متولد ۱۳۵۲ در تبریز که البته نسب او به روسها بازمیگردد. او فرزند دوم خانوادهای است که پدرش از قهرمانان سابق بوکس کشور بوده، ضمن اینکه شهاب یک خواهر و یک برادر دارد و خودش نیز فرزند دوم خانواده است. عباسی از آن دست هنرمندانی است که در اکثر شاخههای هنر دستی داشته و همه آنها را تجربه کرده است. از نقاشی و طراحی گرفته تا بازیگری، نویسندگی، کارگردانی و حتی خوانندگی!
مدتی است که شهاب با برنامه خنده بازار روی آنتن شبکه سه سیما مانور میدهد و توانسته به همراه گروهش توجه طیف وسیعی از مخاطبان را به خودش جلب کند. خنده بازار از زمان پخش خود طرفداران و منتقدان خاص خود را پیدا کرده است. کمتر مخاطبی پیدا میشود که نسبت به این برنامه نظر خاکستری داشته باشد. خنده بازار یا مورد توجه و استقبال قرار گرفته یا به مذاق برخی مخاطبان نیز خوش نیامده است به هر صورت این برنامه روند رو به رشد خود را پیدا کرده و بر همین اساس راه خود را ادامه میدهد و این طور که به نظر میرسد تا پایان سال نیز شاهد پخش روتین و هفتگی آن خواهیم بود. به بهانه خنده بازار و تبعاتی که در جامعه داشت با کارگردان هنری آن به گفتگو نشستهایم که شما را به خواندن آن دعوت میکنیم، این مصاحبه را از دست ندهید.
کمی از خودتان برای ما بگویید.
عباسی: من متولد ۲۷ آذر ۱۳۵۲ در تبریز هستم. یک خواهر و یک برادر دارم و خودم فرزند دوم خانواده هستم. پدرم از قهرمانان سابق بوکس آسیا و مادرم نیز خانهدار هستند. علیرغم اصرارهای مکرر مادرم هنوز مجرد هستم و فکر میکنم سه سالی بتوانم مجرد بمانم و بیشتر به کارهایم بپردازم، ضمنا در تهران تنها زندگی میکنم و به این شرایط عادت کردم…
کار خودتان را چطور شروع کردید؟
عباسی: تا قبل ازاینکه در دانشگاه قبول شوم، در رادیو تبریز فعالیتهای جسته گریختهای داشتم وقتی در رشته نقاشی قبول شدم حدود ۴، ۵ سال به صورت تخصصی همه انرژیام را صرف این رشته کردم. در دانشکده هنر با جواد رضویان و مهران غفوریان همدوره بودم و حسین رفیعی نیز یک دوره از ما بالاتر بود. بعد از اتمام دوران دانشگاه، کمکم از نقاشی فاصله گرفتم و به واسطه علی سلیمانی که اخیرا شاهد کارش در سریال وضعیت سفید بودیم، با آقای کاردان آشنا شدم و با تستی که دادم توانستم نظر مساعد ایشان را جلب و در برخی آثارشان حضور پیدا کنم.
شما از نقاشی شروع کردید و بعد هم وارد عرصه بازیگری شدید. با گذشت زمان شاهد حضور شما در عرصههای نویسندگی و کارگردانی و حتی خوانندگی بودیم.
عباسی: یکی از بزرگترین اشتباهات من در زندگی هنریام، از این شاخه به آن شاخه پریدن بود یعنی نتوانستم انتخابی کنم که بتوانم آن را ادامه داده و به موفقیتی برسم. درست است که در عرصههای زیادی کار را تجربه کردم ولی به نظرم در همه آنها در سطح متوسطی قرار دارم.
خیلیها معتقدند اینکه در همه زمینهها توانایی فعالیت داشته باشید، نقطه قوت محسوب میشود.
عباسی: بزرگترین ایراد این مسئله این است که وقتی یکی مثل شما از من میپرسد چه کاره هستی برای پاسخ دادن مکث میکنم و باید فکر کنم تا بتوانم پاسخ شما را بدهم. اما در حال حاضر دغدغه من کارگردانی است و میخواهم به جایی برسم که بتوانم تواناییهایم را در این زمینه اثبات کنم.
مدتی هم در عرصه خوانندگی فعالیت جدی داشتید. p>
عباسی: بله! حتی در تبریز کنسرتی هم اجرا کردم. ولی همان طور که گفتم دیگر نمیخواهم انرژیام را صرف مسایل دیگری جز نویسندگی و کارگردانی کنم. از این به بعد اگر هم هوس خوانندگی کنم ترجیح میدهم در جمع دوستان و فقط برای خودم بخوانم. این را هم بگویم که قبل از این سابقه مجریگری را هم داشتم و سعی میکنم در زمینه اجرا هم کمتر دیده شوم تا بتوانم با تمرکز بیشتری قلم به دست بگیرم، بنویسم وکارگردانی کنم.
