات داوران جشنواره فیلم کوتاه اصفهان را برای کارگردانی فیلم مستند «تماشاخانه» به دست آورد. پگاه آهنگرانی علاوه بر اینها دست به قلم هم می برد و البته تجربه روزنامه نگاری نیز دارد. مجموع همه این تلاش ها نشان دهنده این نکته است که آهنگرانی به شدت پیگیر مسائل اجتماعی و سیاسی است و شاید نتوان او را جزو هنرمندان برج عاج نشین تلقی کرد. در این گفت و گو از دیگر فعالیت هایش، جز بازیگری سخن گفته است.
با «ستاره اسکندری» و هنر سیر و سفر
ستاره اسکندری هیچ گاه در طول دوران بازیگریش نخواست به سمت استار بودن برود. هرچند با خیلی از بزرگان سینما و تئاتر و تلویزیون در نقش های متفاوت و چندوجهی کار کرد اما همواره سعی کرد بی پرهیز از ورود به حواشی دنیای بازیگری، صرفا به واسطه توانایی های هنری اش باشد که عرض اندام کند و البته که همین مشی به وی کمک کرد که نزدیک به دو دهه حضور در عرصه بازیگری همواره به عنوان بازیگری محترم و البته محبوب مخاطبان مورد توجه قرار گیرید.
ستاره اسکندری دانشجوی رشته مترجمی زبان بود اما به خاطر کار در تئاتر از ادامه تحصیل انصراف داد. از تئاتر آغاز کرد و سه بار هم کاندیدای دریافت جایزه از جشنواره تئاتر دانشجویی شد. آغاز کار وی در سینما از میانه دهه هفتاد و با بازی در فیلم «حریف دل» بود.
یکی از دلایل اصلی بی حاشیه بودن ستاره اسکندری خاستگاه خانوادگی هنرمند وی است. وی برادرزاده عبدالحسین اسکندری مجری و گوینده بااخلاق رادیو و تلویزیون است. ضمن اینکه دو خواهر هنرمند به نام های لاله اسکندری و سارا اسکندری دارد؛ لاله بازیگر است و سارا چهره پرداز!

با امیریل ارجمند و یاسمینا باهر در عید نوروز
امیریل ارجمند و یاسمینا باهر، دومین عید از زندگی مشتركشان را تجربه میكنند و حال و هوای بهاری خاصی در زندگیشان جریان دارد. آنها صداقت خاصی در كلام و رفتارشان دارند و همین صداقت در زندگیشان نیز كاملا نمود دارد و معتقد هستند كه صداقت میتواند پایه اصلی یك زندگی باشد. در روزهای منتهی به نوروز با این زوج دوستداشتنی برای خرید جام و آینه كه یكی از اجزای سفره هفتسین است، همراه شدیم.
فریبا نادری و خرید لباس عید نوروز
داشتن ظاهری آراسته و منظم همیشه میتواند حس خوبی برای ما و اطرافیانمان به همراه داشته باشد. فریبا نادری از آن دست بازیگرانی است كه باوجود سنتی بودن به شدت مدرن است و اصولا اهمیت زیادی به ظاهر خود میدهد. دلیل اصلی این موضوع، این است كه او اعتقاد دارد با این كار هم خودش روحیه و انرژی میگیرد و هم اینكه به دیگران این انرژی را منتقل میكند كه دقیقا همینطور است. در آستانه عید نوروز با فریبا نادری به خرید لباس پرداختیم و البته از روحیات و علایق او در این زمینه نیز باخبر شدیم.
مهراوه شریفی نیا؛ قبل از کیمیا، بعد از کیمیا
مهراوه، فرق می کند. دختر بزرگ آقای شریفی نیا و خانم حاجیان. اصلا جنس اش جنس دیگری است. باید با اهالی سینما رفت و آمد کرده باشید تا متوجه شوید چی می گوییم. بین همه چهره های سرشناس موسیقی که تا اسمی در می کنند، سرسنگین می شوند و بچگی های شان را فراموش می کنند، مهراوه یکی از تک و توک ستاره هایی است که گم نشده است. خودش را گم نکرده است.
