فاصله اندك سنی میان سودابه بیضایی و مادرش و در عین حال حس خواهرانه عجیب او نسبت به خواهرهایش برایمان بسیار جالب و دوستداشتنی بود؛ یك حس حمایتگرانه كه از مادر به دختر بزرگتر خانواده رسیده است و در نوع خود بسیار جذاب است. با همه بانوان خانواده بیضایی همكلام شدیم و از صحبتهای این خانواده ایدهآل لذت بردیم.
فریدون آسرایی، ستاره 59 ساله موسیقی پاپ
موسیقی پاپ بعد از انقلاب خیلی دیر متولد شد. بعد از تولد هم آن قدر پرافت و خیز پیگیری شد که تقریبا امروز تمام کسانی که در این عرصه بر صدر نشسته اند هیچ کدام شان یکی از همان چهره ها نیستند. امروز چهره های محبوب این موسیقی را کسانی تشکیل می دهند که در یک دهه قبل، خیلی هایشان مشغول همکاری با شبکه های ماهواره ای چون MITV و IRANMUSIC بودند. از سوی دیگر در همان روزهایی که بسیاری از خوانندگان نسل اولی در حال تلاش برای گرفتن آلبوم هایشان بودند، بسیاری از همین نام های پرطرفدار امروز آلبوم هایشان را به صورت غیرمجاز- زیرزمینی- منتشر می کردند.
در این میان تنها یک خواننده هست که وضعش با هر دوی این نام ها تفاوت آشکاری دارد. او که حالا در آستانه 60 سالگی قرار دارد، در منطقه آسارا به دنیا آمد، اما خیلی زود پس از اتمام تحصیلات مقدماتی، در ژوئیه 1987 به شهر ونکوور کانادا مهاجرت و 14 سال در آنجا زندگی کرد. سال 1988 گروه غزال و دو سال بعد هم گروه پرواز را با حضور نام هایی چون کامران، هنگامه، رامین زمانی و… که امروز از فعالان حوزه موسیقی در لس آنجلس هستند راه انداخت. ترانه «ایران ایرانم» از دستاوردهای این قبیل همکاری هاست.
او اولین آلبومش را با تنظیم رامین زمانی و با نام «اولین سلام» در سال 1380 به بازار روانه کرد، اما خیلی به ایران بازگشت. این آلبوم، موفقیتی کسب نکرد ولی اولین آلبوم رسمی او که در ایران منتشر شد، نام او را بر سر زبان ها انداخت. آلبوم «غریبه» با آهنگ هیتی، که خیلی ها دست کم ترجیع بند آن را (آهای خوشگل عاشق/ آهای عمر دقایق…) از حفظ هستند، توانست موفقیت قابل توجهی کسب کند. او در سال 1394 با خواننده سبک رپ، آرمین- تو- ای- اف- ام تک آهنگی به نام «نیستی» منتشر کرد که واکنش های متفاوتی را برانگیخت.
کمند امیرسلیمانی: هیچ چیز را به خودم ترجیح نمی دهم
روزی که تصمیم گرفتیم موضوع این مطلب «از خودمراقبتی» باشد، گزینه های مختلفی برای گفت و گو درباره این موضوع پیشنهاد شد. هر کسی پیشنهادی داد، یکی گفت یک بازیگر سن و سال دار که از خودش خوب مراقبت می کند را بیاوریم. یکی دیگر می گفت نه موافق نیستم، یک نفر بازیگر جوان که شاداب و سرحل و به فکر سلامتی خودش را بیاوریم، در نهایت همه گزینه ها را رو تخته مخصوص جلسات نوشتیم و اکثرا با گزینه کمند امیرسلیمانی موافقت کردند. به چند دلیل؛ اولین این که این روزها سفیر دیابت شده و بسیار در تلاش است تا مردم را از بیماری دیابت و عواقب آن آگاه کند.
پوريا پورسرخ: امسال دواج خواهم کرد!