برسیم به خنده بازار، ایده اولیه این برنامه چطور شکل گرفت و شما چطور به این مجموعه پیوستید؟
عباسی: اسفند ۸۹ بود که هومن حاجیعبدالهی با من تماس گرفت و گفت فرید شبخیز قصد ساخت یک مجموعه طنز آیتمی را دارد. هومن که رفاقت دیرینهای با فرید شبخیز دارد با این دلیل که خودش درگیر برنامهای بود، مرا به شبخیز معرفی کرد. من هم استقبال کردم ولی از ساخت برنامههای آیتمی خیلی میترسیدم. این سبک برنامهها زمانی شروع شد و بعد به اوج رسید و بعد هم سقوط کرد. برای همین از اینکه کار مورد استقبال قرار بگیرد یا نه، ترس داشتم ولی با صحبتهایی که با آقای شبخیز داشتم خیلی زود به توافق رسیدیم و در کمتر از یک ساعت قرارداد بستیم.
ترس شما به چه دلیل بود؟
عباسی: برنامههای طنز آیتمی با داریوش کاردان در تلویزیون، کلید خورد و با مهران مدیری به اوج رسید. زمانی که این سبک کار شکوفا شد متاسفانه روند ساخت برنامههای آیتمی به طور عجیبی رشد کرد و به قول معروف هر کسی که از راه رسید شروع به ساخت برنامه کرد و در نتیجه کیفیت آثار تولیدی به شدت تنزل یافت. سالها بود که ما خلاء این نوع برنامه را داشتیم برای همین میترسیدم کار نگیرد ولی خدا را شکر کار خوب پیش رفت. متاسفانه ما ایرانیها یک عادت بدی داریم. هر چیزی را که خوب است در پیش میگیریم و تا انتها میرویم و شورش را در میآوریم و بعد هم رهایش میکنیم. همه دغدغه من این بود که برای خنده بازار این اتفاق نیفتد.
چقدر در شکلگیری آیتمها نقش داشتید؟
عباسی: من وقتی وارد مجموعه شدم علیرضا ناظر فصیح داشت کار را مینوشت. آن زمان کار یک فرم دیگری داشت یعنی یک سری آدم یک شبکه تلویزیونی راهاندازی میکنند و داستان را جلو میبرند. در واقع داستان توالی داشت، ولی پیشنهاد ما این بود که برنامه با اپیزودهای مختلف و در آیتمهای ۳، ۴ و نهایتا ۵ دقیقهای ضبط شود. در نهایت به توافق رسیدیم و استارت کار را زدیم.
ملاک انتخاب بازیگران برای حضور در خنده بازار چه بود؟
عباسی: قبل از هر چیز باید بگویم که ما برای شروع کار بودجه بسیار پایینی داشتیم و در گروه اجتماعی این کار را میساختیم. اما مجموعههای مناسبتی که در گروه فیلم و سریال شبکه تولید میشدند مبلغ قرارداد سه بازیگرشان به اندازه کل بودجه ما بود. ما در این راه حمایتهای آقای شریعتپناهی مدیر گروه را نیز داشتیم. کمی از کار که گذشت نتوانستیم با علیرضا ناظر فصیح نویسنده برنامه ادامه همکاری دهیم برای همین بار خیلی زیادی روی دوشم قرار گرفت. خودم پای مونیتور سکانسها را مینوشتم و میرفتیم برای ضبط… وقتی شرایط را سخت دیدیم به فرید شبخیز پیشنهاد کردم از یک سری بازیگر که تخصص آیتم دارند اما بنا به دلایلی در این سالها حضورشان کمرنگ شده بود، استفاده کنیم. بنابراین سعی کردم بچههایی را که سابقه کار آیتم داشتند دور هم جمع کنم.
از آنجا که ماهیت برنامه شوخی با برنامههای تلویزیونی بود و رویکردی چالشی در قبال اتفاقات اجتماعی داشت، به نظر میرسید خطوط قرمز در این برنامه دست و پاگیر شما شود.
عباسی: خنده بازار به سفارش خود شبکه سوم سیما ساخته شد. یعنی شخص آقای پورمحمدی تاکید داشتند که برنامههای آیتمی روی آنتن احیا شود. خیلی جاها دست ما برای کار باز بود ولی برخی مواقع هم با یک سری محدودیتها مواجه بودیم.
گریمهای زیادی هم در مجموعه داشتید که برخی هم خیلی سنگین بودند.