اگر دقیق شده باشید این را از همان صفحه اینستاگرام و وبلاگ اش هم می توانید بفهمید. جاهایی که برای خودش سرخوشانه زندگی می کند و از گلدان هایش عکس می گذارد و از دل مشغولی هایش می گوید، بازی سایه و آفتاب و برگ هایی که از یک صبح درخشان پاییزی خبر می دهند یا یک لیوان چای در بعدازظهر خواب آلوده بیماری، به همین سادگی با همین اصالت.
ممکن است خیلی ها بگویند مهراوه شریف نیا با بیش از 25 سال حضور سینمایی هنوز کار درخشانش را نکرده است. شاید خیلی ها سایه پدر و مادر نامی اش را همچنان بالای سرش ببینند. یا با مور آخرین سریال اش کیمیا، بخواهند همه چیز را در نقدها و شوخی های دنیای مجازی خلاصه کنند. کیمیا سوپرمن می شود.
آرام جعفری: بالاخره ازدواج کردم!
به بهانه نقش آفرینی اش در سریال معمای شاه به سراغش رفتیم. آرام جعفری همچون اسمش آرام است و سعی می کند با فکر به سوالات ما پاسخ دهد. هر چند که هوا حسابی سرد بود اما گفتگوی گرمی داشتیم و با آرام خانم و مادر محترم شان از هر دری سخن گفتیم؛ از قصه ازدواجش گرفته تا حال این روزهای سینما و تلویزیون، با ما همراه باشید و گزیده ای از گفتگوی ما را با آرام خانم بخوانید.
آرام، خوش قلب، وکیل، خبرنگار!!
گفتگو را با مادر آرام جعفری آغاز کردیم: «متولد تبریز هستم و بزرگ شده تهران. دو فرزند به نام های آرمین و آرام دارم. کارمند وزارت امور اقتصادی و دارایی بودم و در حال حاضر بازنشسته ام.»
او می گوید: «آرام از همان کودکی دختر آرامی بود و با این که برادرش 7 سال از او بزرگتر بود از آرام شیطون تر بود و بیشتر بچگی می کرد. البته این بدین معنا نیست که آرام شاد نبود، اتفاقا در دوران تحصیلش دختر بسیار شاداب و شیطونی بود.» (با خنده)
با سمانه پاكدل و عید نوروز و سبزه انداختن
سمانه پاكدل بسیار آرام و متین است و خصوصیات اخلاقی خاصی دارد كه همصحبتشدن با او به شما نیز آرامش میدهد. او را برای سبزهانداختن دعوت كردیم و این درحالی بود كه او تا به حال این كار را نكرده بود ولی در نهایت استارتی شد برای اینكه این كار را تجربه كند. همیشه مادرش این كار را برای او و اعضای خانواده انجام داده بود و به جای آن سمانه پاكدل تا دلتان بخواهد سبزه گره زده بود! با او و حس و حال عجیبی كه در ایام عید دارد همراه شدیم.
حس و حال عجیب نوروز
حس خیلی خوبی نسبت به عید نوروز دارم. كلا از خانه تكانی پیش از عید گرفته كه حال و هوای آدم را كاملا عوض میكند، تا خریدهای قبل از عید كه كلا با خریدهای دیگر مواقع سال فرق دارد، همه روی روحیه آدم تاثیر مثبت دارند. صلهرحم و دید و بازدید از اقوام با اینكه شاید در طول سال هم اتفاق بیفتد ولی در ایام عید شور و هیجان دیگری دارد. سفرهای نوروزی معمولا حس متفاوتی دارد و من شخصا عاشق طبیعت هستم و در ایام عید حس میكنم حتی حال طبیعت و هوا هم خوب است. همه از یك ماه قبل در تكاپو و هیجان هستیم.
فاطمه معتمد آریا از حواشی زندگی اش می گوید
چرا دیدگاه نسل شما به موضوع هنر، این قدر دیدگاه اجتماعی است؟ بسیاری از هنرمندان نسل شما، هنر را به شکل اجتماعی نگاه می کنند و نسل من نمی داند که این نوع نگاه خوب است یا بد، وقتی که تمام هنرمندانش دارای آن هستند.
خوب و بدش رو نمی دانم ولی این دیدگاه اجتماعی نسل ما شاید مربوط به این است که ما از دل یک انقلاب بیرون آمده ایم؛ انقلابی که با آرمان های تغییر یک جامعه در زمینه های مختلف… چنین نسلی نمی تواند از مهم ترین واقعه دوران حیاتش جدا شود. نسل ما که در خیابان ها برای تغییر شعار می داد، همان شعارها را با خودش به دنیای هنر آورد و به عنوان یک میراث خواسته یا ناخواسته برای فرزندان و نسل بعد گذاشت که هنوز که هم باقی است و به عنوان یکی از مشخصه های سینمای ایران شناخته می شود. درواقع دیدگاه اجتماعی در سینمای ایران ادامه خواسته های هنرمندان از انقلاب است.