پوريا پورسرخ نمونه كامل از يك انسان موفق است. در حاليكه نزديك به 10 سال از حضورش در عرصه بازيگري ميگذرد و موفقيتهاي زيادي را در اين عرصه تجربه كرده است، اما هرگز آدمي تكبعدي نبوده و در كنار بازيگري، تحصيلات خود را تا مدارج بالا ادامه داده و از طرف ديگر هرگز حواشي و شايعات مرسوم بازيگري را وارد زندگي شخصي و حريم خصوصي خود نكرده است.
قواعد رقابت سالم را به خوبي ميداند و از تجربياتش، پلي براي رسيدن به موفقيت ساخته است. او حتي از معدود بازيگراني است كه به شدت به سلامت روحي و جسماني خود اهميت ميدهد و حالا بعد از 3سال دوري از مصاحبههاي مطبوعاتي، درباره ابعاد تازهاي از زندگي و حرفهاش صحبت كرده است، از تجربياتي كه در اين سالها به دست آورده و آرامشي كه اين روزها در زندگياش جاري است.
نیکی کریمی، ستاره ای که جنبه شهرت را داشت!
برای نسل ما و نسل بعدتر از ما، نیکی کریمی شمایل یک بانوی موفق است. در این سال ها البته کسانی آمدند که گاهی در یک وجه خاص ستاره شدند و درخشیدند و هستند یا رفتند اما در مجموع زندگی، کار و حاشیه هایشان، چیزی بود که موفقیت شان را خدشه دار کرده است اما او همچنان در مدار نیکی ماند.
با عروس آمد و با یک زیبایی خانمانه همچنان عروس ماند. با اینکه همیشه سوپراستار سینما بود اما همانطوری که در همین مصاحبه هم گفته است هیچ وقت اسیر شهرت نشد. همچنان که هیچگاه کسی او را طوری ندید که در شأن یک ستاره نباشد.
یک ستاره پاپیولار بود اما هیچگاه رفتارش و حرف هایش و سلیقه هایش عامیانه نبود. از همان اولین فیلم هایش که در سال های آخر تین ایجری اش بود، هیچگاه رفتار تین ایجری نداشت، هر چند که همین الان هم، در کنار علاقمندان بی شمارش، تین ایجرها هم عاشقانه دوستش دارند.
خیلی زود ترجمه سرگذشت زندگی مارلون براندو را به صورت پاورقی در مجله فیلم و بعد به صورت کتاب منتشر کرد، کتابی که هم برایش به عنوان یک بازیگر درس بود و هم به عنوان یک مترجم و نویسنده.
همان سال ها و در اوج سال های اولیه جوانی در اوج شهرت قرار گرفت و با اکثر کارگردان های بزرگ کار کرد اما هیچ گاه گم نشد و گیریم کمی مغرور، اما همین غرور هم زیبنده او بود و باعث شده است برای خود حریمی درست کند تا زندگی توأمان ستاره گی و روشنفکرانه اش را تا الان هدایت کند که یک بازیگر طراز اول، یک کارگردان خوش قریحه و خوش آتیه، یک سینماگر و سینماشناس جهانی با سابقه ده ها جشنواره بین المللی، یک نویسنده و مترجم مهمتر و مهم تر از همه یک بانوی تمام عیار و موفق است. یک آبانی تمام عیار؛ بانوی موفق آبان. بانوی همیشه.
مصاحبه با سوسن صفاوردی مادر شوهر مهناز افشار!
خانم دکتر سوسن صفاوردی تلاش زیادی می کند تا بگوید شخصیت مستقلی دارد و نباید او را به خاطر منتسب بودن به دیگر نام ها سنجید اما این تلاش برای کسی که همسرش محمد علی رامین نامی عجین شده با تاریخ مطبوعات است و عروسش مهناز افشار سوپراستار سینماست، مشکل به نتیجه برسد. حالا که حتی پسرانش هم به چهره های مورد توجه رسانه ها بدل شده اند.
سوسن صفاوردی دکترای علوم سیاسی دارد و استاد دانشگاه است. در آلمان و دانشگاه تهران و تاجیکستان درس خوانده. (مسیری که توضیح دادنش مثل طی کردنش به این راحتی ها نیست.) با وجود خانواده ای مذهبی و سنتی و روحیه ای انقلابی چند ماه پس از انقلاب برای ادامه تحصیل به آلمان رفته و در همان سال ها با محمد علی رامین جوان آشنا شده و ازدواج کرده است. (اتفاقاتی که اگر بخواهید برای یک سناریوی سینمایی یا تلویزیونی هم دستمایه قرار دهید، باورش برای بینندگان تان ساده نخواهد بود.)