عباسی: شهرام خلج گریمور برنامه در خنده بازار ۳۳۲ تیپ گریم کار کرد. در حالی که در یک کار تاریخی مثل «تبریز در مه» ۱۳۰ گریم طراحی کرده بود. واقعا کار سنگین بود و خود خلج معتقد بود که هنر او نیز در خنده بازار دیده شده و مورد توجه قرار گرفته است.
با توجه به اینکه هدف شما شوخی با شخصیتها بود توقع زیادی وجود داشت که در بحث گریم بتوانید شبیهسازی خوبی بین هنرمندان مجموعه و سوژهها داشته باشید.
عباسی: با توجه به داشتههایمان و گریم خوبی که داشتیم تقریبا با هر کسی که میخواستیم توانستیم شوخی کنیم. چه از همکاران تلویزیون و چه از همکاران سینما، حتی خیلی از ورزشیها را به خوبی شبیهسازی کردیم و توانستیم با آنها شوخی کنیم. البته به جز یکی دو مورد مثل رضا گلزار! البته اگر قرار بود چهرهای فتوژنیک مثل گلزار را شبیهسازی کنیم میتوانستیم یک سوپراستار جدید به سینما معرفی کنیم(با خنده).
ترسی از عکس العمل افرادی که با آنها شوخی میکردید، نداشتید؟
عباسی: اگر بگویم نه، دروغ گفتهام! ولی این ترس تاثیری روی نوشتن من نمیگذاشت. البته ناراحتی افرادی که با آنها شوخی میشد بسیار طبیعی بود ولی در مجموع برآیند مثبتی داشتیم.
عکسالعمل افرادی که با آنها شوخی کردید چگونه بود؟ هر کدام را در یک خط بگویید.
داوود رشیدی: خیلی بزرگمنشانه برخورد کردند.
احمد نجفی: استقبال شدیدی داشتند و وقتی همدیگر را دیدیم مرا در آغوش کشید.
بهمن هاشمی: فردای برنامه به همراه همسرشان با یک جعبه شیرینی آمدند سر ضبط برنامه
دهنمکی: ناراحت شد ولی او را راضی کردم که بیشتر به نفعش کار کردیم تا ضررش
جیرانی: بزرگمنشانه رفتار کرد.
دایی: ناراحت شد ولی نه از برنامه بلکه از شیطنتهای سامان گوران
کاشانی: فکر میکنم سیاستش ایجاب میکرد عکسالعملی مخالف دایی داشته باشد و استقبال کرد.
حامد بهداد: به شدت عصبانی شد چون دوست خیلی صمیمی من است.
رضا صادقی: ناراحت شد ولی فکر میکنم مقصر یک مجله زرد بود که دو به همزنی کرد.
فردوسیپور: چارهای نداشت جز تحمل.(باخنده)
تا اینجای کار فکر میکنید خندهبازار توانسته تاثیرگذار باشد؟
عباسی: واقعا بله… اگر دقت کنید در برنامههای ورزشی مثل ۹۰ خیلی از مهمانان مراقب رفتارها و صحبتهای خود هستند و خیلی حساب شدهتر رفتار میکنند. به نظرم خنده بازار تمرین خوبی برای بالا بردن آستانه تحمل و ظرفیت اشخاص بود. این را هم بگویم که در قبال شوخیهای ما، سینماییها با سعهصدر بیشتری برخورد کردند، گرچه ورزشیها خیلی زود عکسالعمل نشان دادند.
سامان گوران یکی از پرسروصداترین بازیگران شما بود، چرا دیگر کار با او را ادامه ندادید؟
عباسی: من به شخصه خیلی دوست داشتم با سامان کار کنم ولی او به شدت درگیر حاشیه شد. دقیقا بعد از پخش آیتم علی دایی او به شدت از مسیرش منحرف شد و شیطنتهایی هم کرد که موجب ناراحتی شدید دایی شد. من میخواستم به سامان ماهیگیری یاد بدهم ولی او به خوردن ماهی از دستم بسنده کرد.(میخندد)
با خروج گوران از خنده بازار همه نگران آیتم برنامه ۹۰ بودند.
عباسی: خدا را شکر ما استعدادهای زیادی در این زمینه داریم. رامتین حامیفر اولین کسی بود که سالها پیش بدل عادل را بازی کرد و با توجه به اینکه سن و سال او طوری شده تا چهرهاش کمی جا بیفتد روی گریم او خیلی کار کردیم، ولی در مجموع او خیلی خوب کار کرد و در سری جدید نقشش را به درستی ایفا کرد.
چرا در آیتمهای خود با بخش خبری و اخبار شوخی نکردید.