«مهسا کرامتی» و تجربه مادر شدن
میزبان مهسا کرامتی، همسر و پسر کوچولوی شیرینش شدیم که تازه شش ماهه شده. امیرمانی ششماهه،کودکی خندهرو است. از آن بچههایی که میتوان ساعتها با آنها بازی کرد و لذت برد. در کنار بازی با امیرمانی دوستداشتی از مهسا کرامتی درباره دوران بارداریاش، دنیای مادرانهاش در این روزها، خاطره اولین روز تولد فرزندش و … سوال کردیم و گپ و گفتی صمیمانه داشتیم که خواندنش بدون شک برای شما هم شیرین و جذاب خواهد بود.
تجربه شگفت انگیز مادر شدن
از روزی که امیرمانی به دنیا آمده من به درکی از زنانگی رسیدهام که تا قبل از او نداشتم. به طوری که فکر میکنم یک زن با مادر شدن به تکامل میرسد. مادرشدن و به دنیا آمدن فرزندم باعث شده ابعادی را در وجودم پیدا کنم که تا قبل از این نمیدانستم چنین ابعادی را در وجودم دارم. در قرآن و کتابهای آسمانی آمده است که خداوند از روح خود در وجود انسان دمیده است و من حالا این روح خداوندی را بهتر حس میکنم.
«فاطمه معتمد آریا» و حواشی زندگی شخصی اش
دست های مادرم یکی از معدود تصاویری است که هیچ وقت از یادم نمی رود؛ نه به این خاطر که روز بمباران شهرمان، جلوی دهانم را گرفته بودند تا جیغ نکشنم، نه به این خاطر که کهنه های برادر کوچکم را با چنان ظرافتی می شستند که انگار دارند از میان چمن، گل می چینند و نه حتی به این خاطر که همیشه رو به آسمان دراز بودند تا ما، فرزندانش در این بساطی که بساطی نیست، رشد کنیم و ببالیم و عاقبت به خیر شویم، بلکه آن سدت ها در خاطرم ماندن برای روزهایی که دیگر انگار چیزی نیست، انسان را به زندگی وصل کند. درست در همان لحظه ها هستند که دست های چروکیده اما محکم با انگشتان کشیده، عصبی و لاغر مادرم پیش چشمم می ایند و من را به زندگی باز می گردانند. دست های معتمد آریا، تنها دست هایی هستند که مرا یاد دستان مادرم انداختند.
پس از پایان مصاحبه، بریده ای از فیلم های معروفش را در اینترنت دوباره دیدم؛ بله! این دست ها گویی همیشه پر از مفهوم محبت آمیز و حمایت کننده مادر بوده اند؛ چه آن جا که او در فیلم «روسری آبی»، سیلی به صورت برادر کوچکش می زند و چه آن جا که سر کلاه قرمزی تنها مانده را نوازش می کند، این دست ها درست شبیه تصویر ما از دستان مادرهایمان هستند. با این حساب چطور است که در 30 سال اخیر، نسل ما سه دوره از دیدن این دست ها مادرانه در فیلم های سینمایی، تئاتر و حتی تلویویزیون محروم شده است؟
چطور است او که برای سه دهه از کودکان این خاک، خاطره توامان ده ها شخصیت دیدنی است، هر دوره با مشکلی تازه در سینما و تئاتر و مجموعه تلویزیونی، هم نتوانسته، به مخالفان او بفهماند که مخالفت کردن با بازی او، درست مثل پاک کردن خاطره کلاه قرمزی، شهر موش هاف همسر، روسری آب و ده ها فیلم دیگر است که امروز جزیی از تصاویر ذهنی هر ایرانی هستند. با این همه شاید بشود با افترا و تهمت و پایین کشیدن فیلم هایش از سردر سینماها از انتشار تصویر او جلوگیری کرد اما با رویش ناگزیر دست های او چه می کنند که بی شباهت به دست های همه مادران نیست؟
مصاحبه با با فرناز رهنما و همسرش
اگر از زوجهای قدیمی رمز خوشبختیشان را بپرسید بدون شک به احترام متقابل و اینکه هرگز در طول زندگی مشترکشان اجازه ندادهاند حریم ادب و حرمتهای بینشان از بین برود برایتان مثال خواهند زد اما صبر و تحمل و البته گذشت که شاید کلید اصلی موفقیت در یک زندگی زناشویی شاد باشد در بین جوانهای امروز مفهوم خود را از دست داده و جوانان به گذشت به عنوان نشانهای از ضعف نگاه میکنند و به اصطلاح منم منم در بین زوجها زیاد شده است؛ به همین خاطر روزی نیست که در رسانهها از بالا رفتن آمار جدایی در بین زوجهای جوان و البته طلاقهای عاطفی چیزی نخوانیم یا نشنویم.