خانم صفاوردی در دولت هاشمی در دفتر امور زبان خدمت کرده، در دوران اصلاحات با وجود فعالیت های NGO با دولت همکاری داشته و در دولت احمدی نژاد معاون بین الملل مرکز امور زنان ریاست جمهوری بوده. (معلوم است که درباره جالب بودن این تداوم هم با ایشان مفصل صحبت کرده بودیم اما به دلیل محدودیت فضای مصاحبه کوتاه شد.) موضوعی که خود خانم صفاوردی دلیلش را مستقل بودن شان و پرهیزشان از موضع گیری ها و نگاه جناحی و حزبی دانسته.
رابطه صمیمانه «رویا میرعلمی» با پسرش «کارن»
روابط مادر و فرزندی در تمامی فرهنگها و در تمام دوران تاریخ رابطهای توام با عشق و علاقه و فداکاری بوده و هست. غریزه مادری زیبا و دلنشین است و بهترین خاطرات همه ما از دوران کودکی و وقتی دنیایمان تنها محدود به خانوادههایمان میشد، محبتی است که از طرف مادرمان به ما شده؛ محبتی که تا بزرگسالی ادامه پیدا میکند؛ اگرچه شکل و ظاهرش عوض میشود اما از همان جنس و همان صمیمیت و خلوص باقی میماند.
میزبان رویا میرعلمی و پسر خوشرو و دوستداشتنیاش کارن شدیم و با او گپ و گفتی مفصل و صمیمانه داشتیم درباره شور و شوق مادرانهاش، خاطراتش از دوران بارداری و روزی که مادر شد و همچنین ارتباطش با پسرش. برای شما چه مادر باشید و چه فرزند مادری مهربان خواندن این گفتوگوی دلنشین، جذاب خواهد بود.
مصاحبه با «علی شادمان» از «میم مثل مادر» تا «كیمیا»
هنوز بسیاری از ما علی شادمان را با بازی درخشانش در فیلم «میم مثل مادر » به یاد داریم كه با همان فیلم، نوید ظهور یك استعداد جدید در عرصه هنر را میداد.
سپس بازی درخشان او در نقش یك كودك معلول در « زمانی برای دوست داشتن » آنقدر نگاهها را به خود خیره كرد كه نهتنها در داخل كشور، بلكه در جشنوارههای بینالمللی نیز جوایز متعددی را كسب كرد. او كه این روزها سریال «كیمیا » را در حال نمایش دارد، متولد ایلام است و به تازگی وارد 20سالگی شده و از یك خانواده تحصیلكرده میآید.
اما جالب است بدانید كه حدود 10 سالی كه از عمر بازیگری او سپری میشود، اتفاقات زیادی برایش رخ داده كه شاید مهمترین آنها هنگام كار در سریال «سرزمین كهن» باشد كه داروها و هورمونهایی به او تجویز شده بود تا رشد او را كند یا متوقف كند تا بتواند راكورد خود در این سریال را حفظ كند! صحبتهای او درباره این اتفاقات و مسیری كه طی كرده است را در ادامه بخوانید.
مصاحبه با «مهراوه شریفی نیا» 2 سال از عمرم را به «کیمیا» هدیه دادم!
این روزها، فضای مجازی با زندگی واقعی بسیاری از ما گره خورده و همین موضوع خواسته ناخواسته روی دیدگاه و قضاوت های ما تاثیر گذاشته، درست مثل من که با وجود شناخت نصف و نیمه ای که از مهراوه شریفی نیا به واسطه مصاحبه هایی که در سال های دور و نزدیک با او داشتم اما عمده ترین شناخت من از وی به صفحه اینستاگرامش برمی گشت، جایی که هر روز سرخوشی و غمگینی او را که توأم با یک حس آرامش و شیطنت بود دنبال می کردم.