عباسی: این هم از خط قرمزهایی بود که به ما سفارش کرده بودند با اخبار شوخی نکنیم.
در مورد آیتمهایی که خودتان بازی کردید توضیح دهید.
عباسی: چهارپایه داغ ایده خودم بود که خدا را شکر کار گرفت. در مورد شوخی با «بهمن هاشمی» هم باید بگویم وقتی میخواستیم کار را شروع کنیم هر کس فیلمنامه را میدید میگفت «اصلا کار را نگیریم، خوب نمیشود» این آیتم از آن آیتمهایی بود که در آن اجرا بر متن میچربید. وقتی اولین ضبط تمام شد ساعت ۵ صبح بود که همه عوامل گروه برایم حسابی دست زدند.
در قبال زحمتی که گروه کشید از نظر مالی شرایط خوبی برایتان فراهم شده بود.
عباسی: واقعا نه!
فکر میکنید خنده بازار هنوز هم جای کار دارد؟
عباسی: رضایت من ازکار ۷۰ درصد است و با پتانسیلی که داریم فکر میکنم حالا حالاها جای رشد داریم. من خوشحالم که خنده بازار به محلی تبدیل شده که بچههای بااستعداد بتوانند تواناییهای خود را به نمایش بگذارند و یاحتی خیلی از بازیگرانی که محو شده بودند را احیا کند.
در برههای به شدت مورد انتقاد قرار گرفتید.
عباسی: دقیقا بعد از آیتم علی دایی بود که سر و صدای زیادی به پا شد و هجمه وسیعی از انتقادات را داشتیم. روزی نبود که سر صحنه انبوهی از روزنامهها را نداشته باشیم ولی باید بگویم که فرید شبخیز به خوبی گروه را رهبری کرد و اجازه نداد مجموعه به حاشیه برود.
بیشتر آیتمهای شما با بازی سیاوش مفیدی انجام میشود.
عباسی: بله واقعا او از مهرههای اصلی مجموعه ماست و بار زیادی روی دوش سیاوش قرار گرفته ولی او هنرمندانه کارش را انجام میدهد و کمک زیادی به مجموعه کرده است.
آینده خنده بازار را چطور میبینید؟
عباسی: واقعا توقعات از برنامه بالا رفته و باید حساب شده عمل کنیم تا مخاطب را حفظ کنیم.
قبول دارید که اسم خنده بازار کمی مخاطب را قلقک میداد؟
عباسی: من خودم خیلی موافق این اسم نبودم چون به قول شما این شائبه را به وجود میآورد که بوسیله شوخی با افراد قصد خنداندن مردم را داریم. البته اسامی خیلی زیادی پیشنهاد شد. خوب یادم هست که فرید شبخیز یک روز به بچهها وقت داد تا هر کس اسم خوبی انتخاب کند به او ۵۰ هزار تومان جایزه بدهد که در نهایت خودش اسم را انتخاب کرد و خودش هم جایزه را برد.
از لابهلای حرفها
در بین کارگردانان طنز، کارهای رضا عطاران، مجید صالحی و سعید آقاخانی را بیشتر میپسندم.
عاشق بازی اکبر عبدی و پرویز پرستویی هستم.
هر غذایی که بخواهید درست میکنم! این هم از ثمرات زندگی مجردی است.(باخنده) عاشق کوفته تبریزی و دلمه هستم! خیلی وقت است که غذای خانگی نخوردهام از بس که سر صحنه و فیلمبرداری همهاش غذای حاضری خوردم خسته شدم!
اوقات فراغت با هادی کاظمی xbox بازی میکنم و آن هم فقط فوتبال.
در رانندگی به شدت قانونمدار هستم، اما حوصله ترافیک را ندارم.
اخیرا در اتوبان همت با سرعت ۶۰ و ۷۰ کیلومتر حرکت میکردم، چون عجله داشتم یک بار به راست و یک بار چپ تغییر مسیر دادم که ناگهان پلیس بزرگراه مرا گرفت. جالب است وقتی افسر آمد به سمت من با لحن معروف سیاوش مفیدی گفت: مدارک، کارت، سویچ(من خندهام گرفت). ماشینم را ۴ روز در پارکینگ خواباندند و مقابل درب پارکینگ هم دو تا عکس یادگاری با من گرفتند.
ما یک عده بازیگر بیادعا هستیم که با کمترین بودجه کار کردیم امیدوارم مسیر کارمان را به درستی طی کنیم و بتوانیم برنامههای خوبی ارائه دهیم البته سری جدید خنده بازار بعد از محرم و صفر پخش خواهد شد.
ممنون از مصاحبه ای که گذاشتید 😛