در بین جوانان هم اما هنوز هستند زوجهایی که صداقت و احترام را مهمترین اصل زندگیشان میدانند و در کنار رفاقت و صمیمیت به خواستهها، علایق و نظرات هم احترام گذاشته و اگر هم بینشان اختلاف نظری وجود داشته باشد بدون به اصطلاح جار و جنجال و لجبازی یا یکدندگیهای خودخواهانه و تنها با گفتوگو و گپ و گفتی منطقی آن را حل میکنند.
فرناز رهنما و همسرش، کیارش اعتمادی از همین زوجهای دوستداشتنی هستند که با وجود اینکه پانزده سال از زمان آشنایی و شش سال از ازدواجشان میگذرد همچنان پایبند به اصل صداقت و احترام متقابل هستند و بزنیم به تخته در کنار هم شاد و خوشبختند و زندگیشان پر است از فعالیتهای هنری، جنب و جوش و هیجان. میزبان این زوج خونگرم شدیم و از آنها درباره نحوه آشناییشان، ماجراها و خاطرات بامزهشان، رمز ارتباط نزدیک و رفاقتآمیزشان و … سوال کردیم.
مصاحبه با پریناز ایزدیار
پریناز ایزدیار یکی از پرکارترین سالهای کاریاش را پشت سر گذاشته است. بازیگری که از نقشهای کوتاه در سینما شروع کرد و حالا با سریال «شهرزاد» محبوبیت بالایی را بین مردم به دست آورده است و با «ابد و یک روز» در 34مین جشنواره فیلم فجر برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن شد.

سحر قریشی دوست ندارد ویترین باشد!
حدود سه هفته مصاحبه حضوري در اين برنامه را به دلیل مشغله كاري و اينكه اصلا نمیدانستم روند برنامه چیست رد كردم. تا اینکه يكي از دوستان با من تماس گرفت و اصرار كرد كه در اين برنامه شركت كنم…

نسرین مقانلو اولین بار در 12 سالگی آشپزی کردم!
فرصتی دست داد تا با مساعدت آرش ظلی پور بتوانیم در پشت صحنه مجموعه دست پخت های خودمانی که دکور آن در شهرک سینمایی غزالی است، حضور پیدا کنیم؛ برنامه ای که این روزها مورد توجه ویژه مردم قرار گرفته است و اجرای آن را نسرین مقانلو و آرش ظلی پور برعهده دارند.
روزی که در پشت صحنه این مجموعه حاضر شدیم علی علیپور، مهرداد اولادی، سامان آقازمانی و محسن فروزان فوتبالیست های سرخابی کشورمان مهمان برنامه بودند. نسرین مقانلو با انرژی خاصی در این مجموعه حضور داشت و ارتباط صمیمانه اش با عوامل مجموعه باعث شد فضایی شاد و فرح بخش را شاهد باشیم. او که همیشه ارتباط خوبی با ما داشته، با حوصله خاصی پاسخگوی سوالات ما بود و از همه علایقش در آشپزی گفت.
شبنم فرشادجو، از «در حاشیه» تا ورزش
اما فعالیتهای تصویری او دلیل دوری از فعالیتهای غیر تصویریاش نمیشود. علاقه زیادی به رانندگی دارد و در تیم رالی هنرمندان فعال است و در فکر به راهانداختن تیم اسکواش بانوان. درواقع هیجان و ورزش را هم پای بازی دنبال میكند. همه این اتفاقات دلیلی میشود تا به سراغش برویم و از دنیای شلوغ این روزهایش بپرسیم.