کشف مهراوه جدید به قدری برای من شیرین بود که وقتی او به من پیشنهاد داد که به جای مصاحبه های مرسوم حضوری و تلفنی در فضای مجازی با هم گپ بزنیم، با وجود تردیدهایی که به لحاظ حرفه ای داشتم، خیلی زود پذیرفتم. شاید بخشی از این موضوع به این خاطر بود که همچنان می خواستم ذهنیتم در مورد «کیمیای» این روزهای تلویزیون همان باشد که در اینستاگرام و وبلاگش از او دیدم.
گفتگو شروع شد و «مهراوه بانو» هم با همان صداقت و سرخوشی و حس رهایی توأم با محافظه کاری، مصاحبه را به نفع خودش مصادره کرد و من خوشحال بودم از این که می دیدم او چطور دو سال از زندگی اش نقشی را ایفا کرد که با وجود همه چالش ها دوستش داشت و چطور از پس مشکلات برآمد و تبدیل به کیمیا شد. با من همسفر شوید در کشف مجازی من از کیمیای این روزهای جعبه جادویی… گفتگویی که خیلی عامیانه شکل گرفت و آنچه که در پاسخ به سوال های من می خوانید، قلم و نگارش خود مهراوه خانم است و ما هم بدون کم و کاست آن را به چاپ رساندیم…
جریان ازدواج سحر قریشی و امید علومی
گاهی در چشم بر هم زدنی مسیر زندگیات تغییر میکند. مجبوری همهچیزی را که برای خودت نگه داشتهای رو کنی تا شایعات و پچپچها دست از سر زندگیات بردارد. این اتفاق برای سحر قریشی هم افتاد. یک روز تصمیم گرفت مقابل دوربین برنامه «دید در شب» بنشیند و به سوالات عجیب و غریب و چالشی رشیدپور پاسخ دهد. او بیترس و اضطراب این کار را کرد. تازه اما داستان شروع شده بود. به محض پخش برنامه در اینترنت حاشیههای زیادی برای او به وجود آمد؛ از داستانهایی که برای نشناختن کاپولا و تارانتینو و رئیس سازمان صدا وسیما شکل گرفت و تا ستایش رئیسجمهور پیشین و البته آشنایی با امید علومی کشیده شد.
قبلتر البته حرفهای درگوشی از اینستاگرام خود سحر قریشی ایجاد شده بود و رشیدپور آن را قاپیده بود تا سحر قریشی را غافلگیر کند. سحر قریشی با خونسردی درمورد امید علومی سخن گفت. همین شد که سحر قریشی و امید علومی سوژه مصاحبه ما شدند تا برای اولینبار از زندگی مشترک و عشقشان بگویند و از حرف و حدیثها خلاص شوند؛ البته نه فقط عشقشان که از حاشیهها و حضور در برنامه رشیدپور و اتفاقات آن هم گفتند.
از کارهایی که تا به الان داشتید، راضی بودید؟
علومی: من فعلا در حال تجربه کسب کردن هستم. اما فیلمهایی که بازی کردهام را دوست داشتم.
فکر نمیکنید کارهایی مثل «دریاکنار» و «عشق، شانس، تصادف» چیزی را برای بهبود روند بازیگری شما نداشت و تنها روی اینکه شما موزیسین و خواننده هستید، متمرکز بود؟
علومی: خب، احتمالا شما کار «دربست آزادی» ساخته مهرشاد کارخانی را ندیدهاید که قبل از اینها بود و البته فیلمی به نام «دو لکه ابر» را نیز با او داشتم که برای جشنواره بود. فضای کار خودم جدیتر و اجتماعیتر است و به این دست کارها علاقه زیادی دارم.
عکس و مصاحبه سیما تیرانداز
بازی در سكوت و بازی بدون دیالوگ، كار هر بازیگری نیست. در واقع در شرایط ویژه است كه تفاوتها، رخ نشان میدهند. سیما تیرانداز اما در چنین شرایطی از جمله بازی در سكوت، توانایی خودش را به رخ كشیده است. او به زیبایی و با هنر تمام، از چشمان و میمیك صورتش بازی میگیرد و نشان میدهد كه به خوبی اعضای صورتش را در كنترل دارد؛ شاید به همین علت است كه در كارگردانی هم موفق بوده چون به خوبی میتواند كنترل اوضاع را به دست بگیرد. ویژگی مدیریتی خوب او حتی در زندگی شخصیاش نمود دارد كه چند حرفه مختلف را به موازات در كنار دشوارترین نقش دنیا یعنی مادر بودن جلو میبرد.
موش توی پیت حلبی
این روزها مشغول كار تئاتر «موش توی پیت حلبی» هستم. راستش خیلی دلم برای فضای بازیگری تئاتر تنگ شده بود. درواقع طی پروسه فیلمبرداری سریال «نفس گرم» پیشنهاد كار تئاتر داشتم اما نرفتم چون نقشی كه در آن سریال داشتم به لحاظ درگیر شدنم با لهجه نقش و درآوردنش بسیار سخت بود؛ به همین خاطر ریسك نكردم حین آن كار سر پروژه دیگری بروم. تقریبا اواخر فیلمبرداری آن كار بود كه علی هاشمی برای این نمایش با من تماس گرفت. اول نپذیرفتم اما به هر حال مرا قانع كرد. حالا هم خیلی خوشحالم كه در این نمایش حضور دارم چون نه تنها دلم برای تئاتر تنگ شده بود، بلكه نقش و گروه این كار را خیلی دوست دارم.
عکس و مصاحبه با زیبا بروفه
زیبا بروفه هم مهاجرت كرد. البته نه به آن طرف آبها. یك جزیره زیبا را وسط خلیج فارس به همراه همسر پیدا كردند و به آنجا رفتند تا از استرس و شلوغی و دود شهری مثل تهران دور باشند. برادر زیبا، میلاد هم به آنها پیوست تا دنجنشینیشان رونق بیشتری بگیرد. وقتی همچین محفل صمیمی و خانوادگی جذابی را پیدا میكنید، بهتر است مهمانشان باشید تا در این لذت و آرامش كمی شریك شوید.
در یك روز زیبای پاییزی مهمان زیبا بروفه و برادرش میلاد شدیم و از او درباره كم كاری اخیرش در دنیای تصویر، علاقهاش به زندگی در جزیره كیش، دلتنگیهایش برای سینما و ارتباطش با برادر كوچكش گپ و گفت داشتیم.
سحر قریشی و امید علومی با هم ازدواج کردند!

برچسبها: سحر قریشی, امید علومی, ازدواج سحر قریشی و امید علومی
مصاحبه با یکتا ناصر بازیگر نقش «قطام» در نمایش ترور
یکتا ناصر بازیگر پرکار و بی حاشیه سینما و تلویزیون مدتی است به عرصه تئاتر وارد شده و در همین مدت کوتاه، در چند نمایش موفق بازی کرده.
او این روزها در نمایش «ترور» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی روی صحنه سالن اصلی تئاتر شهر مشغول بازی در نقش قُطام است؛ شخصیتی که سال ها پیش ویشکا آسایش با ایفای آن در سریال امام علی به شهرت رسیده بود اما یکتا ناصر برای بازی در این نمایش، نه تنها تحت تاثیر بازی آسایش نبوده که حتی با تحقیق و پژوهش های خود، تصویری تازه و متفاوت از این شخصیت خلق کرده است. به همین بهانه پای حرف های این بازیگر نشستیم و درباره تجربه بازی در این نمایش و تلاشش برای ارائه تصویری متفاوت از کاراکتر قطام حرف زدیم.
مصاحبه و عکس های جدید شقایق دهقانِ
قرار گفت و گوی ما با شقایق دهقان افتاد به یک صبح پاییزی در محوطه باغ انجمن خوشنویسان. باران تازه قطع شده بود و آسمان تهران به طرز بی سابقه ای آبی بود. در حالی که هوا به شدت دو نفره بود، ما پنج نفره بودیم. دو خواهر شقایق دهقان که او را همراهی می کردند، دقیقا به اندازه خود او چهره صمیمی و بی شیله و پیله ای داشتند. هوا بس ناجوانمردانه سرد بود، اما ما گفت و گوی گرمی داشتیم.